دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
  • منتشر شده در سه شنبه ۱۴۰۰/۸/۴

فیلم شمال از شمال غربی هیچکاک

فیلم شمال از شمال غربی هیچکاک

(fu c io (){va ode=docume .ge Eleme ById("mw-dismissable o ice-a o place");if( ode){ ode.ou e HTML="\u003Cdiv class=\"mw-dismissable- o ice\"\u003E\u003Cdiv class=\"mw-dismissable- o ice-close\"\u003E[\u003Ca abi dex=\"0\" ole=\"bu o \"\u003Eپنهان&zw j;سازی\u003C/a\u003E]\u003C/div\u003E\u003Cdiv class=\"mw-dismissable- o ice-body\"\u003E\u003Cdiv id=\"localNo ice\" la g=\"fa\" di =\" l\"\u003E\u003C able s yle=\"wid h:100%; bo de :2px solid #B22222; backg ou d-colo :#ffffffff; bo de - adius:10px;\"\u003E\ \u003C body\u003E\u003C \u003E\ \u003C d s yle=\"wid h:40px; heigh :40px; ex -alig :ce e ; ve ical-alig :middle;\"\u003E\u003Ca h ef=\"/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Shah(Emam_)_Mosque_,_Isfaha .jpg\" class=\"image\"\u003E\u003Cimg al =\"Shah(Emam ) Mosque , Isfaha .jpg\" s c=\"//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/5/5a/Shah%28Emam_%29_Mosque_%2C_Isfaha .jpg/220px-Shah%28Emam_%29_Mosque_%2C_Isfaha .jpg\" decodi g=\"asy c\" wid h=\"220\" heigh =\"157\" da a-file-wid h=\"1920\" da a-file-heigh =\"1371\" /\u003E\u003C/a\u003E\ \u003C/ d\u003E\ \u003C d s yle=\" ex -alig :ce e ;\"\u003E\u003Ca h ef=\"/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86\" i le=\"ویکی&zw j;پدیا:ویکی دوستدار یادمان&zw j;ها ۲۰۲۱ ایران\"\u003E \u003Cb\u003Eتا ۱۶ آبان وقت دارید تا با اهدای عکس&zw j;های خود از یادمان&zw j;های ایران به ویکی&zw j;پدیا کمک کنید و در بزرگترین مسابقه عکاسی دنیا شرکت کنید.\u003C/b\u003E\u003C/a\u003E\u003Cb /\u003E\ \u003Cp\u003E\u003Cb /\u003E\ ایران بیش از ۲۶هزار یادمان ثبت&zw j;شدهٔ ملی دارد. فهرست یادمان&zw j;های واجد شرایط را از \u003Ca h ef=\"/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7\" i le=\"ویکی&zw j;پدیا:ویکی دوستدار یادمان&zw j;ها ۲۰۲۱ ایران/فهرست یادمان&zw j;ها\"\u003Eاینجا\u003C/a\u003E پیدا کنید. \u003Cb /\u003E\ \u003C/p\u003E\ \u003C/ d\u003E\ \u003C d s yle=\"wid h:40px; heigh :40px; ex -alig :ce e ; ve ical-alig :middle; paddi g-lef :10px;\"\u003E\u003Cdiv class=\"floa lef \"\u003E\u003Ca h ef=\"h ps://fa.wikipedia.o g/wiki/ویکی&zw j;پدیا:ویکی_دوستدار_یادمان&zw j;ها_۲۰۲۱_ایران\"\u003E\u003Cimg al =\"Wlm logo i a .p g\" s c=\"//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/a/a8/Wlm_logo_i a .p g/150px-Wlm_logo_i a .p g\" decodi g=\"asy c\" wid h=\"150\" heigh =\"188\" da a-file-wid h=\"2272\" da a-file-heigh =\"2847\" /\u003E\u003C/a\u003E\u003C/div\u003E\ \u003C/ d\u003E\u003C/ \u003E\u003C/ body\u003E\u003C/ able\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E";}}());

نورث بای نورث‌وستکارگردانآلفرد هیچکاکتهیه‌کنندهآلفرد هیچکاکنویسندهارنست لمنبازیگرانکری گرانتاوا ماری سنتجیمز میسونکن لینچموسیقیبرنارد هرمنفیلم‌برداررابرت برکستدوین‌گرجرج توماسینیشرکتتولیدمترو گلدوین مایرتوزیع‌کنندهمترو گلدوین مایرتاریخ‌های انتشار۲۸ ژوئیه ۱۹۵۹مدت زمان۱۳۶ دقیقهکشورایالات متحدهزبانانگلیسیهزینهٔ فیلم۴٬۳۲۶٬۰۰۰ دلارفروش گیشه۹٫۸ میلیون دلار نورث بای نورث‌وست یا شمال از شمال غربی (به انگلیسی: No h by No hwes ) فیلمی آمریکایی در ژانر فیلم جاسوسی دلهره‌آور محصول ۱۹۵۹ است که توسط آلفرد هیچکاک کارگردانی شد. ارنست لمن، نوشتن فیلمنامهٔ این فیلم را عهده‌دار بود و بازیگرانی چون کری گرانت، اوا ماری و جیمز میسون در آن نقش‌آفرینی کردند. چهل‌وششمین اثر هیچکاک، عنوان نامزدی ۳ جایزه در سی‌ودومین مراسم اسکار از جمله نامزدی جایزهٔ اسکار بهترین فیلم‌نامهٔ اصلی برای ارنست لمن را در پی داشت. موسیقی این فیلم همانند بسیاری از آثار دیگر هیچکاک، برعهدهٔ برنارد هرمن بود و تیتراژ ابتدای آن را نیز سال بس طراحی کرده‌است. داستان فیلم، حکایت تودرتو و پرتعلیق از مردی است که ناخودآگاه خود را درگیر ماجرایی جاسوسی و اتهاماتی که به وی وارد آمده می‌بیند و زنی که در این میان قصد کمک به او را دارد. محتویات ۱ نام فیلم ۲ بازیگران ۳ منابع ۴ پیوند به بیرون نام فیلم وجه تسمیهٔ عنوانِ فیلم تا مدت‌ها مورد بحث بود. برخی می‌گفتند علاوه بر محلی که نقطهٔ اوج داستان در آن‌جا اتفاق می‌افتد، اشاره‌ای نیز به قطعه‌ای از نمایش‌نامهٔ هملت اثر ویلیام شکسپیر دارد: «به هنگام وزش باد جنوبی، خوب و بد را از هم بازمی‌شناسم، جنون من تنها در هنگامیست که باد از شمال - شمال غربی می‌وزد.» اما حقیقت آن است که نورث‌وست (No hwes ) نام یک شرکت هواپیمایی مشهور در آمریکاست و در صحنهٔ فرودگاه، «کری گرانت» (راجر تورنیل) با هواپیمای آن شرکت، به طرف شمال آمریکا می‌رود و در نمایی کوتاه، نام این شرکت هواپیمایی را بر محل ورود به دفتر آن می‌بینیم.[۱] از طرفی آلفرد هیچکاک در مصاحبه‌ای با پیتر بوگدانوویچ در سال ۱۹۶۳، اشاره کرد که تمام فیلم بر روی عنوان آن متمرکز است، اما چیزی به نام «شمال از شمال‌غربی» روی قطب‌نماها وجود ندارد[۲] و طبعاً چنین برداشتی غلط است. بازیگران کری گرانت اوا ماری سنت جیمز میسون جسی رویس لندیس لئو جی. کارول جوزفین هاچینسون مارتین لاندو ادوارد پلات ادوارد بینز فیلیپ اوبر منابع ↑ آن‌ها به اسب‌ها شلیک نمی‌کنند (دربارهٔ، ترجمهٔ عنوان‌ها و عنوانهای ترجمه شده)؛ بهمن طاهری؛ ماهنامه سینمایی «فیلم»، شماره ۱۱۶، ۱۵ آذر ۱۳۷۰ ↑ "Pe e Bogda ovich I e views Alf ed Hi chcock". A chived f om he o igi al o 20 Sep embe 2013. Re ieved 2014-08-31..mw-pa se -ou pu ci e.ci a io {fo -s yle:i he i }.mw-pa se -ou pu q{quo es:"\"""\"""'""'"}.mw-pa se -ou pu code.cs1-code{colo :i he i ;backg ou d:i he i ;bo de :i he i ;paddi g:i he i }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-f ee a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/6/65/Lock-g ee .svg/9px-Lock-g ee .svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu .cs1-lock- egis a io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/d/d6/Lock-g ay-al -2.svg/9px-Lock-g ay-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-subsc ip io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/a/aa/Lock- ed-al -2.svg/9px-Lock- ed-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-f ee a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-subsc ip io a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock- egis a io a{backg ou d-posi io :lef .1em ce e }.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io {colo :#555}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io spa ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io spa {bo de -bo om:1px do ed;cu so :help}.mw-pa se -ou pu .cs1-hidde -e o {display: o e;fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-visible-e o {fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io ,.mw-pa se -ou pu .cs1-fo ma {fo -size:95%}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -lef ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl-lef {paddi g-lef :0.2em}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke - igh ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl- igh {paddi g- igh :0.2em} مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «No h by No hwes ». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۹ اوت. پیوند به بیرون در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ شمال از شمال غربی موجود است. مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به شمال از شمال غربی در ویکی‌گفتاورد موجود است. شمال از شمال غربی در فهرستِ بنیاد فیلم آمریکا شمال از شمال غربی در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb) شمال از شمال غربی در راتن تومیتوز شمال از شمال غربی در وب‌گاه آل‌مووی شمال از شمال غربی در پایگاه داده‌های فیلم تی‌سی‌ام .mw-pa se -ou pu . avba {display:i li e;fo -size:88%;fo -weigh : o mal}.mw-pa se -ou pu . avba -collapse{floa : igh ; ex -alig : igh }.mw-pa se -ou pu . avba -box ex {wo d-spaci g:0}.mw-pa se -ou pu . avba ul{display:i li e-block;whi e-space: ow ap;li e-heigh :i he i }.mw-pa se -ou pu . avba -b acke s::befo e{ma gi -lef :-0.125em;co e :"[ "}.mw-pa se -ou pu . avba -b acke s::af e {ma gi - igh :-0.125em;co e :" ]"}.mw-pa se -ou pu . avba li{wo d-spaci g:-0.125em}.mw-pa se -ou pu . avba -mi i abb {fo -va ia :small-caps;bo de -bo om: o e; ex -deco a io : o e;cu so :i he i }.mw-pa se -ou pu . avba -c -full{fo -size:114%;ma gi :0 7em}.mw-pa se -ou pu . avba -c -mi i{fo -size:114%;ma gi :0 4em}.mw-pa se -ou pu .i fobox . avba {fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu . avbox . avba {display:block;fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu . avbox- i le . avba {floa : igh ; ex -alig : igh ;ma gi -lef :0.5em}نبوآلفرد هیچکاک فیلم‌شناسی کارهای نافرجام Themes a d plo devices تک‌جلوه‌ها جایزه‌ها و افتخارات کتاب‌شناسی فیلم‌های بلندصامت پلژر گاردن (۱۹۲۵) عقاب کوهستان (۱۹۲۶) مستأجر: داستان لندن مه‌آلود (۱۹۲۷) رینگ (۱۹۲۷) انحطاط (۱۹۲۷) همسر کشاورز (۱۹۲۸) سست‌عفاف (۱۹۲۸) شامپاین (۱۹۲۸) اهل جزیره من (۱۹۲۹) ناطق بریتانیایی باج‌گیری (۱۹۲۹) جونو و پیکاک (۱۹۳۰) قتل! (۱۹۳۰) تماس الزتری (۱۹۳۰) دوز و کلک (۱۹۳۱) ماری (۱۹۳۱) غنی و غریب (۱۹۳۱) شماره هفده (۱۹۳۲) والس‌هایی از وین (۱۹۳۴) مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۳۴) ۳۹ پله (۱۹۳۵) مأمور مخفی (۱۹۳۶) خرابکاری (۱۹۳۶) جوان و بی‌گناه (۱۹۳۷) خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸) مهمانسرای جامائیکا (۱۹۳۹) هالیوود و پس از آن ربه‌کا (۱۹۴۰) خبرنگار خارجی (۱۹۴۰) آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱) سوءظن (۱۹۴۱) خرابکار (۱۹۴۲) سایه یک شک (۱۹۴۳) قایق نجات (۱۹۴۴) طلسم‌شده (۱۹۴۵) بدنام (۱۹۴۶) قضیه پاراداین (۱۹۴۷) طناب (۱۹۴۸) در برج جدی (۱۹۴۹) ترس صحنه (۱۹۵۰) بیگانگان در ترن (۱۹۵۱) اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳) ام را به نشانه مرگ بگیر (۱۹۵۴) پنجره عقبی (۱۹۵۴) گرفتن یک دزد (۱۹۵۵) دردسر هری (۱۹۵۵) مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶) مرد عوضی (۱۹۵۶) سرگیجه (۱۹۵۸) شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) روانی (۱۹۶۰) پرندگان (۱۹۶۳) مارنی (۱۹۶۴) پرده پاره (۱۹۶۶) توپاز (۱۹۶۹) جنون (۱۹۷۲) توطئه خانوادگی (۱۹۷۶) کوتاه همیشه به همسر خود بگویید (۱۹۲۳) یک موضوع کشسان (۱۹۳۰) ماجرا ماداگاسکار (۱۹۴۴) سفر به‌خیر (۱۹۴۴) نسل مبارز (۱۹۴۴) تلویزیون آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند episodes آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند (مجموعه تلویزیونی ۱۹۸۵) episodes دیگر هیچکاکی شماره ۱۳ ولگرد خانم‌های لرد کمبر بررسی واقعیت‌های اردوگاه‌های کار اجباری آلمان Alf ed Hi chcock's Mys e y Magazi e Alf ed Hi chcock's A hology سه کارآگاه T a sa la ic Pic u es High A xie y Alf ed Hi chcock a d he Maki g of Psycho هیچکاک در قاب هیچکاک The Gi l سینما به روایت هیچکاک film خانواده الما لوسی رویل پاتریشا هیچکاک رده برگرفته از «h ps://fa.wikipedia.o g/w/i dex.php? i le=شمال_از_شمال_غربی&oldid=33228553» رده‌ها: فیلم‌ها به زبان انگلیسیآثار برنده جایزه ادگارآثار موسیقی برنارد هرمنشهرستان کرن، کالیفرنیافیلم‌های ۱۹۵۹ (میلادی)فیلم‌ها به کارگردانی آلفرد هیچکاکفیلم‌های اکشن مهیج آمریکاییفیلم‌های اکشن دهه ۱۹۵۰ (میلادی)فیلم‌های ایالات متحده آمریکافیلم‌های به تهیه‌کنندگی آلفرد هیچکاکفیلم‌های تعقیب و گریزیفیلم‌های تعقیب و گریزی آمریکاییفیلم‌های جاده‌ایفیلم‌های جاده‌ای آمریکاییفیلم‌های جاسوسی آمریکاییفیلم‌های جاسوسی جنگ سردفیلم‌های جنایی-درام آمریکاییفیلم‌های در ارتباط با راه‌آهنفیلم‌های درام آمریکاییفیلم‌های درباره ترورفیلم‌های درباره سازمان ملل متحدفیلم‌های مهیج دهه ۱۹۵۰ (میلادی)فیلم‌های فیلمبرداری شده در نیویورک‌سیتیفیلم‌های فیلم‌برداری‌شده در شیکاگوفیلم‌های فیلم‌برداری‌شده در داکوتای جنوبیفیلم‌های کمدی مهیج ایالات متحده آمریکافیلم‌های مترو گلدوین مایرفیلم‌های معمایی ایالات متحده آمریکافیلم‌های معمایی مهیجفیلم‌های معمایی هیجانی آمریکاییفیلم‌های مورد اقتباس در نمایشنامه‌هافیلم‌های واقع‌شده در داکوتای جنوبیفیلم‌های واقع‌شده در شیکاگو، ایلینویفیلم‌های واقع‌شده در لانگ‌آیلندفیلم‌های واقع‌شده در نیویورک سیتیفیلم‌های مهیجفیلم‌های مهیج ماجراجویی آمریکاییگنجینه ملی فیلم آمریکارده‌های پنهان: مختصاتی که در ویکی‌داده نیستندمقاله‌های فیلم که متغییر فروش دارندصفحه‌هایی که از جعبه اطلاعات فیلم با پارامترهای خالی استفاده می‌کنندمقالات دارای جعبه اطلاعاتمقاله‌های دارای واژگان به زبان انگلیسی با ارجاع صریحمقاله‌های دارای الگوی یادکرد-ویکیانبار رده با پیوند محلی مشابه در ویکی‌داده

No h by No hwes (شمال از شمال غربی)

1959 آمریکا دلهره آور, رمزآلود, ماجراجویی 136 دقیقه انگلیسی, فرانسوی TV-G کارگردان: Alf ed Hi chcock (آلفرد هیچکاک) نویسنده: E es Lehma (ارنست لمان), 8.3 98 0.99 خلاصه داستان: در نقش راجر تورنهیل مردیست خوشتیپ و تحصیل کرده در کار تبلیغات (دو بار ازدواج کرده و طلاق گرفته) که ناخوداگاه خود را وسط ماجرای جاسوسی میبیند. او که حالا بجای یک جاسوس بین المللی اشتباه گرفته شده است، ناگهان زندگی آرامش دگرگون میشود. ابتدا توسط فردی مرموز بازیگران: Eva Ma ie Sai (ایوا ماری سنت) Ca y G a (کری گرانت) James Maso (جیمز میسون) تصاویر فیلم: No h by No hwes (شمال از شمال غربی) نقد و بررسی فیلم به قلم Roge Ebe (راجر ایبِت) بسیاری از طرفداران سینما و منتقدان با هم اتفاق نظر دارند که Alf ed Hi chcock در مدت فیلمسازی اش در هالیوود، چهار شاهکار از خود بجا گذاشت: پنجره عقبی – 1954، سرگیجه – 1958، شمال از شمال غربی – 1595 و روانی در سال 1960. اما اختلاف بر سر این است کدام یکی از اینها بهتر است. با این که خود من با پنجره عقبی ارتباط بهتری برقرار میکنم، ولی به هر حال هر کسی برای انتخاب خود دلایلی میاورد. جدا از روانی که از لحاظ نوع ساختار الهامبخش گونه سینمایی “slashe ” (از ژانر دلهره که در آن قتل ها با چاقو انجام میشود) در دهه 80 شد، سه تای دیگر تشابهات زیادی با هم دارند. شمال از شمال غربی آخرین فیلم از این سه گانه است که بسیاری آن را (حداقل از نظر داستان) کاملترین اثر هیچکاک میدانند. فیلمنامه نوشته شده توسط E es Lehma ، مدام تماشاگر را وادار به حدس زدن میکند درحالی پاسخ سوالات را تدریجآً در طول فیلم میدهد. برای مثال وقتی اوضاع برای قهرمان داستان در اول فیلم بد پیش میرود، لازم نیست صبر کنیم تا گره آن در آخر فیلم برایمان گشوده شود. خیلی زود تماشاگر باهوش پاسخ سوالش را گرفته و سراغ معمای بعدی میرود. این تعامل میان تماشاگر و فیلمنامه نویس در طرح و حل معما از ویژگیهای مهم و بارز کارهای هیچکاک است که متاسفانه در فیلمهای ماجرایی امروز دیده نمیشد. Ca y G a در نقش راجر تورنهیل مردیست خوشتیپ و تحصیل کرده در کار تبلیغات (دو بار ازدواج کرده و طلاق گرفته) که ناخوداگاه خود را وسط ماجرای جاسوسی میبیند. او که حالا بجای یک جاسوس بین المللی اشتباه گرفته شده است، ناگهان زندگی آرامش دگرگون میشود. ابتدا توسط فردی مرموز بنام فیلیپ وندام (با بازی James Maso ) گروگان گرفته میشود، بعد تا آستانه کشته شدن توسط دو آدمکش پیش میرود و سپس بخاطر رانندگی در هنگام مستی دستگیر و حتی زندانی میشود. وقتی آزاد میشود میفهمد که متهم به قتل هم هست و تحت تعقیب قرار دارد. تا اینکه خانمی زیبا بنام ایو کندال (با بازی Eva Ma ie Sai ) که به گفته خودش شیفته جذابیتش شده است، به کمکش میاید و از اینجاست که تازه پیچیدگی های داستان شروع میشود. از آنجایی که داستان فیلم شباهت زیادی به پنجره عفبی و سرگیجه دارد، کارگردان به شکلی فیلمنامه را نوشته است که قهرمان داستان تنها فردی باشد که حقیقت را میداند. در واقع اتفاقاتی که برای این قهرمان افتاده است، آنقدر عجیب و غیر منطقی به نظر میرسند که هیچکس حرفهای او را باور نمیکند. در پنجره عقبی قهرمان داستان دوست دختری دارد که هر داستان عجیب و غریبی را بخاطر دوست داشتن قهرمان بلااستثنا قبول میکند. اما در سرگیجه این دوست دختر آن چیزی نیست که در ابتدای فیلم نشان داده میشود. البته تماشاگر به سرعت با قهرمان داستان همزادپندازی کرده و به او حق میدهد زیرا او برخلاف تصور همگان کاملاً عاقل است و تنها قربانی یک توطئه شده است، هرچند از جرئیات آن اطلاع ندارد. در فیلم Ca y G a طبق معمول نقش مردی خوشگذران و جذاب را بازی میکند. مردی که اگر نقش اش را هر کس دیگری بازی میکرد بعید میدانم به اندازه G a دوست داشتنی از آب در میامد. با اینکه فیلم را نمیتوان بهترین هنرنمایی وی دانست ولی بهترین انتخاب برای این نقش است. با وجود اینکه موقعیت نامطلوب تورنهیل در شمال از شمال غربی تفاوت چندانی با L.B Jeffe ies در پنچره عقبی ندارد (هر دو اطلاعات ارزشمندی برای پلیس دارند، ولی آنها باور نمیکنند. در نتیجه برای جمع آوری مدارک خود را به خطر میاندازند.)، ولی نوع موقعیت بکلی متفاوت است. در پنجره عقبی تمام ماجراها در برابر پنجره اتاق Jeffe ies اتفاق میافتاد. اما در شمال از شمال غربی، تورنهیل به مسافرتی میرود که از نیویورک آغاز و تا کوه های راشمور ادامه پیدا میکند. مسافرتی با هواپیما و قطار و اتومبیل. یکی دیگر از عناصر مورد علاقه Hi chcock که در این فیلم هم دیده میشود، ایده تبدیل هر کس به یک کاراگاه است. این اتفاق در سرگیجه زمانی میافتد که James S ewa سعی میکند تا ارتباط میان مادلین الستر و جودی بارتون را کشف کند. در پنجره عقبی، Jeffe ies تقریباً مطمئن است که جنایتی در ساختمان روبرویی اتفاق افتاده است و او باید آن را ثابت کند. در روانی هم لیلا کرین و سام لومیس به دنبال خواهر گمشده لیلا میگردند. در این فیلم نیز تورنهیل باید از سرنخها و حس کاراگاهی خود استفاده کند تا گره از پیچیدگیهای ماجرایی بگشاید که باعث فرار او از دست پلیس و به خطر افتادن زندگی اش شده است. کار صحنه پرداز فیلم بسیار مشکل بوده است زیرا بیشتر سکانسهای آن بجای اینکه در لوکیشن باشد در جاهایی است که باید کاملاً نسبت به صدا عایق ساخته شوند. البته استثناهایی هم وجود دارد، بخصوص سکانس معروفی که در آن تورنهیل مجبور میشود از دست هواپیمایی ملخدار که سعی در کشتنش دارد فرار کند. سکانسی که هیچکاک نمیتوانست به هیچ عنوان آن را در استودیو به این خوبی از کار در بیاورد. سکانس تعقیب و گریز نهایی در کوه های راشمور نمونه ای از طراحی رئال و تاثیر گذار است. درحالی که کاملاً مشخص است که فیلم در لوکیشن حقیقی تصویربرداری نشده است (البته اجازه این کار هم داده نشده است)، اما ماکت های موجود آنقدر خوب طراحی و ساخته شده اند که نتوان از همان اول فهمید که واقعی نیستند. به همین شکل، سکانسهایی هم که درون ساختمان سازمان ملل را نشان میدهد بسیار واقعی از کار در آمده اند. تنها جایی که این طراحی خوب صورت نگرفته، سکانس تعقیب و گریز اتومبیل هاست، زمانی که دو آدمکش دنبال تورنهیل افتاده اند. این سکانس (مانند بسیاری از فیلمهای دیگر آن زمان) به ویژه در مقایسه با استاندارهای امروز خیلی مصنوعی بنظر میرسند. البته نقطه قوت شمال از شمال غربی تعلیق هایست که Hi chcock استادانه از کار درآورده است. تنها یک سکانس معرفی وجود دارد (صحنه ای که تورنهیل و منشی اش را در تاکسی نشان میدهد) که در آن سعی میشود تا میان قهرمان داستان و تماشاگر ارتباط ایجاد شود. از اینجا به بعد همه چیز را از دید او میبینیم بجز سکانسی که در آن تماشاگر چیزی را میداند که قهرمان از آن بی اطلاع است یعنی وقتی که دوربین ما را به درون اداره ای دولتی میبرد که عده ای در آن درحال بررسی پرونده تورنهیل و پیچیده کردن ماجرا هستند. در واقع همین پیچیدگی ها و تلاش تورنهیل برای کشف آنهاست که باعث تعلیق های مختلف در فیلم میشود. میتوان گفت Eva Ma ie Sai یکی از ضعیفترین انتخاب های کارگردان برای بازی در نقش اول زن است. نه تنها 10 سال بزرگتر از شخصیت اش در فیلم است، بلکه حتی جذابیت G a نیز نمیتواند یخ او را آب کند .بنظر من G ace Kelly یا Kim Novak برای این نقش بهتر بودند (هرچند ممکن است اگر Kelly هنوز ملکه مناکو نشده بود، Hi chcock به او نیز پیشنهاد بازی میداد). اما James Maso که بازیگری واقعاً حرفه است نقش فیلیپ را به خوبی بازی میکند. مردی تحصیل کرده و آرام که میتواند بسیار خطرناک باشد. Jessei Royce La dis با وجود کوچکتر بودن از G a نقش مادر تورنهیل را بازی میکند و Ma i La dau در یکی از اولین کارهایش در نقش دستیار فیلیپ وندام ظاهر میشود. در میان سه ساخته بزرگ Hi chcock، شمال از شمال غربی بخاطر بازی G a از دوتای دیگر سرگرم کننده تر است. سرگیجه و پنجره عقبی هردو با بازی S ewa سیاه تر بودند به این شکل که تماشاگر تصور میکند قهرمان ممکن است عقل خود را در دست داده باشد. اما در این فیلم از ابتدا تا انتها مطمئن هستیم که تورنهیل کاملاً سالم است. Hi chcock صحنه های کمدی بسیاری را در فیلم قرار داده است که نتیجه کار نه تنها از تنش و اضطراب فیلم نکاسته است بلکه فیلم را از خسته کننده شدن نجات میدهد. تعدادی از این صحنه های سرگرم کننده، ارتباط و دیالوگهای سکسی میان تورنهیل و ایو است که برای یک فیلم دهه 50 یی کمی نامتعارف بنظر میرسد! در مورد عنوان فیلم حرف و حدیث های بسیاری است. یکی میگوید جمله ایست از نمایشنامه هملت. یکی دیگر هم میگوید شرکت هواپیمایی موجود در فیلم شمال غربی نام دارد. به هر حال هیچ پاسخ مشخصی به این سوال نیست و لزومی هم ندارد که داشته باشد. شمال از شما غربی آنقدر خوب به ذهن سپرده میشود که دیگر نیازی به توضیح دادن ندارد و وقتی تماشاگر ترکیبی جذاب از عشق و تعلیق و کمدی را بر روی پرده میبیند، دیگر چنین سوالی برایش چندان اهمیت ندارد.   مترجم: بهروز آقاخانیان منبع: نقد فارسی نقد و بررسی فیلم به قلم نگاهی به جایگاه شمال از شمال غربی در کارنامه فیلمسازی هیچکاک (درخت دانش)   شمال از شمال غربی مثل بسیاری از فیلم های هیچکاک در باره هویت اشتباهی است. فردی که بی گناه متهم می شود و باید خود را از مهلکه برهاند. دلهره و اضطرابی که فیلم های هیچکاک در بیننده ایجاد می کند – و در این فیلم نمود بارز خود را دارد – دلهره ای درونی است که در سرتاسر فیلم گسترده است. او با هر حادثه و هر حرکتی، ضربه ای بر تماشاگر می زند و او را احاطه می کند. شمال از شمال غربی، از التهابی نفس گیر آکنده است و فصل تعقیب با هواپیما اوج این التهاب است. شمال از شمال غربی حرف آخر فیلم های تعقیب و گریزی شاد و پرهیاهو است پیش از آنکه نسخه های جدی تر، پر طمطراق تر و کمدی تری مانند فیلم های حادثه ای جیمز باند روی کار بیاید. دوشیزه مو طلایی فیلم: ایوا مری سنت شیئی و چیز اسرار آمیز فیلم: میکروفیلم داخل مجسمه نقش گذری آلفرد هیچکاک: بلافاصله پس از عنوان بندی هیچکاک می دود تا به اتوبوس برسد، ولی در اتوبوس به روی صورتش بسته می شود. ایده های دیداری: ریزه کاری های کوچک در این فیلم زیاد است، ولی تنها سکانس واقعاً خارق العاده، حمله هواپیمای سمپاش به تورنهیل است. پس از کلی صحنه از شهرها و قطارهای پر سر و صدا، در دل آن ناکجاآباد سکوتی گوشخراش حاکم است. تورنهیل به همه جهات نگاه می کند، ولی همه جا خالی است و کاپلانی وجود ندارد. ماشین ها عبور می کنند. سپس صدای غژغژ موتور هواپیمایی را در دور دست می شنویم و مردی را بیرون می اندازند. کاپلان است؟ تورنهیل با او صحبت می کند ولی او همان شخص واقعی نیست. وقتی غریبه سوار اتوبوس می شود، هواپیما مانند زنبوری خشمگین حمله می کند. ایده های تکراری: مرد عوضی یا مرد فراری، قطار، آدم شرور با فرهنگ (موقعی که لئونارد وفادار تیر می خورد و وندم گیر می افتد، وندم می گوید: استفاده از گلوله واقعی چندان هم جوانمردانه نیست.)، مکان عمومی (سازمان ملل متحد، ایستگاه قطار، حراجی مزایده ای، کافه، کوه راشمور)، جابجایی (ایو اول یاری دهنده است، بعد جاسوس دشمن، سپس جاسوسی دست و صمیمی، و بعد یک همسر)، دستان بهم فشرده ( وقتی تورنهیل از دست ایو خشمگین است، دست هایش را بهم می فشرد)، مادر سلطه جو. برگرفته از: 1 – کتاب “فرهنگ جهانی فیلم – جلد 1” تألیف “بهروز دانشفر” 2 – ماهنامه “فیلم – شماره 1 – تیر 1361 هجری خورشیدی” 3 – کتاب “آلفرد هیچکاک” نوشته ” پل دانکن” برگردان “سوگند منانی” منبع: درخت دانشر نقد و بررسی فیلم به قلم یادداشتی بر فیلم شمال از شمال غربی: جدی ترین جوك چاق ترین نابغه سینما (روزنامه شرق)   نویسنده: امیر پوریا خیلی از بحث ها و روش های سینمایی هست كه می شود بهترین نمونه اش را در فیلم های آلفرد هیچكاك پیدا كرد. یكی از معروف ترین هایش، پیاده كردن كل مسیر داستانی یك فیلم براساس دروغی بزرگ است. حتماً فیلم های زیادی را دیده اید یا دست كم می شناسید كه در پیچ پایانی شان، ناگهان همه داستان و اتفاقات اصلی و بعضی از آدم ها، مثل یك فریب كامل به نظر می رسد و حس می كنید كه در برخورد با هر چه در فیلم دیده اید و دریافته اید، اشتباه كرده اید و همه چیز برخلاف تصوراتتان بوده. نمونه های مختلف این روش كه پایان قصه، بقیه قصه را نفی می كند یادتان آمد؟ «نیش» معروف جورج روی هیل كه البته شیطنت های پل نیومن و رابرت ردفورد در آن به اندازه پایان اینچنینی اش شهرت دارد، «مظنونین همیشگی» كه فیلمنامه اش با همین غافلگیری پایانی اسكار گرفت، «حس ششم» كه آخرش معلوم می شد شخصیت اصلی اش (بروس ویلیس) هم روح بوده و «دیگران» كه تغییر مسیر نهایی آن درست مثل «حس ششم» بود فقط چند نمونه از دوره های مختلف سینمایی هستند. آلفرد هیچكاك كه از به كارگیری فلاش بك دروغ در «سایه یك شك» تا درست از آب درآمدن پیشگویی الكی زن در آخرین لحظه های آخرین فیلمش «توطئه خانوادگی» همیشه دغدغه این نوع فریب های اساسی در مسیر داستانی فیلم هایش را داشت، اغلب اوقات آنقدر در این فریب ها خونسرد و بدون ذوق زدگی عمل می كرد كه اصلاً لازم نمی دید در پیچ پایانی فیلم و روایت قرارشان دهد. از همان اوایل و گاهی درست بعد از گره افكنی اصلی، قضیه را لو می داد، گره را باز می كرد؛ ولی باز موفق می شد تماشاگر را تا آخر فیلم بنشاند و نگران و مضطرب نگه دارد. مثلاً در «سرگیجه» درست بعد از آنكه زن ظاهراً مرده (مادلین) در هیئت زنی دیگر (جودی) ظاهر می شود، خودش یكهو رو به دوربین می ایستد و خاطره كشتن مادلین اصلی را مرور می كند و از این طریق هیچكاك گره مهمی را كه باید تا آخر نگه دارد و با فریب تماشاگر، حسابی غافلگیرش كند به شكل عجیبی از همین جا باز می كند. انگار اصلاً می خواهد روش های غافلگیركننده و معمایی را دست بیندازد و با دست باز بازی كند. ولی اوج این روش معكوس را هیچكاك در «شمال از شمال غربی» به كار برده و آنقدر هوش و جسارت به خرج داده كه فیلم با وجود تكیه به یك دروغ خیلی بزرگ به عنوان كلید اصلی داستان هیچ وقت تعلیق تكان دهنده و خفه كننده اش را از دست نمی دهد. فكرش را بكنید، چطور می شود داستانی در این حد شوخی مانند را محور فیلمی پرماجرا و پر از تعقیب و گریز قرار داد: یك سازمان جاسوسی در نامه ها و اسنادش از یك اسم خیالی و قلابی استفاده می كند تا سازمان مقابل را فریب بدهد. اما آن یكی سازمان، آدمی را پیدا می كند كه مشخصاتش با مشخصات ذكر شده در آن اوراق قلابی یكی است و در تمام طول این فیلم این آدم بدبخت مفلوك بی خبر از همه جا را تعقیب می كند، تا آستانه مرگ پیش می برد، قتل یك آدم سیاسی را گردنش می اندازد و… البته ناخواسته باعث عاشق شدنش می شود! این از آن جوك های آبسورد عجیب و غریب است كه واقعاً هنوز نمی شود باور كرد كه ارنست لمن فیلمنامه نویس و هیچكاك فیلمساز، فیلمی با این حجم حوادث و جزئیات را براساس همین خط داستانی كاملاً فریب آمیز چیده اند. دفعه ی بعد که «شمال از شمال غربی» را دیدید،به این جنبه اش توجه كنید تا دستتان بیاید كه چرا هنوز هیچكاك را استاد انجام كارهای نشدنی در تكنیك های روایتی سینما می دانند.   منبع: روزنامه شرق ، شماره 745 به تاریخ 7/2/85 نقد و بررسی فیلم به قلم برداشتی از نام فیلم شمال از شمال‌غربی (قلم نوشت)   روجر تورنهیل مدیر یک شرکت تبلغاتی در نیویورک هست که به قول خودش دروغ نمی‌گوید و فقط کمی اغراق می کند. در اثر یک اتفاق، جاسوسان نفوذی دشمن وی را با یکی از مأموران مخفی سیا اشتباه گرفته، به تعقیب او می‌پردازند. از سوی دیگر و بر اثر اتفاقی دیگر، روجر متهم به قتل می‌شود و تحت تعقیب پلیس، و بدین ترتیب امکان مراجعه‌اش به پلیس نیز از بین می‌رود. روجر در مسیر فرار و گریز از نیویورک به شیکاگو و سپس به کوههای راشمر با دختری آشنا می‌شود که کلید بسیاری از معماها در دست اوست. یعقوب رشتچیان: شمال از شمال‌غربی یکی از سرگرم‌ کننده‌ترین و سرخوشی‌آورترین فیلمهای هیچکاک است. در اینجا به نام آن می‌پردازم. پاری از کسان، درباره نام فیلم برداشت نادرستی دارند که به نمایی از فیلم برمی‌گردد. راجر تورنیل (یا همان کاپلان ساختگی)، برای رفتن به پناهگاه جاسوسان، سوار هواپیمایی می‌شود که بر روی تنه آن نام No hwes نوشته شده‌است. همین نام، دستاویز آنانی است که می‌پندارند نام درست فیلم، نه شمال از شمال‌غربی، بلکه شمال با هواپیمایی شمال‌غربی است! بی‌معنایی آشکار چنین نامی، جای گفت‌وگو ندارد؛ اما خاستگاه راستین نام فیلم، این تکه از هملت شکسپیر است: .I am bu mad o h- o hwes : whe he wi d is sou he ly, I k ow a hawk f om a ha dsaw برگردان این گفته از زبان هملت، چنین است: « من مگر به گاه وزش شمال – شمال‌غربی دیوانه باشم: آن‌گاه که باد رو به جنوب می‌وزد، من خردمندم و خوب و بد را ازهم بازمی‌شناسم.» نام شمال از شمال‌غربی، پیوندی نهفته با این گفته دارد: هیچکاک، برای این فیلم، که رویدادهای آن، از راه شمال‌غربی، به شمال کشانده می‌شود (از نیویورک به شیکاگو؛ و از آنجا رو به شمال، به داکوتای شمالی و کوه راشمور که سردیس چهار رییس جمهور بر آن کنده شده‌است و واپسین بخش فیلم در آن می‌گذرد)، در آغاز انگاره‌هایی، دیوانه‌وارتر از آنچه در فیلم آمده‌است، درسر داشت؛ اما در میانه کار از آنها چشم‌پوشید (برای جلوگیری از آسیب‌دیدن بازیگران) و قهرمانانش را واداشت که دست به کارهای دیوانه‌وار بزنند. به این‌سان، کاراکترهای فیلم نیز، همانند با هملت، راهی نابخردانه را می‌پیمایند، پیشامدهایی باورنکردنی را از سر می‌گذرانند و در پایان، بازهم همانند با هملت، به راستی و درستی زندگی پی‌می‌برند. مسعود طالبیان: یکی از اصلیترین گروهبندی های آمریکا، این کشور را به چهار قسمت اصلی شمال شرقی، جنوب، غرب میانه، و غرب تقسیم می کند. بدین ترتیب نیویورک در گروه شمال شرق، یا جزئیتر ایالات ساحلی اقیانوس اطلس، و شیکاگو و کوههای راشمر در غرب میانه، یا جزئیتر مرکز شمال شرقی و مرکز شمال غربی، قرار دارد. بدین ترتیب ممکن می باشد نام گذاری فیلم از جهت مناطق جغرافیایی فیلمبرداری شده در فیلم بوده و البته ممکن هست جهت دیگری، مثلا خط هوایی شمال غربی که در فیلم از آن استفاده شده، مد نظر بوده است. منبع: قلم نوشت نقد و بررسی فیلم به قلم Roge Ebe (راجر ایبِت) نگاهی به فیلم شمال از شمال غربی (سی و پنج سالگی)   1- شمال از شمال غربی چهل و ششمین فیلم سینمایی آلفرد هیچکاک ( 1980- 1899 ) در شصتمین سال زندگی این کارگردان اسطوره ای سینمای جهان است. این فیلم را هیچکاک در حد فاصل دو شاهکار خود ساخته است. سرگیجه ( 1958 ) و روانی ( 1960 ). این فیلم در یکی از بهترین دوران فیلمسازی هیچکاک رقم خورده است . 2- شمال از شمال غربی یکی از کاملترین و ناب ترین فیلمها ی آلفرد هیچکاک است در این فیلم کارگردان به طرز شگفت ا نگیزی ما را درگیر ماجرای چند لایه و تودر تو می نماید و بدون اینکه فرصتی برای فکر کردن درباره ماجراهای فیلم به تماشاگر بدهد او را وارد ماجرای دیگری میکند. هیچکاک تاآخرین لحظه فیلم این روند سرگشتگی تماشاگر و قهرمان داستان را همزمان به کار میگیرد گویی ما هم بایستی همگام با قهرمان داستان باشیم . 3– ارنست لمن فیلمنامه نویس شمال از شمال غربی دو بار با هیچکاک همکاری داشته است. دومین همکاریش مربوط به آخرین ساخته هیچکاک : توطئه خانوادگی است که در سال 1976 ساخته شده است. او یکی از بهترین فیلمنامه نویسان آن زمان هالیوود به حساب می آمد و فیلمنامه این فیلم یکی از جذابترین و مفرح ترین فیلمنامه های او ست. 4- برنارد هرمن یکی از اسطوره های آهنگسازی فیلم تاریخ سینما محسوب میشود و همکاری درخشانش با آلفرد هیجکاک با فیلم سینمایی : مردی که زیاد می دانست در سال 1955 آغاز شد و تا سال 1964 با ساخت فیلم مارنی خاتمه یافت و هشت فیلم استاد را شامل میشود که الحق و الانصاف جزو شاهکارهای هیچکاک محسوب میشوند. برنارد هرمن در سال 1976 پس از آماده کردن موسیقی فیلم راننده تاکسی ساخته : مارتین اسکورسیزی در گذشت. موسیقی فیلم راننده تاکسی یکی از شاهکارهای این استاد مسلم موسیقی فیلم محسوب میشود. موسیقی فیلم شمال از شمال غربی آنچنان فضای پر تعلیق و پرهیجان و ماجراجویانه و مفرحی به فیلم داده که باعث شده که فیلم یک سر و گردن از فیلمهای حادثه پردازانه و ماجراجویانه تاریخ سینما بالاتر قرار گیرد. 5- کاری گرانت از آن دسته بازیگران بزرگ تاریخ سینماست که همکاری موثر و شایسته ای با آلفرد هیچکاک داشته و از بازیگران محبوب و مورد علاقه هیچکاک بوده به گونه ای که در چهار فیلم استاد حضور داشته است : سوء ظن (1941) – بد نام ( 1946)- دستگیری دزد (1955 ) و شمال از شمال غربی ( 1959 ) و از لحاظ بیشترین همکاری با جیمز استوارت دیگر بازیگر مورد علاقه هیچکاک برابری میکند. این فیلم یکی از آخرین بازیهای سینمایی کاری گرانت محسوب میشود که حقیقتا یکی از نامدارترین و بهترین و موفق ترین بازیگران تاریخ سینما محسوب میشود. کاری گرانت هرگز بازیگر محبوب اعضای آکادمی اسکار نبود ودر طول سالها فعالیت او و حضور موفق در فیلمهای مطرح تاریخ سینما تنها دوبار کاندید بهترین بازیگر مرد در فیلمهای : سرنا دیک پولی ( 1941 )و تنها قلب بیکس ( 1944)شده است. هرچند اکادمی اسکار پس از بازنشستی این بازیگر محبوب برای قدردانی و به نوعی دلجویی یک اسکار افتخاری به خاطرارائه هنرمندی بی همتا بر پرده سینما توام با محبت و احترام از سوی همکارانش در سال 1969 به او اهدا نمود. 6- فیلم سینمایی : شمال از شمال غربی ظاهرا از نظر اعضای محترم اکادمی اسکار فیلم قابل توجه ای نبود چرا که تنها سهم این فیلم از اسکار کاندیدا شدن برای بهترین تدوین فیلم توسط جورج توماسینی بود که آنرا هم به تدوینگران فیلم پر سرو صدای بن هور باخت. کلا مراسم اسکار 1959 دربست در اختیار فیلم بن هور این فیلم تاریخی ویلیام وایلر بود که تمام جوایز اصلی اسکار آن سال را درو کرده بود. 7– فیلمبرداری این فیلم را یکی از بهترین فیلمبرداران سینمای هالیوود آن زمان : رابرت برکز به صورت رنگی به عهده داشته است.رابرت برکز یکی از بهترین همکاری مستمر و قابل توجه را با هیچکاک داشته است .همکاری که با فیلم : بیگانگان در ترن در سال 1951 آغاز می شود ( که برای فیلمبرداری این فیلم کاندیدای اسکار بهترین فیلمبرداری می شود ) و تا سال 1964 برای فیلمبرداری فیلم : مارنی به طول می انجامد. رابرت برکز در طول سیزده سال همکاری درخشانش با آلفرد هیچکاک دوازده فیلم از بهترین فیلمهای دوران فیلمسازی هیچکاک را فیلمبرداری یکند از آنجایی که تخصص اصلی رابرت برکز فیلمبرداری فیلمهای رنگی بود او تنها یک فیلم از ین مجموعه سیزده سال همکاریش را با استاد نبوده و آن فیلم بسیار درخشان و دلهره آور سیاه و سفید استاد: روانی ( 1960 ) بود که فیلمبرداری درخشانش به عهده جان ال.راسل بوده است. رابرت برکز فیلمهای : بیگانگان در ترن ( 1951) – اعتراف میکنم ( 1952)- حرف م را به نشانه مرگ بگیر ( 1954 ) – پنجره رو به حیاط ( 1954 )- دستگیری دزد ( 1955) که برایش تنها اسکار دور ان فعالیت سینمایش را در برداشت- مردی که زیاد می دانست ( 1955 )-دردسر هری ( 1956)- مرد عوضی (1957)- سرگیجه (1958)- شمال از شمال غربی (1959)- پرندگان ( 1963) و فیلم مارنی در سال1964 برای استادفیلمبرداری نموده است.. سینمای آلفرد هیچکاک را همیشه با صحنه پردازی ها و تصاویر اعجاب انگیزش به یاد داریم و در این معادله جایگاه رابرت برکز به عنوان خالق این تصاویر ناب سینمایی مطمئنن والا و شایسته خواهد بود و این عظمت جایگاه سینماگری چون رابرت برکز وقتی بیشتر نمایان خواهد شد که به این موضوع پی ببریم که آلفرد هیچکاک آنچنان به فیلمبرداران فیلمهایش اطمینان داشت که هرگز برای دیدن و تایید نمایی پشت ویزور نمیرفت چراکه میدانست فیلمبرداری قابلی چون رابرت برکز دقیقا همان نمای مورد نظرش را خواهد گرفت. 8- جورج توماسینی تدوینگر این فیلم نیز یکی از همکاران و یاران مورد اعتماد آلفرد هیچکاک محسوب میشود. این تدوینگر سرشناس هالیوودی همکاریش را با هیچکاک به عنوان تدوینگر با فیلم شاهکار : پنجره رو به حیاط در سال 1954 آغاز کرد و در کل در نه فیلم پی در پی با این استاد سینمای دلهره همکاری داشت( در این میان تنها یک فیلم : دردسر هری در سال 1956 توسط آلما ماکروری تدوین شد) جورج توماسینی تدوین فیلمهای پنجره رو به حیاط ( 1954)- دستگیری دزد ( 1955)- مردی که زیاد می دانست ( 1955)-مرد عوضی ( 1957) – سرگیجه ( 1958)- شمال از شمال غربی ( 1959)- روانی (1960)- پرندگان( 1963) و فیلم مارنی در سال1964 را به عهده داشته است. با نگاهی به اسامی فیلمها میتوان به این نتیجه رسید که جورج توماسینی به نوعی تدوینگر بهترین فیلمهای آلفرد هیچکاک محسوب میشود و مطمئنن او نقش بسیار مهمی در موفقیت این فیلمها داشته ا ست. 9-در شمال از شمال غربی یک سکانس درخشان هفت دقیقه ای مزرعه ذرت وجود دارد که به عنوان یکی از بهترین سکانس هالی سینمایی کارنامه هیچکاک محسوب می شود. در این سکانس ما در ابتدا راجر تورن هیل را می بینیم که مطابق فراری که داشته به مزرعه ذرتی می آید ولی پس از مدتی انتظار کسی نمی آید. در این میان حدود هفت دقیقه نماهایی بدون کمترین صدا و جنبشی را مشاهده میکنیم. نکته درخشان این سکانس جایی است که بطور ناگهانی یک هواپیمای سم پاش وارد مزرعه میشود و به طرف راجر تورن هیل حمله ور میشود و یکی از زیباترین نماهای فیلم که نمای تعقیب و گریز هواپیما ی سم پاش و قهرمان فیلم روی میدهد .تماشار همان قدر از آمدن هواپیمای سم پاش متعجب است که قهرمان فیلم در شگفت است چرا که کمی قبل تر دهقانی که می خواهد سوار اتوبوس شود با تعجب به راجر تورن هیل می گوید : این هواپیمای سم پاش را نگاه کنید! و بعد اضافه میکند: خنده دار است! ذرتی نیست که سمپاشی شود! این دیالوگها باعث می شود که تماشاگر در یک دوگانگی تصویری گرفتار شود و از این گونه دوگانگی ها در فیلم ما بسیار میبینیم. تماشاگر میداند که با فیلم عادی روبرو نیست و هر ان ممکن است یک صحنه طبیعی به یک سکانس پیچیده و خاص تبدیل شود. 10- شمال از شمال غربی درپنجاه سالگی همچنان درخشان و دیدنی است. دیدن این شاهکار را به همه توصیه میکنم.   منبع: سی و پنج سالگی  

No h by No hwes شمال از شمال غربی

اشتراک گذاری Teleg amFacebookGoogle+Twi e Wha sAppپست الکترونیک

آخرین مطالب