دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
معنی قمری

معنی قمری

قمری/qama i/مترادف قمری: صلصل، طوقی، فاخته، کوکوبرابر پارسی: ماهی

فارسی به انگلیسیdove, lu a , u ledove, i gdove

مترادف هاdove (اسم)فاخته، قمری i gdove (اسم)فاخته، کبوتر جنگلی، قمریlu a (صفت)کم رنگ، قمری، ماهی، ماهتابی، وابسته بماه

فرهنگ اسم هااسم: قمری (دختر) (عربی) معنی: نام پرنده ای کوچکتر از کبوتر، یاکریم برچسب ها: اسم، اسم با ق، اسم دختر، اسم عربی

لغت نامه دهخداقمری. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قُمر شهری در مصر. ( از معجم البلدان ). رجوع به قمر شود.قمری. [ ق َ م َ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قمر و آن لقب مسعودبن عمروبن عدی بن محارب ازدی است که چون زیبا بود او را قمر لقب دادند و فرزندان وی را قمری گویند. ( اللباب فی تهذیب الانساب ).- سال قمری ؛ سالی است که ماههای آن بر طبق حرکات قمر تنظیم شده و از محرم آغاز میشود بدین صورت : محرم ، صفر، ربیع الاول ، ربیعالاخر، جمادی الاولی ، جمادی الاَّخرة، رجب ، شعبان ، رمضان ، شوال ، ذی القعدة، ذی الحجة. ماههای قمری شرعی عبارت است از هنگام رؤیت تا رؤیت هلال ماه دیگر و آن هرگز از سی روز تجاوز نکند و از بیست و نه روز کمتر نباشد و سال قمری معمولاً یازده روز از سال شمسی کمتر است.- حروف قمری ؛ حروفی هستند که هرگاه الف و لام تعریف بر سرآنها درآید لام آن در آن حروف ادغام نشود وخود بتلفظ آید. حروف قمری چهارده حرفند از این قرار: ء ب ج ح خ ع غ ف ق ک م هَ و ی.قمری. [ ق ُ ] ( اِ ) ( پرده ٔ... ) نام یکی از پرده های موسیقی است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قمر و آهنگ شود.قمری. [ ق ُ ] ( اِ ) پرنده ای است ، ماده آن را قمریه نامند و نر آن را ساق جر و جمع آن قماری ، غیرمنصرف است و آن رابه هندی توترو نامند. مرغی است از فاخته کوچکتر و با طوق و بسیار مأنوس و خوش منظر و خوش آواز و گفته اندکه لفظ یا کریم کامل الحروف از صوت آن ظاهر میگردد و دو نوع میباشد، سفید و زرد و از غرایب آثار آن آنکه ابن اثیر در تاریخ خود نوشته که از جمله هدایا که بعض ملوک بقاع هند برای سلطان محمود سبکتکین فرستاده بودند قمری بود که چون طعام زهردار را میدید چشم های آن سرخ و از آن اشک جاری و متحجر میگشت و چون آن حجررا سوده بر جراحات دهن گشاده میپاشیدند بزودی چاق میشد. طبیعت آن در دوم گرم و خشک است افعال و خواص آن موافق مبرودین و مرطوبین و مولد خلط فاسد و اکثر آن محدث وسواس و جذام و مصلح آن ادهان و ادویه لطیفه است. رجوع به مخزن الادویه شود. در لغت نامه های عربی آن را جنسی از فاخته گفته اند و آنچه را که در زمان ماقمری میگویند مرغی است به اندازه بچه کبوتری ولی باریک اندام تر و پرهای سیاه دارد و آن را مانند طوطی الفاظی چند آموزند. ( یادداشت مؤلف ). مرغی است معروف خوش آواز نر آن را وَرَشان و ساق حُر نیز گویند حشرات از آواز قمری میگریزند. قزوینی گوید از اختصاصات قمریان این است که هرگاه نر آنها مرد ماده آنها ازدواج نکند. رجوع به صبح الاعشی ج 2 ص 73 شود : بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسیجرجانی ( گرگانی ) ابوالقاسم زیاد بن محمد از شاعران فارسی گوی معاصر قابوس و شمگیر و مداح او ( نیمه دوم قر. ۴ ه. ).پرندهای خاکی رنگ وکوچکترازکبوترباگوشتی لذیذ، درفارسی موسی کوتقی نیزمیگویندمحمد تقی دربندی شیروانی از شاعران ترک و از مردم دربند شیروانات روسیه است . وی در آغاز شبیه گردان بود و غزلیات و قصاید نیکو میسرود و به قمری تلخص میکرد . اشعار نغزی در مصایب کربلا سروده و به نام کنزالمصایب بچاپ رسید است . سال وفاتش معلوم نیست و در اوایل قرن چهاردهم هجری زنده بوده است .

فرهنگ معین(قُ ) [ ع . ] (اِ. ) فاخته . (قَ مَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) منسوب به قمر، ماهی . ، سال ~سالی که طبق دوازده ماه قمری (گردش انتقالی ماه ) حساب شود.

فرهنگ عمیدمحاسبه شده براساس گردش انتقالی ماه: سال قمری.پرنده ای خاکی رنگ و کوچک تر از کبوتر با سر کوچک، گردن کشیده، و نوک باریک، یاکریم، موسی کوتقی.

واژه نامه بختیاریکافاتولک

دانشنامه عمومیقمری ممکن است اشاره به موارد زیر باشد:گاه شماری هجری قمری (قَمَری)، به معنی مهی یا ماهی یکی از روش های گاهشماری است که ماه های آن بر پایه گردش ماه به دور زمین شمارش می شود.قُمْری، خانواده ای از پرندگان، مانند قمری خانگی، قمری معمولی و قمری خاوری. به کبوترسانان#گونه ها نگاه کنید.wiki: قمریگزارش تخلف یا اشتباه در معنی

فارسی به عربیحمامة , قمری

ارتباط محتواییمترادفصلصل، طوقی، فاخته، کوکوبرابر پارسیماهیفرهنگ نام هااسم: قمری ( دختر ) ( عربی ) معنی: نام پرنده ای کوچکتر از کبوتر، یاکریم برچسب ها: اسم ، اسم با ...لغت نامه دهخداقمری. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قُمر شهری در مصر. ( از معجم البلدان ) . رجوع به قمر شود. قمری. ...فرهنگ فارسیجرجانی ( گرگانی ) ابوالقاسم زیاد بن محمد از شاعران فارسی گوی معاصر قابوس و شمگیر و مداح او ( نیمه دو ...فرهنگ معین( قُ ) [ ع . ] ( اِ. ) فاخته . ( قَ مَ ) [ ع . ] ( ص نسب . ) منسوب به قمر، ماهی . ، سال ~سالی که طبق دو ...فرهنگ عمیدمحاسبه شده براساس گردش انتقالی ماه: سال قمری. پرنده ای خاکی رنگ و کوچک تر از کبوتر با سر کوچک، گردن ...دانشنامه عمومیقمری ممکن است اشاره به موارد زیر باشد: گاه شماری هجری قمری ( قَمَری ) ، به معنی مهی یا ماهی یکی از روش ... {"@co ex ":"h ps://schema.o g","@ ype":"FAQPage","mai E i y":[{"@ ype":"Ques io "," ame":"مترادف","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"صلصل، طوقی، فاخته، کوکو"}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"برابر پارسی","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"ماهی"}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"فرهنگ نام ها","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"اسم: قمری ( دختر ) ( عربی ) معنی: نام پرنده ای کوچکتر از کبوتر، یاکریم برچسب ها: اسم ، اسم با ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"لغت نامه دهخدا","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"قمری. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قُمر شهری در مصر. ( از معجم البلدان ) . رجوع به قمر شود. قمری. ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"فرهنگ فارسی","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"جرجانی ( گرگانی ) ابوالقاسم زیاد بن محمد از شاعران فارسی گوی معاصر قابوس و شمگیر و مداح او ( نیمه دو ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"فرهنگ معین","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"( قُ ) [ ع . ] ( اِ. ) فاخته . ( قَ مَ ) [ ع . ] ( ص نسب . ) منسوب به قمر، ماهی . ، سال ~سالی که طبق دو ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"فرهنگ عمید","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"محاسبه شده براساس گردش انتقالی ماه: سال قمری. پرنده ای خاکی رنگ و کوچک تر از کبوتر با سر کوچک، گردن ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"دانشنامه عمومی","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"قمری ممکن است اشاره به موارد زیر باشد: گاه شماری هجری قمری ( قَمَری ) ، به معنی مهی یا ماهی یکی از روش ..."}}]} معنی قمری، مفهوم قمری، تعریف قمری، معرفی قمری، قمری چیست، قمری یعنی چی، قمری یعنی چه، گاه شماری هجری قمری، قمری خانگی، قمری خاوری، قمری جرجانی، قمری بخاری، سراج قمری، پرنده قمری، قمری چینی، صدای قمری، قمری سفید، فرق قمری با یاکریم، خواص قمری، جوجه قمری، گیاه قمریبرچسب ها: لغت نامه دهخدا، لغت نامه دهخدا با حرف ق، فرهنگ فارسی، فرهنگ فارسی با حرف ق، فرهنگ معین، فرهنگ معین با حرف ق، فرهنگ عمید، فرهنگ عمید با حرف ق، گویش ها و لهجه ها، گویش ها و لهجه ها با حرف ق، دانشنامه عمومی، دانشنامه عمومی با حرف ق، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف قکلمه: قمریکلمه بعدی: قمری املیاشتباه تایپی: lvdآوا: /qama i/نقش: صفتعکس قمری : در گوگل

پیشنهاد کاربرانقمری پرنده ایست از کبوتر سانان . جثه آن کمی از کبوتر کوچکتر و دارای نقش طوقی روی گردنش می باشد.نوعی پرنده کوچکتر از کبوترقُمری را "غُمری" بنویسید؛ تا آن را از نگارشِ با واک های هشت گانه ی ویژه ی تازیان ( ث. ح. ص. ض. ط. ظ. ع. ق ) جدا کرده باشید.قمری ها پرو بال شان صورتی استقمری نوعی پرنده که دورگردنش نقش طوقی استنوعی پرندهبلبل، نوعی پرندهپرنده ای خاکستری رنگ و کوچک تر از کبوترمهشیدی /مَهشیدی/مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شمامعنی یا پیشنهاد شما+ افزودن عکس و لینک

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.اکنون کاربر ویژه شوید!

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب