دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

مخالف پاسخ کلاس پنجم

کلمات هم خانواده و متضاد (مخالف) درس های فارسی پنجم ابتدایی برای دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی از کتاب فارسی پنجم دبستان به منظور آموزش درس فارسی پنجم

مخالف پاسخ کلاس پنجم

پنجم ابتداییفارسی پنجم کلمات هم خانواده و متضاد (مخالف) درس های فارسی پنجم ابتدایی By میثم Las upda ed دی 5, 1399

62 Sha e

عــناوینی که در ایــن آموزش مــی خــوانید : ستایش فارسی پنجم ابتداییمعنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:معنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 2 فارسی پنجم ابتدایی فضل خدا معنای واژگان:واژگان هم خانواده :واژگان متضاد:درس 3 فارسی پنجم ابتدایی رازی و ساخت بیمارستان معنای واژگان:واژگان هم خانواده :واژگان متضاد:درس 4 فارسی پنجم ابتدایی بازرگان و پسران معنای واژگان:واژگان هم خانواده :واژگان متضاد:درس 5 فارسی پنجم ابتدایی چنار و کدوبن فارسیمعنای واژگان:واژگان هم خانواده :واژگان متضاد:درس 6 فارسی پنجم ابتدایی سرود ملّی فارسی معنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 8 فارسی پنجم ابتدایی دفاع از میهن فارسی معنای واژگان:واژگان هم خانواده :درس 9 فارسی پنجم ابتدایی نام آوران دیروز،امروز و فردا معنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس10 فارسی پنجم ابتدایی نام نیکو معنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 11فارسی پنجم ابتدایی نقش خردمندان معنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 12 فارسی پنجم ابتدایی درس آزاد (فرهنگ بومی 2)معنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 13 فارسی پنجم ابتدایی روزی که باران می باریدمعنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 14 فارسی پنجم ابتدایی شجاعتمعنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 15 فارسی پنجم ابتدایی کاجستانمعنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 16 فارسی پنجم ابتدایی وقتی بو علی،کودک بودمعنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:درس 17 فارسی پنجم ابتدایی کار و تلاشمعنای واژگان:واژگان هم خانواده:واژگان متضاد:ستایش فارسی پنجم ابتداییمعنای واژگان:هستی: وجود، آفرینش، جهان از پی: به دنبال کریم: بخشنده که: چه کسی ننوازی: محبت نکنی غمخوارگان: رنج دیدگانخاک: در این بیت به معنی انسان بیم: ترس، خوف چاره: تدبیر، راه حل قبله: جهتی که ما نماز می خوانیم مونس: همدم، یار بیچارگان: درماندگان، عاجزانواژگان هم خانواده:ضعیف: ضعف، مستضعفکریم: کرامت، تکریممونس: انس، انیسواژگان متضاد:هستی # نیستیضعیف# توانابیچارگان# توانمندان، سعادتمنداندرس 1 فارسی پنجم ابتدایی تماشاخانه معنای واژگان:تماشاخانه: جایی که در آن چیزی نمایش داده می شود شگفتی ها: عجایب، پدیده های عجیب لطیف: زیبا، نرم تماشاگه: محل تماشا و گردش مقایسه کنیم:بسنجیم تأمل: اندیشه، درنگ کردار: عمل، رفتار نگاشته: نوشته آفرینش: خلقت، به وجود آمدن سنگالخ: زمینی که در آن سنگ فراوان باشد هیس: ساکت مخملی: از جنس مخمل، مثل مخمل نرم سر زده: بی خبر نارون: درختی برگ ریز که در همه جا پراکنده و از جمله درختان جنگلی نقاط معتدلاز هم گسیخت: از هم جدا شد، پاره شد دهقان: کشاورز تاک: درخت انگور شاخساران: درختان انبوه و پر شاخ و برگ گل بوته: بوته گل باز: دوباره سرشار: لبریز، پر پدیده: چیز تازه عجیب: غریب، شگفت آور درنگ: توقف، سکون سربه فلک کشیده: بسیار مرتفع، بلند عالمان: دانایان گوارا: مطبوع، دلچسب موضوع: مطلب شکننده: ظریف، نازک سردر می آورد: می رویند و رشد می کنند توصیف: وصف کردن تاالب: جایی که در آن آب جمع شود و بماند رفته رفته: آرام آرام رنگ رنگ: دارای رنگ های مختلفبستان: باغ کوته: کوتاه برگ نو: برگ تازه کهن: قدیم ،گذشته نغمه خوان: آواز خوان آشیان: النه، خانهواژگان هم خانواده:آفرینش: آفریده، آفریدعمیق:عمق، اعماقتوصیف: وصف، موصوففصل: فصولعظیم = اعظم – عظمتشگفتی = شگفت زده – شگفت انگیزلطیف = لطف – الطافموضوع = وضع – اوضاعمحکم = استحکام – مستحکمطرف = اطراف عالم = علم – معلوم – معلّمعجیب = عجایب – تعجّبتفکّر = افکار – فکر – متفکّرواژگان متضاد:بیرون ≠ درونخوب ≠ بدروز ≠ شبزمین ≠ آسمانلطیف# خشننو#کهنهدرنگ# عجله کهن# جدیدبلندترین#کوتاه ترینبخندد#بگرید، گریه کند ساده# سختزیبا# زشتسرد# گرم پاکی#ناپاکی، پلیدیآرام#نا آرامنرم# زیر شاداب#غمگیننازک# کلفتخواب#بیدار کوتاه# بلندخشک# خیسروشنایی#تاریکی گرما# سرماتوضیحات بشتر از درس اول فارسی پنجمدرس 2 فارسی پنجم ابتدایی فضل خدا معنای واژگان:فضل: بخشش بحر:دریا بر:خشکی لیل: شب اجزا: جمع جز، بخش ها تاثیر: اثر کردن شاخ برهنه: شاخه بدون برگ و میوه بنی آدم: انسان شاخسار: شاخه های درختان از پشت کوه بیرون آمد: طلوع کرد تحسین می کرد:آفرین می گفت خورشید نورش را پنهان کرد: غروب کرد برکه: آبگیر مغرور: خودخواه، متکبر به شگفت آمد: تعجب کرد جذب: چیزی را به سوی خود کشیدن مشخص: معلوم جالیز: کشتزار خربزه از کار خدا سردر نمی آورم: متوجه رازهای خدا نمی شومشکرت: شکر تو را شمار کردن: شمردن، حساب کردن که: چه کسی انجم: ستارگان نهار: روز خاک مرده: خاک خشک و بی حاصل بیخ: بن ، اساس توحیدگوی: ستایش کننده زمزمه: نغمه، سرود، آواز حسرت می خورند: افسوس می خوردند سراغ: در جستجوی چیزی رفتن غرور: سربلندی خود بینی: غرور، تکبر نسیم مالیم: باد آرام گلبرگ: برگ گل تشکر: سپاس گزاری لب به سخن باز کرد: شروع به حرف زدن  کردخالق: آفریننده کردگان: درخت گردو ناگهان: غیر متنظره بالی وحشتناکی: گرفتاری سختیواژگان هم خانواده :فضل:فاضل،فضیلتانجم:نجوم ،نجمشکر:شاکر ،تشکر تاثیر: موثر، اثرتعریف: معرفیدیدن: دید، دیدارلیل = لیالیشمار = شمردن – شمارشواژگان متضاد:خورشید ≠  ماهبحر# برلیل# نهارمرده# زنده برهنه# پوشیدهبزرگ# کوچکزیبا# زشت خواب# بیدارمغرور# فروتن،متواضعغمگین# شادتوضیحات بشتر از درس دوم فارسی پنجمدرس 3 فارسی پنجم ابتدایی رازی و ساخت بیمارستان معنای واژگان:روزگاران کهن: زمان های قدیم بخش: فسمت، جا، مکان خالصه: به هرحال، کوتاه شده تصمیم گرفتند: اراده کردند در دل خندیدند: مسخره کردند شگفت زده: متعجب، متحیر فاسد: معیوب، خراب فرق: تفاوت، اختالف بلند آوازه: معروف، مشهور سمت: سو ، طرف دانایی: آگاهی سربلندی: سرافرازی رهنمای: راهنما دلگشای: خوشایند سرا: خانه گرای: گراییدن، میل داشتن شکوه: جالل ، بزرگی اندیشه: فکرگرمابه: حمام محلی پرس و جو: پرسیدن طبیب: پزشک هوس: آرزو، میل فرا خواند: صدا زد، دعوت کرد خون سردی: بردباری ، آرامش پاکیزه تر: تمیزتر، پاک تر پدرش را از دست داده بود: پدرش فوت کرده بود دست بردار نبود: آن را رها نمی کرد هوشیاری: باهوشی ، آگاهی خرد:عقل بلند: دراز، افراشته دست گیرد: کمک می کند هر دو سرا: دنیا و آخرت گزند: آسیب ، ضرر برنا: جوانواژگان هم خانواده :شگفت زده = شگفت انگیز – شگفت آورمعلوم = علوم – علم – معلّماندیشه: اندیشیدن، اندیشمندفاسد: فساد، مفاسدشوق: اشتیاق، تشویق طبیب: طب ، مطبشرط: شرایط، مشروطموفقیت: توفیق، موفق تعجب: متعجب، عجیب،عجایب رهنما: راهنماییدانش: دانشمند، دانشگاه توانا: توانایی، توانمندواژگان متضاد:فراوان ≠ اندکخوشحال ≠ ناراحتپس ≠ پیشفاسد ≠ سالمکهن # جدیدبزرگ # کوچکنزدیک # دور تازه # کهنهخندید # گریستبدبو # خوش بو پاکیزه # کثیفساده # مشکلسالم# بیمار مناسب # نا مناسببرتر # پایین تربلند # کوتاه بد # خوببرنا # پیرتوانا # ناتوانتوضیحات بشتر از درس سوم فارسی پنجمدرس 4 فارسی پنجم ابتدایی بازرگان و پسران معنای واژگان:بازرگان: تاجر گرد خود: دور خود مقام: رتبه خصلت: خلق و خوی، صفت روی برگرداند: برگردد، پشت کند، پشیمان شود مراقبت: نگهداری تهیدست: فقیر، مسکین خشنود: راضی، شاد کسب: درآمد، کار گمنام: بی نام و نشون فروغ: روشنایی ، پرتو نهان: خوبی ، پسندیده بودن آراست: زینت داد معلوم: مشخص بی شک: بی تردید ، بی گمان هالک: نابود حوادث: رویدادها، پیش آمدها معموال: بیشتر اوقاتاندوختن: جمع کردن، پس انداز کردن ، ذخیره کردن کاهلی: تنبلی، سستی اسباب: سبب ها ، علت ها غفلت: بی توجهی ، بی اعتنایی چارپایان: حیواناتی که دو دست و دو پا دارند بکوشید: سعی کرد ، تالش کرد فضیلت: نیکویی ، برتری شناخته شده: در این جا معروف نیکویی: خوبی ، پسندیده بودن نهان: مخفی پروردن: پرورش دادن، تربیت کردن بهره گیرند: استفاده ببرند موذی: آزار دهندهواژگان هم خانواده :مراقبت = مراقبحوادث = حادثهتجربه: تجاربجمع: مجموع، جامعمحافظت: حفاظ، حفظ مقصد: مقصود، قصدغفلت: غافلفضیلت: فاضل، فضل معلوم: علوم ، علمهلاک: هلاکت، مهلکواژگان متضاد:کاهلی ≠ زرنگیخشنود ≠ ناراضیآرام ≠ سریعغفلت ورزیدن ≠ توجه کرنبا تجربه # کم تجربه ، بیتجربه بسیار # کم نیک # بد تهیدست# ثروتمندزود # دیراندک # بسیار گرسنه # سیرشاد # غمگینگمنام # معروف ، مشهور نهان # آشکارتوضیحات بشتر از درس چهارم فارسی پنجمدرس 5 فارسی پنجم ابتدایی چنار و کدوبن فارسیمعنای واژگان:کدوبن: بوته گل قد کشید: رشد کرد، بزرگ شد ازو: از او داوری: قضاوت مهرگان: اوایل پاییز جوانه می زد: شکوفه می داد معجزه آسا: شبیه معجزه، عجیب رسیدگی می کرد: مواظبت می کرد هیجان انگیز: شوق آور ، ایجاد کننده ذوق به عنوان: به نام ، به سمت روزها پشت سرهم آمدند: روزها به سرعت طی شد و گذشت غصه: غم، رنج به آرامی: به آهستگی اصال: هرگز مقداری زر: کمی طال دفن کرد: زیر زمین پنهان کرد باز نیافت: پیدا نکرد حاکم: قاضی ، فرماندارطبیب: پزشک جمله: همه نرمی: نرم بودن، مهربانی بستد: گرفت غازی: بند باز کهن سال: پیر ، قدیمی باور: یقین ، اعتقاد کاهلی: سستی، تنبلی باد مهرگان: باد پاییزی آنگه: آن گاه عجیب: شگفت آور امپراتور: پادشاه جارچیان: کسانی که در روزگاران گذشته خبرهای مهم را با صدای بلند به اطالع مردم می رساندند هجوم آوردند: حمله کردند اشتیاق: آرزومندی ، شوق مطمئن باش: آسوده باش ، خیالت راحت باشدمواظبت کردم: نگهداری کردم سرزنش: نکوهش ، مالمت تحسین: آفرین گفتن اعتماد: اطمینان کردن زر طلبید: طال را خواست درمان نداشت: راه حلی پیدا نکردحاصل کنم: بدست آوردم فالن: شخصی غیر معلوم اشارت: اشاره ، نشان دادن درستی: خشونت باز داد: پس داد معلق: آویختن ، آویزان شدنواژگان هم خانواده :خندید = خنده – خندانرویید = رویش – روییدنبزرگ = بزرگانانتخاب: منتخبمخصوص: اختصاص، خاصدقت: دقیق مطمئن: اطمینانمنتظر: انتظارزحمت: مزاحم، مزاحمت جمع: مجموعه، جامعاعتماد: معتمدحاصل: محصولواژگان متضاد:برتر ≠ پایین تر – پست ترزیاد ≠ کمرویید ≠ رشد نکرد – نروییدخندید ≠ گریه کردبلند قامت# کوتاه قامتباالترین # پایین ترینکاهلی # زرنگی نامرد # مردبهترین # بدترینپیر # برنا،جوان خالی # پرزیبا # زشتزود # دیر شلوغ # خلوتدرمان# دردنرمی # زبری ، درشتیتوضیحات بشتر از درس پنجم فارسی پنجمدرس 6 فارسی پنجم ابتدایی سرود ملّی فارسی معنای واژگان:اهتزاز:جنبش، حرکت نواخته: سروده، خوانده سر زد: طلوع کرد افق: کناره، کرانه آسمان مهر: خورشید خاوران: مشرق فروغ: روشنایی حق باوران: کسانی که به حق و حقیقت باور داند، دینداران فر: شکوه، جالل پاینده: استوار، جاویدان احساسات: هیجانات ، عواطف اعتقادات: باورها ، عقیده ها شور انگیز: هیجان انگیز غرور: سربلندی تصور کنید: مجسم کنید، گمان کنید تفکر: اندیشه ، فکر به خصوص: مخصوصا موزون: خوش آهنگ ، آهنگیناز خود گذشتگی: ایثار ضامن: کسی که مسئولیت کاری را می پذیرد، مراقبت کننده تقویت کند: نیرومند سازد ایمان: عقیده، باور در جهان می درخشد: در دینا معروف و مشهور بود گام های استوار: قدم های محکم سربلندی: افتخار خوشا: چه قدر خوب عنبر نسیم: خوش بو سیم: سکه سراسر: تمامی، همه جا خرمی: شادابی اندرون: داخل گهر: مخفف گوهر، مروارید، سنگ های با ارزش مرز: خط فرضی بین دو کشوربدان: جمع بد پیشه: کار ، شغل ، حرفه مهر: محبت پاینده: جاودان در: مروارید پرگو: پر حرفنو ایزدی: پرتو و نور خدایی رهنما: راهنما پیکر: جسم نپرورم: پرورش ندهم سررشته : آمیخته ار: مخفف اگرواژگان هم خانواده:تصوّر = تصویر – مصوّرتضمین = ضمانت – ضامنحاضر = حاضران – محضرتفکّر = فکر – متفکّراعتقاد = عقیده – معتقد استقلال: مستقلاسلامی: مسلمان ، مسلمیناحساسات: احساس ، حس افتخار: فاخر ، مفتخرعظمت: عظیماحترام: محترم شهدا: شهید، شاهدواژگان متضاد:آینده ≠  گذشتهتبریک ≠ تسلیتپایان ≠  آغازفروغ ≠  تاریکیخلاصه ≠  کاملسربلندی ≠  سر افکندگیخاوران # باختراناستقلال # وابستگیفریاد # سکوت پیروزی # شکستکوتاه# بلندمشکل # آسان ارزشمند # بی ارزششجاعت # ترساستوار # سست سخت کوش # تنبلتوضیحات بشتر از درس ششم فارسی پنجمدرس 8 فارسی پنجم ابتدایی دفاع از میهن فارسی معنای واژگان:مباد: نباشد بدین: به این بوم و بر: سرزمین سلسله: پادشاهی هخامنشی: یکی از سلسله های ایرانی تاسیس کرد: بنا کرد به شمار می رفت: به حساب آمد خیره کننده: جالب جالل: عظمت تاخت و تاز: حمله و هجوم انبوه: بسیار هجوم: حمله با خاک یکسان کرد: همه چیز را نابود کرد به نومیدی گرایید: دلسرد شد آهنگ ایران کرد: تصمیم گرفت به ایران برود پارس: فارس چابک: چالاکیال: موی گردن شیر و اسب گویی: انگار ناگوار: ناپسند غرق اندوه شد: بسیار غمگین شد سپاه عظیم: لشکر بزرگ مانع: بازدارنده خرد: کوچک برآمدگی: برجستگی ناگوار: ناپسند اوضاع: شرایط وضعیت چیرگی: برتری و تسلط خانمان: خانه و کاشانه گلگون: سرخ شده به رنگ خون پیکار: جنگ ایستادگی: مقاومت مقدونیه: نام شهری در یونان زادگاه اسکندرواژگان هم خانواده :شجاعت = شجاعآشفتگی = آشفتهغلتاندن = غلتیدنتسلیم = مسلم – مسلمان شهید = شهادت – شاهداندوه = اندوهگینهجوم: مهاجم، تهاجمشدت: شدید مانع: موانع ، منعاوضاع: وضع ،وضعیتمتضادهامباد ≠ باشدعظیم ≠ کوچکچابک ≠ کندآخرین ≠ اولیننیرومند # ضعیفباختر # خاورانبوه # کم امید # نا امیدیاسیر # ازاددشمن # دوست دلیر # ترسوزودتر # دیرترتوضیحات بشتر از درس هشتم فارسی پنجمدرس 9 فارسی پنجم ابتدایی نام آوران دیروز،امروز و فردا معنای واژگان:موضوع: مطلب خوش نما: زیبا و آراسته خیره : زل زدن محو شدن: با تمام وجود تماشا کردن بزرگ مردان: مردان بزرگ دیروز و امروز: گذشته و آینده جلب کرد: جذب کرد معاصر: هم زمان و هم دوره هسته ای: مربوط به انرژی هسته ای لحن: نوع آهنگ نگاهم دوخته شد: کنایه از زل زدن تحویل دادم: سپردم روانه شدیم: حرکت کردیم منظم:مرتب چیده شده بود: مرتب شده بود مزاحم نمی شوم :زحمت نمیدهم متوجه کرد: توجهش را جلب کرد دالوران: جنگجویان و دلیران کشمکش: دعوافصل کتاب: قسمتی از کتاب فناوری: بهره از دانش جدید در کارهای صنعتی و کشاورزی و پزشکی جالب: جذاب و شایسته تعریف: بازگو کردن ، معنی کردن ناگزیر: حتما ان شاالله: اگر خدا بخواهدواژگان هم خانواده:گفت: گفتار ، گفتگومنظم: ناظم، نظملطف: الطاف، لطیف معاصر: عصرمخصوص: خاص، خصوصصبر: صابر ، صبور جمع: مجموع ، جمیعواژگان متضاد:بلندتر# کوتاه تربیشتر # کمترخوش اخالق # بد اخالق ایستاد # حرکت کردپشت # جلو ، رویمنظم # نا منظم مناسب # نامناسبامروز # دیروزبرخاست # نشست گذشته # حالتوضیحات بیشتر درس 9 فارسی پنجم ابتداییدرس10 فارسی پنجم ابتدایی نام نیکو معنای واژگان:کنجکاو: جست و جو گر جست و جو کننده: جست و جو کننده شبانگاه: به هنگام شب خیال انگیز: آن چه سبب تخیل می شود بکشد; )در ذفتر ان ها نیز بکشد( نقاشی کند، طراحی کند استعداد: ذوق، توانایی فوق العاده: غیرعادی ، غیر معمولی قلم مو: قلم مو دار مخصوص نقاشی مشغول کرد: او را به انجام کار وادار کرد دلنشین: خوشایند، پسندیده زمزمه: زیر لب سخن گفتن سپیده دم: سحرگاه ، بامداد هیجان: شور ، ذوق ، اشتیاق شفافیت: صاف وروشن بودن ، آشکار بودن سختی کوه: محکم بودن کوه خشت: آجر خام تحسین آمیز: همراه با ستایش و افرین تشویق: تحسین، آفرین گفتن مراقب: نگهبانآفت:آسیب ، بال ، زیان غرور: در این درس به معنی خود خواهی و مغرور شدن است نیم رخ: نصف صورت، منظره نصف چهره کارش گره خورد: کنایه از دچار مشکل شدن ضامن آهو: لقب امام رضا)ع( ضامن: کسی که مسئولیت کاری را می پذیرد، نگهداری و مراقبت کننده از چیزی کلّه: رمه چهارپایان سرخ شده بود: در این درس خجالت کشیده بود بی صبرانه: بدون تحمل، بدون شکیبایی به به: کلمه تحسین ، آفرین مطمئن: آرام ، آسوده ، با اطمینان نام آشنا: شناخته شده ، معروف ، مشهور نگاره: نقش ، صورت ، نقاشی سوگوار: مصیبت زده ، اندوهگین، ماتم زده ستوده اند: ستایش کرده اند، تحسین کرده اند ضایع:تباه شده، تلف شدهواژگان هم خانواده:نقش: نقوش،نقاش، نقشهمساجد: سجده،مسجد،سجودمشغول: شغل،شاغل ،مشاغل حافظ:حفظ،محفوظ،حافظهتشویق:مُشَوِّق ،شوق،اشتیاقمحمود: حامد،حمد ،تحمید ضامن: تضمین،ضمانت،ضمینذهن: اذهان، ذهنیّت، ذهنیشهرت: مشهور،مشاهیر،شهیرواژگان متضاد:هیچ چیز# همه چیزکم حرف # پر حرفپرکار # کم کار سیاهی # سفیدیغرور # تواضعبی صبرانه # با آرامش شبانگاه # صبحگاهتوضیحات بیشتر درس10 فارسی پنجم ابتداییدرس 11فارسی پنجم ابتدایی نقش خردمندان معنای واژگان:خانمان سوز : ویرانگر مغوالن : اقوامی زرد پوشت با چند طایفه که در قسمت آسیای شرقی بودند سایه وحشت : اثر ترس ، نشانه ی بیم و هراس هراس انگیز : ترسناک ، وحشتناک قتل عام : کشتار گروهی ، قتل دسته جمعی آشوب : فتنه ، شور و غوغا هالکو : اسم یکی از نوادگان چنگیز خان قلب مردم را در هم فشرد : به کنایه مردم ایران را ناراخت کرد دینار : سکه طال ، پول و ثروت مشاور : راهنما زیرکانه : خردمندانه ایجاد کند : به وجود آورد ، بسازد عجیبی : شگفت آور تشتی : ظرف های بزرگ و پهن مامور کرد : کسی را به انجام کاری گذاشتن قلعه : ساختمان محکم و بلند برای دفاع از دشمن ساخته می شدمهیب : ترسناک گمان می کردند : تصور می کردند حادثه ی ناگوار : پیش آمد ناپسند حوادث : رویدادها ، اتفاق ها پیش بینی : غیب گویی ، عاقبت اندیشی امکانات : ابزارها و شرایط مناسب جذب : جیزی را به سوی خود کشیدن ، کشش رصدخانه : مکانی که در آن ستاره شناسان ستارگان را مشاهده و بررسی می کنند مراغه : نام شهری است به کار گیرد : استفاده کند شمار کتاب : تعداد چیرگی : برتری ، تسلط نسخه برداری : رونویسی کردن همت : قصد و اراده آثار : جمع اثر ، نشانه ها از میان می رفت : نابود می شد والیت : سرزمینتدبیر : اندیشیدن به منظور پیدا کردن راه حل تاسیس کردن : بنا کردن ، پایه پذاری کردن اداره می شدند : مدیریت می شدند نظامیه : مدرسه های تاسیس شده توسط نظام الملک تحصیل کرده است : درس خوانده است تحقیق : مطالعه پر فروغ : پر نورواژگان هم خانواده:قتل: قاتل ، مقتولجامعه: جمع ، جوامعحکومت: حاکم عجیبک عجب ، عجایبحادثه: حوادثمدارس: مدرسه ، درس تحصیل: حاصل ، محصوللطف: لطیفعظمت: عظیم، معظمواژگان متضاد:سایه # آفتابپاک # آلودهبرخاست# نشست اندوه # شادیدشمن # دوستنیازمند # بی نیاز خواب # بیدارمعروف # گمنام پرفروغ # کم فروغتوضیحات بیشتر درس11 فارسی پنجم ابتداییدرس 12 فارسی پنجم ابتدایی درس آزاد (فرهنگ بومی 2)معنای واژگان:نام آور : معروف بی همتا : یکتا گنجینه : خزانه ، جای گنج کهن : قدیم نگهبان :محافظ ، پاسدار سام نریمان : سام پسر نریمان نکو : خوب ، نیکو برسان : مانند شید : خورشید خاندان : خانواده اندوهگین : ناراحت ، غمگین جرات : شجاعت ، دلیری شیردل : دلیر ، شجاع یزدان : خداوند دیدار: دیدن ، ملاقات شرمسار : خجالت زده ، شرمنده گردن کشان : در شاهنامه یعنی پهلوانان بد نشان : زشت ، شوم مهان : بزرگاننهان : پنهان کوه سر به فلک کشیده : کوه بلند سیمرغ : مرغی افسانه ای دامنه : کناره ، قسمت پایین کوه بفکند خوار : با خفت دور انداخت جفا : ظلم آشیانه : لانه دستان : دستان یا زال اسم پدر رستم است روزگاری دراز : زمانی طوالنی دهان به دهان گشت : کنایه در همه جا گفته شد موبدان : روحانیان زرتشتی سرزنش : نکوهش پوزش : عذرخواهی روان شد : به راه افتاد پیمودن : طی کردن فراز : بالا جلال : عظمتدستگاه : قدرت و جالل ، ثروت خواستار : خواهان سرافزازی : سربلندی و افتخار پیوسته : مداوم بی آزارت : بی آزار تو ، بدون زحمت دادن به تو طبل : ساز بزرگ استوانه ای بزرگان : در این جا انسان های بزرگوار تصور می کرد : اندیشه می کردهریسه : نوعی آش درجه : مقام اطبا : جمع طبیب معالجت : معالجه کردن ، درمان کردن عاجز ماندند : درمانده شدند عالج : درمان سرای : خانه ، کاشانه خفت : خوابید فربه : چاق صحت : سالمتیواژگان هم خانواده:مشهور: شهرت ، مشاهیرشعر: شاعر ، مشاعرهعیب: عیوب ، معیوب خلق: خالق ، مخلوقلرزه: لرزان ، لرزشتصور: تصویر ، تصاویر اطبا: طبیب ، مطبعالج : معالجهحاضر: حضور ، محضرواژگان متضاد:زیبا # زشتپیران # جوانانسفید # سیاه اندوهگین# خوشحالعاقبت # آغازشجاع # ترسو آشکار# نهانبلند # کوتاهخوار # عزیز جفا # مهرگرسنگی #سیریتندرست # بیمار ناپسند #پسندیدهگران بها# بی ارزشدیو # فرشته بیمار# سالمعاجز # تواناراست # چپ لاغر # چاقفربه # لاغرامید # نا امیدتوضیحات بیشتر درس12 فارسی پنجم ابتداییدرس 13 فارسی پنجم ابتدایی روزی که باران می باریدمعنای واژگان:دکان : مغازه رهگذران : عابران بی اختیار : ناگاه و بی اراده تمیز : پاکیزه لذت بردن : احساس خوشی کردن مخصوصا : به ویژه تصویر : نقشه ، عکس بوستان : باغ دیدنی تر : تماشایی تر انتظار داشت : توقع داشت مشغول : سرگرم از قول من : از طرف من خیره شدن : چشم دوختن ، زل زدنسوار سبز پوش : امام زمان جامه : لباس نرگس : نام گل – نام مادر امام زمان رسم : آیین – روش پیشواز : استقبال فواره : باال رفتن آب با فشار عود : نوعی چوب خوشبو جاودان : همیشگیواژگان هم خانواده:مخصوصا: مخصوص ، خاصانتظار: منتظرمشغول: شغل ، شاغل خارج: خروجواژگان متضاد:کوچک # بزرگتمیز # کثیفزیبا # زشت زود # دیرآرام # تندساکت # شلوغ باز # بستهتوضیحات بیشتر درس13 فارسی پنجم ابتداییدرس 14 فارسی پنجم ابتدایی شجاعتمعنای واژگان:ایستادگی کند : مقاومت کند نهراسد : نترسد ناپسند : رشت پسندیده : نیکو می پرهیزند : دوری می کنند خودداری : دوری مکان ناامن : جای خطر ناک عاقبت : سرانجام – پایان کار کمال : آراستگی متانت : سنجیده رفتار کردن رویارویی : روبرو شدنچاره جویی : تدبیر و چاره اندیشی صحنه ی نبرد : میدان جنگ شریفی : بزرگواری همنوع : دو یا چند نفر از یک نوع تدبیر : اندیشیدن مهارت : ماهر بودن عقب نشینی : به عقب رفتن نکوهیده : زشت – ناپسند رخ دهد : اتفاق بیفتد جهل : نادانی تضمین می کند : به عهده می گیرد – ضمانتواژگان هم خانواده:ترس: ترسو ، ترسانشریف: شرف ، مشرفقدرت : قادر ، مقتدر ، اقتدار موفقیت: توفیق ، موفقجهال: جاهل ، جهالتتضمین: ضامن ، ضمانت دفاع: مدافع ، دفعواژگان متضاد:رنج# خوشیناپسند # پسندیدهنا امن # امن ترسو # شجاعنکوهیده # پسندیدهموفقیت# شکست اصلی # فرعیجهل # داناییتاریکی # روشنایی درمان # دردتلخی # شیرینیسالمت # بیماری دروغین# راستینتوضیحات بیشتر درس14 فارسی پنجم ابتداییدرس 15 فارسی پنجم ابتدایی کاجستانمعنای واژگان:خطوط : خط ها سیم پیام : سیم تلفن رگبار : باران تند و درشت تازیانه : رشته از چرم کهه بهرای زدن اسهتفاده می شد آشنا : دوست تامل کن : فکر کن تحمل کن : صبر کن نرمی : مهربانی مالیم : آرام آسیب دیده : مجروح کم کمک : آرام آرام پا گرفت : استوار شد و رشد کرد نام یافت : نامیده شدپیش از آن که : قبل از آن که پسرک : پسر کوچک خودرو : ماشین مسیر : راه نصحیت : پند و اندرز احتیاج دارم : نیاز دارم مطمئن شوی : یقین پیدا کنی بالفاصله : بدون درنگ و معطلی سرنگون شدن : واژگون شدن مراقبت کردن : نگهداری محصول : حاصلپیمودن مسافتی : طی کردن راهی ویلون : ساز موسیقی به دل پسهرک نشسهت : کنابهه پسهرک از آن صدا خوشش آمد مایل بود : میل داشت مدارک : مدرک ها و درجه های علمی غالم : بنده محنت : رنج ، درد نیازموده : تجربه نشده در نهاد : آغاز کرد مالطفت : مهربانی ملک : پادشاه آزرده : رنجیدهحکیمی : طبیبی طریق : راه و روش خامش : مخفف خاموش و ساکت غایب : پایان ، نهایت کرم : لطف باری چند : چند باری غوطه خورد : غرق شد جامه : لباس سکان : وسیله ای برای هدایت کشتی برآمد : باال آمد وارد کشتی شد پسندیده آمد : پذیرفت حکم : دانش ، دلیل خردمندانهواژگان هم خانواده:خطوط: خط ، خطاطسالم: سالمت ، سلیمعبور: عابر ، معابر تشکر: شکر ، شکور ، شاکرخبر: اخبار ، مخبرفکر: فکور ، تفکر ، افکارواژگان متضاد:خارج# داخلدوست # دشمنآشنا # غریبه روز # شبخم # راستملایم # تند سالم # بیمارآسان # سختزیاد # کم ثروت # فقربزرگ # کوچکزیر # رو عاقبت # آغازبالا # پایینمحکم # سست کمترین # بیشتریننا امید # امیدوارتوضیحات بیشتر درس15 فارسی پنجم ابتداییدرس 16 فارسی پنجم ابتدایی وقتی بو علی،کودک بودمعنای واژگان:تازه از بستر بیماری برخاسته بود : تازه خوب شده بود بهبودی : تندرستی شکرانه : کاری که برای سپاس انجام می شود ، مبارکی رحمت : لطف و مهربانی نذر کرده ایم : دادن مال یا چیزی یا انجام کاری در راه خدا سپیده دم : بامداد ، سحرگاه سر در کتاب دارد : کنایه از سرگرم خواندن کتاب است سیما : چهره بگذاریم : اجازه دهیم واگذار کن : بسپرنادیده بگیرم : منصرف شوم ، در نظر نگیرم فرصت : مهلت ، زمان پارسی : فارسی فرا گرفتن : آموخت اشک شوق : گریه از شادی دل خوشی : شادمانی ، خوشحالی دلبستگی بی اندازه : عالقه – محبت جهش : حرکت ناگهانی حیرت آور : شگفت آور ، تعجب آور حقیقت : واقعیت بی رنگ : رنگ پریده ناگهانی : غیر منتظره ، پیش بینی نشدهسفارش : درخواست انجام کاری – توصیه حیرت زده : سرگشته – شگفت زده دست بردار نبود : اصرار می کرد برقی در چشمانش : نور امید و شادی در چشمانش ماجراها: داستان ها دم به دم: پی در پی، مدام شب وروز نمی شناسد: کنایه تمام وقت کاری را انجام دادن پشتکار: توان ، جدید روی گشاده : چهره خندان و شاداب کنجکاو : جست و جو گر نامدار : مشهور آسوده خاطر : آسوده دل – خیال راحت تامل : اندیشه ماهری : زبر دستی – مهارت رویداد : حادثه نقل می کرد : تعریف می کرد چشم به دهان او دوخته بود : کنابه به دهان او خیره شده بود که در حال حرف زدن بود به ستوه آمدن : خسته شدنآرام و قرار از کف داده بود : کنایه از صبر و تحمل او پایان یافته بود کوهسههار : زمینههی کههه در آن کههوه اسههت – کوهستان ناگه : مخفف ناگهان دچار : گرفتار گران سنگ : سنگ بزرگ و سنگین تیره دل : سیاه دل – نامهربان سخت سر : مقاوم – سرسخت – لجباز زور آزمای : کسی که با دیگران دست و پنجه نرم کند – پهلوان در استاد : پافشاری کرد – اصرار کرد ابرام : پافشاری کردن در کاری بسی : بسیار به نرمی : آهسته سخت : محکم کرم کرده : لطف کن نیک بخت : خوش بخت – خوش اقبال کاوید : جست و جو کرد – تالش کرد خارا : نوعی سنگ محکم و سخت یاس : ناامیدیناید : نمی آید ناید به بار : سود و فایده ای به دست نمی آید گرت : مخفف اگر تو سهل : آسانواژگان هم خانواده:شکر: شاکر ، تشکرحقیقت: حقایقطبیب: طب ، مطب ، اطبا دانش: دانشمند ، داناکوشش: کوشا ، کوشندهنقل: انتقال حفظ: حافظ ، محافظتواژگان متضاد:بیماری # سالمتیبرخاسته بود # نشسته بودشکر # ناشکری ، ناسپاسی نیازمند # بی نیازپاسخ # جوابکوچک # بزرگ نخستین# آخریندور # نزدیکنا توان # توانا نامدار # گمنامتوضیحات بیشتر درس16 فارسی پنجم ابتداییدرس 17 فارسی پنجم ابتدایی کار و تلاشمعنای واژگان:سلیمان : نام یکی از پیامبران الهی که بر حیوانات ، جن و انسان ها فرمانروایی می کرد موری : مورچه ای وزان : مخفف و از آن گران : بزرگ و سنگین کاه : علف سعی : تالش و کوشش فارغ : آسوده ، راحت به تندی : به سرعت مسکین : بینوا ، نیازمند ملک : سرزمین ، قلمرو خونابه خوردن : رنج بسیار کشیدن میازار : اذیت نکن ، آزار نرسان سور : جشن و مهمانی قناعت : قانع بودن توشه : خوراک و آذوقه سفر گنج : گوهر ها و چیزهای قیمتی همواره : همیشه کامکاری : نیک بختی ، خوش بختیرسم : روش ، شیوه بردباری : شکیبایی ، صبر هشیاران : عاقالن ، دانایان گه : مخفف گاه تدبیر : اندیشهیدن به منظور پیدا کردن راه حلی برای مشکل عاقل : دانا ، عالم بینا : آگاه و هوشیار پیرایه : آنچه سبب زیبایی شهود ، ابزار آراستن ، زیور و زینت اینک : حال پیشگاه : صحن حضور یافته ام :مشرف شده ام ،آمده ام جایگاه : مرتبه ، درجه رحمت حق بر آنان باد : لطف خدا بر آنان باد شوق آموختن : عالقه به یاد گرفتن مکتب : مدرسه ، دبستان از بر کردم : حفظ کردم آداب : رسم و روشمعین کرد : مسخص کرد پر مهر : پر از عشق و محبت اثر گذار : تاثیر گذار ماندگار : پایدار ، ماندنی بدگویی حسودان : بد گفتن و به زشتی یاد کردن انسان های حسود رانده شده : اخراج شد خوارزم : نام سرزمینی که ابوریحان در آن زندگی می کرد مهارت : ماهر بودن در کاری حساب کردن : شمردن اختر شناسی: ستاره شناسی ، نجوم حکمت : دانش و معرفت و علم ناگزیر : ناچار نان آور خانه : کسی که مایحتاج خانواده را فراهم می کند یاور : یاری کننده کسهب علهم و معرفهت : بهه دسهت آوردن علم و دانش مهرگان : پاییز ، اوایل پاییز دانستم : فهمیدم ، دریافتمعزم : قصد ، اراده شدم : رفتم عالمان : دانایان ، خردمندان مردم عادی : عامه ی مردم دیار : سرزمین ، ناحیه پژوهش : تحقیق خردمندانه : عاقالنه چه بسا : بسیار ، فراوان پرسشگر : سوال کننده هوشمندی : آگاهی در دل داشت : قصد و نیست داشت که به خانهه کعبه برود به سبب : به علت پس از درگذشت مادر : پس از فوت مادر راهزنی : غارتگری سکه : پول فلزی صادق : راستگو دینار : سکه ی طال توشه ی مهن اسهت : خهوراک و آذورقهه سهفرم است ناپسند : نکوهیده ، زشتصمیمی : بسیار نزدیک هم نشین : دوست خاکیان : اهل خاک ، مردم و انسان ها برکرده اند : بلند کرده اند خاکدان : دنیای خاکی ، این جهان ضمیر : باطن لطف : مهربانی ،رحمپرتو : روشنایی معرفت : شناخت و علم بپرور : پرورش بده نیک : خوش – خوب ملک: پادشاه غافالن : نادانانواژگان هم خانواده:سعی : ساعیفارغ: فراغتجسم: اجسام قناعت: قانعرسم: رسوم ، مرسومتدبیر: تدابیر بینا: بینندهمعلم: علم ، علوم ، تعلیمحضور: حاضر ، محضر صمیمی : بسیار نزدیک هم نشین : دوست خاکیان : اهل خاک ، مردم و انسان ها برکرده اند : بلند کرده اند خاکدان : دنیای خاکی ، این جهان ضمیر : باطن لطف : مهربانی ،رحمت پرتو : روشنایی معرفت : شناخت و علم بپرور : پرورش بده نیک : خوش – خوب ملک: پادشاه غافلان : نادانانارزش: با ارزش ، ارزشمندرحمت: رحمان ، رحیمحق: حقوق مکتب: مکاتب ، مکتوبخواندن: خواننده ، خوانشوظایف: وظیفه ، موظف آموزش: آموزنده ، آموختنیکسب: کاسب ، کسبهمعرفت: عارف ، عرفان عشق: عاشق ، معشوقحج: حجاج ، حاجی ، حاجیانضمیر: ضمایر لطف: الطاف ، لطیفواژگان متضاد:بنشینم # بایستممی گذرد# نمی گذردحضور # غیاب قبول # مردودفراز # نشیبنخستین# آخرین شیرین# تلخبهترین# بدترینماندگار # زودگذر رنج # خوشیخفتن # بیداریناشناخته # شناخته رفتن # آمدندروغگو# راست گوپاک # آلوده نا پسند # پسندیدهدراز # کوتاهغافلان # هوشیاران بیدار # خوابتوضیحات بیشتر درس17 فارسی پنجم ابتدایی

62 Sha e FacebookTwi e Google+ReddI Wha sAppPi e es پست الکترونیک

تحلیل ویدئویی تست

تحلیل ویدئویی برای این تست ثبت نشده است!

آخرین مطالب