دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
شعر روز اول مدرسه

شعر روز اول مدرسه

شعر ماه مهر و شروع مدرسه | شعر آغاز روز اول مدرسه (99)

مجموعه : اشعار مناسبتی

شعر در مورد ماه مهر و مدرسه آغاز سال تحصیلی جدید در مهر ماه را به همه دانش آموزان تبریک عرض میکنیم. در اینجا شعرهایی زیبا برای تبریک سال تحصیلی جدید و اول مهر ماه را می توانید بخوانید.   بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها، بوی نمره های‌ بیست، بوی دفتر حساب و مشق های‌ ناتمام، بوی دوستی و محبت… پاییز با خود شور می آورد و قاصدک ها خبر بازگشایی مدارس میدهند، درختان آماده میشوند تا با شوق، برگ های‌ رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی کـه مشتاقانه بـه مدرسه می‌روند بریزند و سارها بر شاخه های‌ انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند   شعر در مورد بازگشایی مدرسه مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده چه شادی و چه شوری، چه جشنی و سروری چه ماه قرص مهری، چه پرتوی چه نوری مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده کتاب و کیف و دفتر، دست دختر و پسر همه ی سوی مدرسه، هم قدم و همسفر مدرسه سنگر ماست، تفنگ ما قلم هاست با جهل می ستیزیم، اسلام یاور ماست مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده   بازهم بوی کتاب تازه ماه مهر آمده اسـت حسّ بیداری من چند برابر شده اسـت قد کشیده اسـت مدادم امروز بـه من امروز معلم میگفت: بچه ها، هدف این اسـت اگر تخته مدرسه ما سبز اسـت ننویسیم دگر تخته سیاه دفتر نمره بـه ترتیب الفباست ولی زندگی یعنی، آن آخری اول بشود معنی زندگی آنقدر بزرگ اسـت کـه ما میتوانیم در آن، دفتر صد برگ شویم   شعر در مورد اول مهر و مدرسه باز اول مهر اسـت و درونم فوران کرد پیچیده مرا تنگ در آغوش زمان کرد از دردِ چه نالیم کـه این اول مهر اسـت با آمدنش کل جهان دل نگران کرد چشمم بـه یکی عقربه از ساعتم افتاد با آمدنش عقربه را پُر نوسان کرد گنجشک بترسید، و آهو بـه زمین خورد با آمدن از اوج مرا غرق فغان کرد از بام بـه چاه آمد و از عرش بـه فرشی بس ناله و آشوب بـه جان پسران کرد از خرج مدارس و کتابش همه ی نالان از حمله سختی کـه بـه جیب پدران کرد   شعر باز آمد بوی ماه مدرسه مهر آمد و باز دلم مدرسه خواست مهر آمد و باز همه ی مدرسه ها باز شدند مهر آمد و باز دلم کیف و مداد و معلم خواست کیفی کـه دلم خواست پر از خاطره بود خاطره از قلم و دفتر و زندگی بچگی بود بازهم شروع مدرسه شد و دلم تخته سیاه و کچ و خط فاصله خواست جمله تمام، نقطه خواست شعر خوب نیایش تو کلاس مدرسه خواست باز دلم پاک کن و مداد تراش دفتر نوخواست باز دلم لبخند یواشکی ناظم و شیطنت کودکی خواست باز دلم بوی ماه مهر بوی ماه مدرسه خواست باز دلم رنگ مداد آبی سبز درخت و زرد قناری خواست باز دلم روی خوش مدیر خوب معلم نمونه خواست باز دلم مهر صد آفرین املای پارسی تفریقای ریاضی خواست باز دلم خدا رو خواست خدای بچه ها رو خواست باز مهر آمد و…   حتما بخوانید:  اس ام اس تبریک بازگشایی مدارس   زندگی ضرب در احساس، مساوی با عشق بعد از این سعی کنید عشق غایب نشود انضباط آخر ایمان شماست و اگر دیر رسیدید بـه خود درِ این مدرسه را می بندند عاقبت روز حساب، زنگ ها خواهد خورد چاله بسیار دراین اطراف اسـت تا ببینیم حواس چه کسی پرت شود آغاز ماه مهر و مدرسه، با شادی و سرور هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت بـه سوی نور آغاز مدرسه، فصل شکفتن اسـت در زنگ مدرسه، بیداری من اسـت در دل دارم امید، بر لب دارم پیام هم‌شاگردی درود؛ هم‌شاگردی درود آغاز سال نو، با شادی و سرور هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت بـه سوی نور آغاز مدرسه، فصل شکفتن اسـت در زنگ مدرسه، بیداری من اسـت در دل دارم امید، بر لب دارم پیام هم‌شاگردی درود؛ هم‌شاگردی درود   شعر درباره ماه مهر و مدرسه بوی مهر کـه می‌آید، همه ی دل ها، کودکانه بـه شوق دیدن تو می‌تپند. همه ی کودکان، مشتاقند از این‌که سال تحصیلی جدید آغاز خواهد شد؛ بی تابِ دیدن دوستان قدیم، بی تابِ کتاب و درس و مدرسه، بی تابِ دیدن معلم.     بازهم مهر و شروع مدرسه بازهم مشق و حساب و هندسه بازهم صد شوق خواندن دردلم ریشه علم نشاندن در دلم بازهم آقا معلم درکلاس میزند گل خنده اي از جنس یاس آه اي پیغمبر دل های‌ ما آب پاک و روشن گِل های‌ ما اي بـه لب های‌ تو نون والقلم اي معلم معدن جود و کرم از شکوه علم تو دل، جاودان طفل دل ازشوق تو آمد بـه جان باغبان باغ علمی و کلام بی تعارف اي معلم صد درود ناخدای کشتی علم و شعور اي چراغ روشن اي دریای نور می دهي توجان بـه جسم چون کویر با کلام روشنت آقا مدیر بوسه های‌ عشق ما بردست توست هستی ما از شکوه هست توست میدهد بابای خوب مدرسه شاخه شاخه گل بـه ما یک دو وسه اي همیشه مهربان بابا درود صد تشکر اي صمیمی بامرام آسمان علم امشب روشن اسـت وقت رزم علم با اهریمن اسـت پس لباس علم را برتن کنید باغ ایران را گل وگلشن کنید   اشعار زیبا در مورد ماه مهر و مدرسه باز شدن غنچه های‌ مهر، خزان را بـه دست فراموشی می سپارد. همه ی احساس ها بهاری اسـت. مهر، سمفونی قشنگی از محبت را در مدرسه مینوازد کـه طبیعت، شیفته شنیدن آن اسـت. نگاه کن؛ در گوشه و کنار حیاط، معصومانه ترین برگ های‌ دوستی ورق می‌خورد. امروز، سرنوشتی از شور و شوق، در مدرسه رقم زده می‌شود. امروز، جشن تولد مدرسه اسـت.     یادش بخیر… شعر هم آوای مدرسه یاد سرود ملی و غوغای مدرسه یادش بخیرزنگ شروع کلاس درس صوت بلند بخش الفبای مدرسه یادش بخیر بچه زرنگی کـه مینوشت شاگردهای تنبل و بدهای مدرسه اینروزها بدورم ازآن جوامتحان از گریه های‌ هرشب و املای مدرسه یادش بخیرزنگ ریاضی و ترس ولرز عشق هوای ورزش و بلوای مدرسه تاخیرهای عذرموجه و راه دور لبخند های‌ خسته ي بابای مدرسه یادش بخیر فصل خزان و هوای سرد تهدیدهای ناظم و دعوای مدرسه دیگر گذشت شیطنت وقت امتحان آموزگارو نمره و انشای مدرسه یادش بخیر شور و هوایی کـه داشتیم دراضطراب بازی فردای مدرسه با این‌که روزها سپری می‌شود ولی جا مانده دل؛ درآن دل دنیای مدرسه دیگر گذشت سن من از قیل و قال ها شیرین گذشت قصه غم های‌ مدرسه     پنجره های‌ کلاس ها، یک ریز شوق میبینند و شعف؛ چه در داخل کلاس برای دانش اندزوی ها و چه در حیاط برای دوستی ها. امروز در تقویم ها، گل های‌ عطوفت میروید و ساعت ها، کاملاً بـه مهربانی نزدیک میشوند. مکتبی بـه بُرنایی مهر نیست. گوش کن؛ این صدای گام های‌ دوباره بهار اسـت کـه در نخستین روز پاییز، پیچیده اسـت. شعر کودکانه در مورد مدرسه روز بیت اول اسـت روز مبتلا شدن روز جبر مطلق در زمین رها شدن نخستین امید من بوسه های‌ مادرم خواب خوب کودکی لایلای مادرم یاد من نمی‌رود خاطرات تازه تر آن زمان کـه میشدم مرد کوچک پدر قصه های‌ هر شبم بره بودو گرگ بود قرص خواب هر شب من پدر بزرگ بود کار آن زمان او چرم بودو کفش بود همدم همیشه اش سوزن و درفش بود دست هایش پر بود از خراشهای زندگی چشمهایم انتظار بیست تومانی هایي را می کشید کـه هرروز ازآن دستها میگرفت     باز آمد دوباره مدرسه باز شروع شد درس رياضي و هندسه باز آمد دوباره اندوه وغم باز شروع شد گرفتن نمره كم باز آمد معلم سر كلاس بازشروع شد نرفتن بـه كلاس باز آمد ترس از مدير وناظم باز شروع شد گفتن موي كوتاه هست لازم باز آمد درس و كار و كوشش باز شروع شد تنبلي و نمره كم و عذر باز آمد درس های فيزيك وشيمي باز شروع شد فرمول های اون چنيني باز آمد خواندن زبان فارسي باز شروع شد فعل مضاره وماضي باز آمد دوباره عربي باز شروع شد درس های مدينة النبي باز آمد درس محبوب ورزش باز شروع شد كمبود امكانات وارزش باز آمد دوباره درس امار باز شروع شد رفتن بـه بالاي دار دعاي من اين اسـت الهي تمام بشه مدرسه خدايا آن شا الله زود تر تابستان بشه شعر برای روز اول مدرسه شعر برای روز بازگشایی مدارس را دراین مقاله از سایت تالاب میخوانید کـه متن شعر در مورد ماه مهر و مدرسه بـه همراه زیباترین اشعار شروع ماه مهر و مدرسه مناسب برای کودکان و دانش آموزان اسـت کـه توسط بهترین شعرای ایرانی سروده شده اسـت. شعر در مورد روز اول مدرسه و آغاز فصل بازگشایی مدارس کـه با بیانی زیبا سروده شده اسـت یادآور خاطرات کودکی شعرای ایران زمین اسـت ودر تمام شعرهای زیبا در مورد ماه مهر و مدرسه توصیفی دلنشین از مدرسه و شروع سال تحصیلی جدید را دارند. صدای پای مدرسه می‌آید. قلم ها برای نوشتن مشق ها، می دوند و مشق ها انتظار دستان کوچک بچه ها را میکشند. دوباره دفترهای نمره حاضر میشوند تا اضطراب معصومانه کودکان را ثبت کنند.   شعر در مورد اولین روز مدرسه   این مدرسه دو زنگ بیشتر نداشت زنگ اول تا جایمان را پیدا کنیم بـه ساعت تفریح رسیدیم و سیبی نیم خورده دیگر تمام اینروزها در انتظار زنگ آخر نشسته ایم …     باز اول مهر اسـت و گَهِ کار و تلاش اسـت هرجا کـه بری مدرسه ها آماده باش اسـت این بوی خوش از عمق کتاب اسـت سرازیر این حال خوش از بهر دروس اسـت فراگیر این روز مبارک همه ی را شاد نماید تا کل مدارس همه ی آباد نماید هرروز بـه کار اسـت تمام بدن من هر لحظه بـه درس اسـت کلام و سخن من زیبایی استاد مرا خیره نموده این زحمت بسیار مرا چیره نموده با شادی بسیار سوی درس روانم در شکر خدای اسـت شب و روز زبانم   شعر کودکانه برای روز اول مدرسه   نسیم مهر آمد درس آغاز دوباره شد درهر مدرسه باز بهاری شد کلاس درس خرم معلم باغبان با مهر همدم بـه صف گلهای خوشبوی خوشبو زمین مدرسه سبز اسـت سراسر چقدرخوشبو شده بعد از زمانی کلاس و مدرسه با شادمانی کلاس و مدرسه شاداب و دلکش زعطر دانش اسـت زیبا و مهوش یقین، امید راه این گلستان شود از پرتوش گل خاک ایران ز مهر دانش آموزان پر کار فروزان راه مهر ازفکر و کردار تلاش اسـت کو کندگل باطراوت طراوت بخش ما مهر ولایت بـه کوو کوچه و صف هم خیابان همه ی سرزندگی بنگر ز احسان اگر چه برگ ریزان اسـت و پاییز کلاس و درس از مهر اسـت لبریز مقدم دوست دارد مهر یاران دراین مهر و سوگواری شهیدان     هم شاگردی درود؛ چه قدر دل تنگ تو بودم! تو، زیباترین فصل کتاب منی؛ زیباترین شعر لحظه هایم، بهترین تفریق دشمنی و قشنگ ترین جمع دوستی. «تصمیم کبری»؛ چشم انتظار عزم و اراده راسخ ماست و «دهقان فداکار» هنوز هم با بدنی لخت، پیشاپیش قطار می دود تا ایثار را بـه ما بیاموزد. «سرزمین ما ایران»؛ هنوز هم لاله زار جان های‌ عاشقی اسـت کـه در سرمای بهمن ماه، روئیده اند.   متن شعر برای اول مهر و مدرسه   شکفتن احساس ؛ روز زمزمه و لبخند، روز آشنایی دانش آموزان با کتاب، معلم ؛ درس و دنیای تازه اسـت. آفتاب نخستین روز مهر طلوع می‌کند. مهر آنقدر بوی بهار میدهد کـه در پاییز بودن آن، بـه یاد نمی‌آید مهر فصلِ خشکیدن و زرد شدن و ریختن نیست. آغاز روییدن کتاب بر ساقه دست هاست. مهرتان پیروز و مهر ورزی تان همیشگی باد.     دفتر، کتاب، قلم، کیف مدرسه؛ بر دوش میکشد آن ها را، تا در سبزه زار کلاس، بساط دانش آموزی را پهن کند. میرود تا سراغ از کسی بگیرد کـه دراین جشن حقیقت، حبابِ ندانستن را می ترکاند: بـه کسی درود بگوید کـه تخته سیاه، از سخاوت هر روزه دستانش، مسرور خواهد شد و از نگاه پرسشگر او مغرور. غرق اشتیاق، کتاب مدرسه را می گشاید و سطر اول آن این اسـت: توانا بود هر کـه دانا بود… .   شعر زیبا برای آغاز ماه درس و مدرسه   آغاز سال تحصیلی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن، تا مقصد بزرگ شدن، بر دانش آموزان عزیز مبارک!

شعر روز اول مدرسه

شعر برای روز اول مهر (محمدعلی حریری)

اولین روز دبستان بازگرد  // کودکی ها ، شاد و خندان بازگردباز گردای خاطرات کودکی//بر سواراسب های چوبکی

 

خاطرات کودکی زیباترند//یادگاران کهن مانا ترنددرس های سال اول ساده بود //آب را بابا به سارا داده بود

 

درس پند آموزروباه وخروس//روبه مکارودزدوچاپلوسروزمهمانی کوکب خانم است//سفره پرازبوی نان گندم است

 

کاکلی گنجشککی باهوش بود //فیل نادانی برایش موش بودبا وجود سوزوسرمای شدید//ریزعلی پیراهن ازتن می درید

 

تا درون نیمکت جا می شدیم//ما پرازتصمیم کبری می شدیمپاک کن هایی ز پاکی داشتیم //یک تراش سرخ لاکی داشتیم

 

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت//دوشمان ازحلقه هایش درد داشتگرمی دستانمان از آه بود//برگ دفترها به رنگ کاه بود

 

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ//خش خش جاروی با با روی برگهمکلاسی های من یادم کنید  // بازهم در کوچه فریادم کنید

 

همکلاسی های درد ورنج و کار//بچه های جامه های وصله داربچه های دکه ی سیگار سرد //کودکان کوچک اما مرد مرد

 

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود//جمع بودن بود و تفریقی نبودکاش می شد باز کوچک می شدیم//لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش //یاد آن گچ ها که بودش روی دوشای معلم نام و هم یا دت به خیر//یاد درس آب و بابایت به خیر

 

ای دبستانی ترین احساس منبازگرد این مشق ها راخط بزن

 

منبع:a ash8744.blogfa.com

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب