دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
  • منتشر شده در یکشنبه ۱۴۰۰/۹/۷

معنی مرغوب

معنی واژهٔ مرغوب در فرهنگ فارسی معین به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

معنی مرغوب

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.اکنون کاربر ویژه شوید!

مرغوب/ma qub/مترادف مرغوب: پسندیده، دلپذیر، دلپسند، خوب، زیبا، دلخواه، مطلوب، مقبول، نیک، نیکومتضاد مرغوب: نامرغوببرابر پارسی: پسندیده، برگزیده، دلپسند، برازنده، دلپذیر

فارسی به انگلیسیof good quali y, i dema d, desi able o desi ed, supe io , vi age, fa cy, ha d, high, high-class, high-g ade, ma ke able, p emium, p ime, [o.s.] desi able, supe fi e

مترادف هاdesi able (صفت)پسندیده، خوشایند، مطلوب، مرغوب، خواستنیhigh-g ade (صفت)عالی، مرغوب

لغت نامه دهخدامرغوب. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رغب و رغبة. خواهش نموده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). خواهانی نموده. ( از منتهی الارب ). خواسته شده. و درخواست کرده شده و آرزو شده. ( ناظم الاطباء ): از اقطار و اکناف عالم روی فرا او کرده و همه به نجاح مطلوب و رواج مرغوب رسیده. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 337 ). رغیبة؛ امر مرغوب. ( منتهی الارب ).- مرغوب ٌ الیه ؛ مورد درخواست. خواسته شده. مطلوب : شراب [ قریه ] میم در آن زمان بس مرغوب الیه بوده است.( تاریخ قم ص 247 ).- مرغوب ٌ عنه ؛ اعراض شده و روی گردان شده از آن. ( ناظم الاطباء ).- مرغوب ٌ فیه ؛ متمایل شده بدان خواسته شده. آرزو شده. ( ناظم الاطباء ).|| پسندیده و معقول. ( غیاث )( آنندراج ). نفیس. منفس. نفوس. ( از منتهی الارب ). خواسته. خوب. نیکو. پسنده و شایسته و دلپسند و مقبول. باقدر و با قیمت و بسیار اعلی. ( ناظم الاطباء ). همه کس پسند. نوع برتر و بهتر از چیزی.مرغوب. [ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دیهوک بخش طبس شهرستان فردوس ، در 90هزارگزی جنوب شرقی طبس و 7 هزارگزی غرب راه طبس ، با 206 تن سکنه. آبش از قنات ، محصولش غلات و ذرت ، شغل مردمش زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسیپسندیده و خواسته شده۱ - ( اسم ) رغبت کرده شده خواسته شده مورد رغبت : سخن ناگفته بدان مخدر. ناسفته ماند که مرغوب طبعها و محبوب دلها باشد . ۲- ( صفت ) نیکو پسندیده مقابل نامرغوب : چای مرغوب .

فرهنگ معین(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) پسندیده ، مورد قبول .

فرهنگ عمید۱. پسندیده، خواسته شده.۲. دارای کیفیت برتر.

دانشنامه عمومیمرغوب، روستایی است از توابع بخش دیهوک و در شهرستان طبس استان خراسان جنوبی ایران.این روستا یکی از خوش آب و هواترین روستاهای طبس و علی الخصوص دهستان کویر میباشد به طوری که مردم منطقه برای گردش و تفریح و همچنین سیزده بدر به باغات آن می آیند .مرغوب به نوبهٔ خود یکی از پرآب ترین روستاهای بخش دیهوک میباشد به طوری که در گذشته به واسطهٔ آب فراوان و آسیاب های آبی متعدد خود (که دیدن آن ها خالی از لطف نیست) قطب آردکردن گندم های منطقه بوده است ؛البته اکنون به واسطهٔ خشکسالی های متعدد و متمادی آب روستا بسیار تقلیل یافته با این وجود بخشی از آب موردنیاز کشاورزی و شرب روستاهای اطراف از آن تأمین می شود .مرغوب به خاطر بافت قدیمی،آسیاب های آبی بسیار ، چشمه سارهای آب شیرین،باغات سرسبز و آب و هوای معتدل در دل کویر و دارابودن بزرگترین قلهٔ منطقه (کوه مرغوب) هدف گردشگری اعلام شده است .این روستا در دهستان کویر قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۸۴خانوار) ۲۶۹نفربوده است.wiki: مرغوبگزارش تخلف یا اشتباه در معنی

فارسی به عربیمرغوب

پیشنهاد کاربرانناب. بی عیب. بصورت کامل و یکنواخت به عمل آمده باشد.کیفیت عالی، خوب، با کیفیت، بی نقص????با کیفیتمشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شمامعنی یا پیشنهاد شما+ افزودن عکس و لینک