دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

شعر کوتاه برای درس ازاد

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

در دسته مطالب جدید منتشر شده در شنبه ۱۴۰۰/۸/۲۹ شعر کوتاه برای درس ازاد هفتم

شعر کوتاه برای درس ازاد هفتم اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پوراشعار قیصر امین پور  قیصر امین‌پور (زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ - درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶) نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی بود. او یکی از تأثیرگذارترین شاعران مرد در دوره انقلاب اسلامی و منتخب هفتمین همایش چهره های ماندگار در سال ۱۳۸۷ (بعداز وفات) است. شعرهای امین‌پور از حیث بلاغی ارزشمند بوده و بر ظرفیت‌ها و توانمندی زبان فارسی افزوده‌است. او توانسته ویژگی‌های سبکی و بلاغی شعر کلاسیک و شعر نیمایی را با شعرهایش تلفیق کند.از قیصر امین پور در زمینه‌هایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شده‌است که به آن‌ها اشاره می‌کنیم:- تنفس صبح- در کوچه افتاب- طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)- منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)- مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)- بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰)- مجموعه شعر آینه‌های ناگهان (۱۳۷۲)- به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵)- گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید)- مجموعه شعر گل‌ها همه آفتابگردانند (۱۳۸۰، مروارید)- مجموعه شعر دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید)- «دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور بود که تابستان ۱۳۸۶ در تهران منتشر شد و بر اساس گزارش‌ها، در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رفت. اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور : زیباترین اشعار قیصر امین پور   کودکی هاکودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای دور اجاقی ساده بود شب که میشد نقشها جان میگرفتروی سقف ما که طاقی ساده بود میشدم پروانه خوابم می پریدخوابهایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوجی نبودباری ما جفت و طاقی ساده بود قهر میکردم به شوق آشتیعشقهایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبودسختی نان بود و باقی ساده بودقیصر امین پور بهترین اشعار قیصر امین پور ای که یک روز پرسیده بودی:«لحظه ی شعر گفتن چگونه است؟» گفتمت: «مثل لبخند گل ها!حس گل در شکفتن چگونه است؟» باز من گفته بودم برایتباز امن تو پرسیده بودی گفتمت:« مثل غم، مثل گریه!»تو از این حرف خندیده بودی... لحظه ی شعر گفتن، برایمراستش را بخواهی عجیب است مثل از شاخه افتادن سیبساده و سر به زیر و نجیب است باغ سبز خدا در دل ماستمیوه ی باغ، شعر و ترانه شعر هم مثل هر میوه دارد:ریشه و ساقه و برگ و دانه ریشه، احساس و فکر و خیالشدانه، مضمون و معنای شعر است ساقه، اندام و شکل و زبانشبرگ، آهنگ و آوای شعر است با کمی مهربانی، کمی نورمی شکوفد پس از چند روزی در دلِ خانه ها، در سبدهامی زند بر تو لبخند روزی فصلِ سبزِ رسیدن چه خوب است!میوه از شاخه چیدن چه خوب است! از سر برگ ِگل با نسیمیمثل شبنم چکیدن چه خوب است! من که غیر از دلی ساده و صافدر جهان هیچ چیزی ندارم مثل آیینه گاهی دلم رارو به روی شما می گذارم دست های پر از خالی ام راپیش روی همه می تکانم چکه چکه تمام دلم رادر دلِ بچه ها می چکانمقیصر امین پور  اشعار عاشقانه قیصر امین پور  حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می کنی:وقت رفتن استباز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آنکه باخبر شویلحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شودآی...ای دریغ و حسرت همیشگی!ناگهانچقدر زوددیر می شود!قیصر امین پور مجموعه اشعار قیصر امین پور این روزها که می گذرد، هر روزاحساس می کنم که کسی در بادفریاد می زنداحساس می کنم که مرااز عمق جاده های مه آلودیک آشنای دور صدا می زندآهنگ آشنای صدای اومثل عبور نورمثل عبور نوروزمثل صدای آمدن روز استآن روز ناگزیر که می آیدروزی که عابران خمیدهیک لحظه وقت داشته باشندتا سربلند باشندو آفتاب رادر آسمان ببینندروزی که این قطار قدیمیدر بستر موازی تکراریک لحظه بی بهانه توقف کندتا چشم های خسته خواب آلوداز پشت پنجرهتصویر ابرها را در قابو طرح واژگونه جنگل رادر آب بنگرندآن روزپرواز دست های صمیمیدر جستجوی دوستآغاز می شودروزی که روز تازه ی پروازروزی که نامه ها همه باز استروزی که جای نامه و مهر و تمبربال کبوتری راامضا کنیمو مثل نامه ای بفرستیمصندوق های پستیآن روز آشیان کبوترهاستروزی که دست خواهش، کوتاهروزی که التماس، گناه استو فطرت خدادر زیر پای رهگذران پیاده روبر روی روزنامه نخوابدو خواب نان تازه نبیندروزی که روی درهابا خط ساده ای بنویسند:«تنها ورود گردن کج، ممنوع»و زانوان خسته ی مغرورجز پیش پای عشقبا خاک آشنا نشودو قصه های واقعی امروزخواب و خیال باشندو مثل قصه های قدیمیپایان خوب داشته باشندروز وفور لبخندلبخند بی دریغلبخند بی مضایقه ی چشم هاآن روزبی چشمداشت بودن لبخندقانون مهربانی استروزی که شاعرانناچار نیستنددر حجره های تنگ قوافیلبخند خویش را بفروشندروزی که روی قیمت احساسمثل لباسصحبت نمی کنندپروانه های خشک شده، آن روزاز لای برگ های کتاب شعرپرواز می کنندو خواب در دهان مسلسل هاخمیازه می کشدو کفش های کهنه سربازیدر کنج موزه های قدیمیبا تار عنکبوت گره می خورندروزی که توپ هادر دست کودکاناز باد پر شوندروزی که سبز، زرد نباشدگل ها اجازه داشته باشندهر جا که دوست داشته باشندبشکفنددل ها اجازه داشته باشندهر جا نیاز داشته باشندبشکنندآیینه حق نداشته باشدبا چشم ها دروغ بگویددیوار حق نداشته باشدبی پنجره برویدآن روزدیوار باغ و مدرسه کوتاه استتنهاپرچینی از خیالدر دوردست حاشیه ی باغ می کشندکه می توان به سادگی از روی آن پریدروز طلوع خورشیداز جیب کودکان دبستانیروزی که باغ سبز الفباروزی که مشق آب، عمومی استدریا و آفتابدر انحصار چشم کسی نیستروزی که آسماندر حسرت ستاره نباشدروزی که آرزوی چنین روزیمحتاج استعاره نباشدای روزهای خوب که در راهید!ای جاده های گمشده در مه!ای روزهای سخت ادامه!از پشت لحظه ها به در آیید!ای روز آفتابیای مثل چشم های خدا آبی!ای روز آمدن!ای مثل روز، آمدنت روشن!این روزها که می گذرد، هر روزدر انتظار آمدنت هستم!امابا من بگو که آیا، من نیزدر روزگار آمدنت هستم؟قیصر امین پور اشعار قیصر امین پور  آواز عاشقانه ی ما در گلو شکستحق با سکوت بود، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کندتنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره خورده در دلمآن گریه های عقده گشا در گلو شکست ای داد، کس به داغ دل باغ دل ندادای وای، های های عزا در گلو شکست آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بودخوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست «بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماندنفرین و آفرین و دعا در گلو شکست تا آمدم که با تو خداحافظی کنمبغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست قیصر امین پور گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته   عاقبت فاصله افتاد میان من و توعاقبت فاصله افتاد میان من و تواینچنین ریخت به هم روح و روان من و توموعد دلخوری از عمر هدر رفته رسیدصف کشیدند دقایق به زیان من و توقهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیمقهوه شد تلخ تر از تلخی جان من و تودیگری آمد و بین من و تو جای گرفتتا فراموش شود نام و نشان من و توفکر ما بود بسازیم جهانی با همگر چه پاشید و فرو ریخت جهان من و تو...آرزو نوری  موضوعات مرتبط: اشعار زیبای آرزو نوری برچسب‌ها: ادبیات و شعر , شعر ناب , اشعار زیبا , شعر نو , اشعار آرزو نوری ادامه مطلب[ یکشنبه چهارم مهر ۱۴۰۰ ] [ 18:29 ] [ علی قهرمانی ] [ Ge BC(138); ]

نظر خود را بنویسید نام و نام خانوادگی متن نظر ثبت نظر

تحلیل تاریخ تصوف و تشیع صفوی در مثنوی بحرالاسرار

نویسنده: مینا خادم الفقرا عطامحمد رادمنش مهدی تدین محمدابراهیم ایرج پور منبع: پژوهش های تاریخی دوره جدید سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۳۷) کلید واژه ها: تصوف تشیع صفوی مظفرعلیشاه بحرالاسرار حوزه های تخصصی: حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی صفوی فرهنگی حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات تعداد بازدید : ۲۴۰۱ چکیده تعداد دانلود : ۱۹۱۹ در ایران، پیش از هر سرزمینی، تصوف و تشیع مجال پیدایش یافته است و بسیاری از بزرگان عرفان، ایرانی بوده اند که مستقیم یا غیرمستقیم آثاری در این زمینه آفریده اند. یکی از اندیشمندان بزرگ عرفان ایران محمدتقی مظفر کرمانی، ملقب به مظفرعلیشاه بود که در اوایل دوره قاجار می زیست. تفسیر منظوم بحرالاسرار که تفسیر عرفانی سورﮤ حمد است، از مهم ترین آثار این شاعر است. در این مثنوی، مظفرعلیشاه در خلال بیان مراتب وجود براساس فلسفه ابن عربی و فراگیری آن بر سوره حمد، ولایت علی(ع) را شرط اساسی تصوف و عرفان اسلامی و راهیابی به سعادت ابدی دانسته است. در مثنوی بحرالاسرار، شاعر پس از بیان اشتمال سوره حمد بر بحرهای بیست گانه، ظهور و بطون اسلام، ایمان و عرفان را به هفت دور تقسیم کرده است و به ادوار سبعه موسوم کرده است. او درضمن بیان این ادوار، از دیدگاه خود، ظهور تشیع و تصوف (عرفان) را از آغاز ظهور اسلام تا ظهور موعود بیان کرده است. در این نوشتار ضمن بیان اعتقاد سرایندﮤ مثنوی بحرالاسرار در زﻣیﻨﮥ ریشه های تصوف و تشیع، دیدگاه او دربارﮤ تشیع صفوی مطرح شده است و کوشش شده است براساس منابع موجود در زﻣیﻨﮥ تاریخ تشیع و تصوف صفوی، نظریه های مظفرعلیشاه دراین باره تحلیل و نقد شود؛ همچنین دیدگاه او دربارﮤ تقیه بررسی شده است که از اصول بسیار مهم تشیع بوده است. در این مقاله، سعی نگارندگان براین است که تشیع و تصوف صفوی که از دیدگاه این شاعر براساس تصوف حقیقی بوده است، تحلیل و نقد شود.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب