دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
ماجرای مرموز کودک این خانواده

ماجرای مرموز کودک این خانواده

h ps://www.im a.i / ews/156735/۱۷ مرداد ۱۳۹۳ - ۲۱:۲۴ کد خبر 156735 جامعه

۱۷ مرداد ۱۳۹۳ - ۲۱:۲۴ معمای یک پرونده مرگ مشکوک؛ ماجرای ناپدید شدن مرموز کودک ۵ ساله و پیدا شدن جمجمه‌ او در جلوی خانه

خبرگزاری ایمنا: صبح یکی از روزهای گرم تیرماه بود، که پسر بچه ۵ ساله از پدرش خواست همراه او به زمین‌های کشاورزی برود و پس از مخالفت پدر، دیگر خبری از او نشد تا اینکه جمجمه وی در جلوی درب خانه‌شان کشف شد.

به گزارش ایمنا، ریيس پليس آگاهي استان مازندران گفت: صبح روز شنبه ۲۸ تيرماه امسال، پدر پسربچه‌ای به نام عارف به منظور جمع آوري علوفه براي دام هايش با يک دستگاه موتورسيکلت از خانه خارج شد. پسر بچه ۵ ساله نيز به دنبال پدر از خانه خارج شد و از پدر خواست که اجازه دهد همراه او به زمين هاي کشاورزي بيايد، اما مرد ۷۵ ساله، پسر بچه خود را همراه نبرد و به او گفت که به خانه برگردد. سرهنگ عظيمي افزود: اين آخرين باري بود که عارف از سوي اعضاي خانواده اش مشاهده شد و پس از آن، پسر بچه پنج ساله به طرز مرموزي ناپديد شد. با طولاني شدن غيبت او، اعضاي خانواده و اهالي محل به جستجوي منطقه پرداختند اما هيچ ردي از او به دست نيامد. به همين خاطر با مراجعه به آگاهي شهرستان جويبار اعلام آدم‌ربايي کردند. وی تصریح کرد: پس از طرح اين شکايت، موضوع به آگاهي استان گزارش شد و با توجه به حساسيت امر، يک تيم از کارآگاهان آگاهي استان را آماده کردیم و راهي روستاي محل زندگي کودک پنج ساله شديم. ریيس پليس آگاهي استان مازندران ادامه داد: در ابتدا فرضيه آدمربايي را مطرح کرديم اما با ارزيابي هاي صورت گرفته اين فرضيه کمرنگ شد و سراغ فرضيه هاي ديگر رفتيم. بررسي هاي ما نشان داد پدر عارف مرد کشاورزي ۷۵ ساله است که وضعيت مالي خوبي ندارد که آدمربايان با ربودن عارف قصد اخاذي از وي را داشته باشند. سپس بحث انتقام جويي مطرح شد که تحقيقات نشان داد شاکي، مردي مومن و مودب است و با هيچ کدام از اهالي روستا مشکلي نداشته است. وي خاطر نشان کرد: بحث کينه هاي قديمي مطرح شد که تحقيقات در اين شاخه نيز به نتيجه اي نرسيد. مادر عارف پيش از اين ازدواج، دو بار ازدواج ناموفق داشت که ما احتمال داديم عارف، قرباني کينه همسران سابق مادرش شده باشد اما تحقيقات در اين شاخه نيز به نتيجه اي نرسيد. موضوع ديگري که در تحقيقات مطرح شد بحث اختلاف بر سر ارثيه و ازدواج مجدد شاکي بود که تحقيقات در اين زمينه نيز نشان داد پدر عارف چندي قبل ارثيه فرزندانش را تقسيم کرده و در اين زمينه نیز هيچ اختلافي وجود نداشته است. سرهنگ عظيمي به شايعات مطرح شده در اين زمينه اشاره کرد و گفت: پس از ناپديد شدن کودک پنج ساله، شايعات بسياري بين اهالي پخش شد که در يکي از اين شايعات اهالي مدعي بودند که عارف از سوي کولي ها ربوده شده است. حتي گفته مي شد صاحب يک سوپر مارکت نيز عارف را بر روي دوش کولي ها ديده است. در اين زمينه نيز تحقيقات، صورت گرفت و مدير سوپر مارکت به اداره آگاهي احضار شد که تحقيقات در اين زمينه نيز نشان داد اين موضوع صحت نداشته و در حد شايعه است. با اين تحقيقات بحث آدمربايي از بين رفت و سراغ ديگر فرضيه ها رفتيم. فرضيه مرگ در سوانح و حوادث رئيس پليس آگاهي استان مازندران تاکيد کرد: در فرضيه دوم خود بحث مرگ در جريان حوادث و سوانح را مطرح کرديم. در محل ناپديد شدن عارف، چاه هاي آب بسياري قرار دارد که احتمال داديم عارف در يکي از اين چاه ها سقوط کرده باشد به همين خاطر با کمک نيروهاي هلال احمر و آتش نشاني و با کمک سگ هاي آموزش ديده، جستجو در منطقه را آغاز کرديم. حتي جنگل هاي اطراف نيز مورد بازرسي قرار گرفت اما هيچ ردي به دست نيامد. بررسي مرگ در جريان تصادف عظيمي ادامه داد: فرضيه بعدي مرگ عارف در جريان تصادف بود که در اين زمينه تمام دوربين هاي مداربسته اطراف روستا مورد بازبيني قرار گرفت و خودروهايي که در زمان ناپديد شدن عارف در آن حوالي تردد داشتند مورد شناسايي قرار گرفتند. ماموران سپس سراغ مالکان اين خودروها رفتند و در بازرسي خودروها هيچ اثري از خون يا تصادف به دست نيامد. بازداشت يکي از بستگان عارف وي سپس به تحقيق از مظنونان اشاره کرد و گفت: در اين زمينه تحقيقات از مظنونين آغاز و حتي از بستگان عارف نيز تحقيق شد. پس از بررسي هاي مقدماتي يکي از بستگان نزديک عارف به عنوان مطلع بازداشت و تحقيقات از او آغاز شد. همزمان با بازداشت اين فرد، يک جمجمه کودک در مقابل درب خانه شاکي کشف شد. پدر عارف در اين زمينه گفت: ساعت ۶ صبح که براي جمع آوري علوفه از خانه خارج مي شدم اين جمجمه نبود، اما يک ساعت بعد که برگشتم و در حال استراحت بودم اين جمجمه در مقابل درب خانه ام کشف شد. آغاز بررسي ها بر روي جمجمه رئيس پليس آگاهي استان مازندران ادامه داد: بررسي جمجمه نشان مي داد که از محل ديگري خارج و به مقابل در خانه شاکي انتقال داده شده است. نحوه قرار گرفتن جمجمه نيز نشان مي داد آن را به آرامي در آن محل قرار داده و فردي که اين کار را کرده قصد داشته شاکي جمجمه را پيدا کند. در اين زمينه دو فرضيه مطرح شد؛ نخست اينکه فردي که جمجمه را در آن محل قرار داده قصد داشته به پليس بگويد که مطلع دستگير شده هيچ ارتباطي با ماجرا ندارد و يا اينکه خواسته خانواده عارف را از مرگ فرزندشان مطمئن کند. بررسي پزشکان بر روي جمجمه نيز نشان داد جسد در محل ديگري دفن بوده و همان روزي که عارف ناپديد شد، جان خود را از دست داده است. از سوي ديگر آثار شکستگي بر روي ناحيه گيجگاه جمجمه ديده مي شد. در اين زمينه يک مظنون ديگر نيز دستگير شد اما دو فرد دستگير شده با تکميل تحقيقات مقدماتي آزاد شدند. جمجمه متعلق به عارف است عظيمي با اشاره به ارسال جمجمه به پزشکي قانوني اظهار داشت: با انجام آزمايشات لازم بر روي جمجمه کشف شده مشخص شد که اين جمجمه متعلق به کودکي حدود چهار يا پنج ساله است که تمام مشخصات وي با عارف مطابقت دارد. با اعلام اين گزارش براي ما مشخص شد که کودک پنج ساله جان باخته است. تشکيل جلسات کميسيون عمليات وي خاطر نشان کرد: تاکنون در اين زمينه جلسات بسياري انجام شده که دو جلسه کميسيون عمليات با حضور پليس هاي تخصصي به رياست سردار جعفري نسب، فرمانده انتظامي استان تشکيل و اين پرونده مورد بررسي علمي و تخصصي قرار گرفت. در حال حاضر ما دو احتمال مرگ بر اثر تصادف و حادثه و قتل را مطرح کرديم که احتمال اول قوي تر به نظر مي رسد. وي تاکید کرد: بررسي هاي ما نشان مي دهد سر عارف به دليل پوسيدگي مهره هاي گردن از بدن جدا شده است و اين در حالي است که اهالي شايعه کردند قاتل سر عارف را با چاقو بريده است. پليس در اين زمينه تحقيقات گسترده اي را آغاز کرده و پس از رسيدن به اين نتيجه در اين رابطه اطلاع رساني بيشتري صورت خواهد گرفت. کد خبر 156735

.y -i em_ i le{fo -family:vazi !impo a ;} .y -headi g{fo -family:vazi !impo a ;}

ماجرای مرموز مفقودی ٦ کودک یک خانواده

شش کودک که یک هفته پیش برای بازی از خانه خارج شده ‌بودند، همچنان بازنگشته‌اند و تلاش‌ها برای پیداکردن آنها به جایی نرسیده‌ است.

تاریخ انتشار: ۰۹:۴۲ - ۲۰ فروردين ۱۳۹۷ پ شش کودک که یک هفته پیش برای بازی از خانه خارج شده ‌بودند، همچنان بازنگشته‌اند و تلاش‌ها برای پیداکردن آنها به جایی نرسیده‌ است. به گزارش شرق، این شش کودک که ٤ تا ١٢ ساله هستند، هنگامی که برای ميهمانی به خانه یکی از اقوامشان رفته‌ بودند، برای بازی در پارک از خانه خارج شدند و دیگر برنگشتند. آنها افغانستانی و دخترعمو و پسرعمو هستند و خانواده‌هایشان از سال‌ها قبل در ایران زندگی می‌کنند. عظیم احمدخیر پدر دو نفر از این کودکان به خبرنگار ما گفت: ١٢ فروردین برای عیدمبارکی به خانه یکی از اقوام در گرمسار رفته‌ بودیم. بچه‌ها برای بازی به پارک نزديک خانه فامیلمان رفتند. بعد از چند ساعت که خبری از آنها نشد، همسرم موضوع را به من اطلاع داد. دو نفر از بچه‌های من و چهار نفر از بچه‌های برادرم در پارک بودند که همگی گم شدند. این مرد جوان گفت: محمد ١٢ساله، موسی هفت‌ساله، ریحانه ٩ساله و سمیه پنج‌ساله فرزندان برادرم هستند و سمیره چهارساله و سیده هفت‌ساله دو دختر من هستند که همگی در پارک بودند و گم شدند. وی درباره اینکه روز حادثه دقیقا چه اتفاقی افتاد گفت: آن روز وقتی به ما گفتند بچه‌ها به پارک رفتند و دیگر نیامدند، ما همگی به پارک رفتیم و هرجایی را که فکر می‌کردیم ممکن است بچه‌ها رفته ‌باشند، گشتیم اما راه به جایی نبردیم. کسانی که در پارک بودند گفتند بچه‌ها را تا ساعت ١٠ شب در پارک دیده‌اند. بعد از آن بود که موضوع را به پلیس اطلاع دادیم. چند روز بعد در تحقیقاتی که انجام دادیم، متوجه شدیم بچه‌ها سوار یک تاکسی شدند؛ راننده را پیدا کردیم و به پلیس تحویل دادیم. راننده به مأموران گفت بچه‌ها را از گرمسار سوار کرده و به سمت افسریه برده و در سه‌راه افسریه پیاده کرده ‌است. او گفت: این راننده مدعی شد ٢٢‌هزارو ٥٠٠ تومان از بچه‌ها کرایه گرفته ‌است اما بچه‌ها این مبلغ را نداشتند. بزرگ‌ترین آنها محمد ١٢ساله است که چنین پولی نداشت. پدر سمیره درباره اینکه چقدر به گفته‌های این راننده مطمئن است، گفت: او نشانه‌ای از دختر من داد و گفت یکی از بچه‌ها سرش سوخته‌ بود. دختربچه‌ای که او اشاره می‌کرد، دختر من بود؛ چنین نشانه‌ای امکان ندارد اشتباه گفته ‌شود. آنجا بود که پلیس هم مطمئن شد این مرد راست می‌گوید اما اطلاعاتی که داد به نظر من درست نیست چراکه اولا این بچه‌ها پولی نداشتند و دوم اینکه چرا نباید به این مسئله فکر کند که به چه دلیل شش دختر و پسربچه باید درخواست رفتن از گرمسار به سه‌راه افسریه را بکنند. ضمن اینکه او گفته بچه‌ها را ١٢ شب مقابل پارک سوار کرده ‌است در حالی که همه شاهدان می‌گویند بچه‌ها تا ساعت ١٠ شب در پارک بودند و بعد گفته‌اند که به خانه می‌روند. وی گفت: راننده فعلا آزاد است اما ‌ای کاش تحقیقات بیشتری از او می‌شد. او تنها سرنخ برای پیداکردن بچه‌های ماست. عظیم که کارگر است، به خبرنگار ما گفت: ٣٠ سال است که با اعضای خانواده‌ام به ایران آمده‌ایم. ما به صورت قانونی به ایران آمدیم و بچه‌ها زاده ایران هستند و سال‌هاست اینجا کار و زندگی می‌کنیم. وی درباره اینکه ممکن است بچه‌ها به خاطر اختلافی که با والدین داشته‌اند، خانه را ترک کرده‌ باشند گفت: بچه‌ها همگی کوچک بودند. بچه چهار یا هفت ساله نمی‌تواند اختلافی جدی با خانواده‌اش داشته ‌باشد و تصمیم به ترک خانه بگیرد. بزرگ‌ترین آنها محمد ١٢ساله است که هیچ مشکلی با پدر و مادرش نداشت. ضمن اینکه مگر می‌شود همه بچه‌ها با هم تصمیم به ترک خانه بگیرند. درحال‌حاضر پلیس تهران و گرمسار برای پیداکردن بچه‌ها دست به کار شده‌اند. عظیم درباره تحقیقات مأموران گفت: در این مدت عکس بچه‌ها را در تهران و گرمسار پخش کردیم و از مردم درخواست کمک داریم. همه زندگی ما بچه‌هایمان هستند. زندگی‌مان سیاه شده و وضع خوبی نداریم؛ همسران‌مان وضع روحی خوبی ندارند و زندگی‌مان به هم ریخته‌ است. همگی به تهران آمدیم تا دنبال بچه‌ها بگردیم؛ بعد با من تماس گرفتند و گفتند به گرمسار برگردم و پرونده را در اینجا پیگیری کنم. برادرم در تهران است و من فعلا در گرمسار هستم. ما سه برادر هستیم که هر سه کارمان را رها کرده و به دنبال بچه‌ها هستیم. تحقیقات خبرنگار ما نشان می‌دهد هنوز هیچ ردی از بچه‌ها پیدا نشده‌ است و مأموران پلیس تهران و گرمسار اکیپ ویژه‌ای را برای پیداکردن این بچه‌ها تشکیل داده‌اند.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب