دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

خیش یعنی چه

معنی خیش - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

خیش یعنی چه

خیش/xiS/مترادف خیش: بشکار، شخم ، گاوآهن، پارچه کتانی، کیشمتضاد خیش: درو

مترادف هاsha e (اسم)سهم، قسمت، قطعه، بخش، خیش، حصه، بهره، سهمیه illage (اسم)کشاورزی، خیش، کشت، کشت و زرعplow (اسم)دب اکبر، خیش، گاو اهن، ماشین برف پاک کن، شخمcoa se li e clo h (اسم)خیشmi e (اسم)خیش illi g (اسم)خیش oo e (اسم)خیشploughsha e (اسم)خیش، تیغه خیش، گاو اهن، اهن خیش il h (اسم)زمین مزروعی، خیش، کشت، زمین کشت شدهdi che (اسم)خیش usk (اسم)خیش، عاج، دندان عاج فیل، دندان دراز و تیز، دندان نیش اسب، دندان گراز حیواناتscoo e (اسم)خیش، پاریلا، روروک مخصوص بچه ها، قایق موتوری ته پهنplowi g (اسم)خیش، خیش زنی

لغت نامه دهخداخیش. [ خی / خ َ ] ( ع اِ )جامه رقیق باف ستبرتار از بدترین کتان و یا از ستبرتر عصب. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). نوعی از پارچه و بافته کتان. پارچه ای از پشم و پنبه با هم بافته شده. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ) : و از بصره نعلین خیزد و فوطه های نیک و جامه های کتان و خیش مرتفع. ( حدود العالم ). و از وی جامه کتان و دستار خیش و فرش طبری خیزد. ( حدود العالم ).تا تو آن خیش ببستی به سر اندر پسرابر دلم گشت فزون از عدد ریشش ریش ماه رویا بسر خویش تو آن خیش مبندنشنیدی که کند ماه تبه جامه خیش.کسائی ( از رادویانی ).ولی را در دهان نوشی عدو را بر جگر نیشی عدو خیش است و تو چون ماه تابان آفت خیشی .فرخی.زیر آن سایه به آب اندر اگر برگذردهمچنان خیش ز مه ریزه شود ماهی وال.فرخی.چندان جامه و طرایف...و قالی و خیش و اصناف نعمت بود... بتعجب ماندند. ( تاریخ بیهقی ). و تن وی رابروغنی که اندر وی قبض نباشدچون روغن خیری و روغن شیر پخت تازه بمالند بدستهاء بسیار و خیش درشت. ( ذخیره خوارزمشاهی ).به آفتاب همه آن کند طبیعت توکه آفتاب به جامیش و ماهتاب به خیش.سوزنی.گه خیش با کلاله به سر برکند فسار.سوزنی.ماهتاب از مزاج برگرددگر بخلق تو بربمالد خیش.انوری.آسمان خود سال و مه با بنده این دستان کنددردیش با خیش دارد در تموزش بافنک.انوری.در طرب آباد روزگار تو زین پس برگذر مه نهند کارگه خیش.سیف اسفرنگ.دو سه درویش رفته در دره پی گوساله و بز و بره شب فغانی که گرگ میش ببردروز آهی که دزد خیش ببرد.اوحدی. || پرده. ( یادداشت مؤلف ). پرده ای از کتان که بمیان خانه درآویزند و برای ترویح آنرا بحرکت آرند تا خانه خنک کند. ( بحر الجواهر ) : و آنرا مزملها ساختند... چنانکه آب از حوض روان شدی و بطلسم بر بام خانه شدی و در مزملها بگشتی و خیشها را ترکردی. ( تاریخ بیهقی ). و آنرا مزملها ساختند و خیش ها آویختند. ( تاریخ بیهقی ). خانه ای دیدم خیش آویخته. ( تاریخ بخارای نرشخی ).منم امروز و تو و مطرب و ساقی و حسودخویشتن گو بدر حجره بیاویز چو خیش.سعدی.بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسیکیش:نوعی پارچه خشن کتانی که از آن فرش وپرده و، گاو آهن، آلتی که سر آن رابگردن گاومیبندند، وبا آن زمین راشخم میزنند( اسم ) ۱ - پارچه ای خشن از کتان . ۲ - پرده ای از پارچ. مذکور که آنرا در اطاق می آویختند و برای خنکی آنرا نمناک میکردند . ۳ - جام. پنبه آگنده .افزاری بجهت زراعت یا شغا تیردان

فرهنگ معین[ په . ] (اِ. ) گاوآهن . (اِ. ) ۱ - پارچه ای خشن از کتان . ۲ - پرده ای از کتان که آن را در اتا ق می آویختند و برای خنک شدن ، آن را نمناک می کردند.

فرهنگ عمید۱. (کشاورزی ) آلتی برای شخم زدن زمین که به تراکتور یا گردن گاو بسته می شود، گاوآهن.۲. (اسم مصدر ) [مجاز] شخم زدن.۱. نوعی پارچۀ کتان.۲. پرده ای که از این نوع پارچه تهیه می شد.۳. = خیش خانه

واژه نامه بختیاریکاهیش

دانشنامه عمومی خیش (استخوان). استخوان خیش (Vome ) یکی از استخوان های یک دانه ای جمجمه است. خیش بخش پشتی (خلفی) زیرین، تیغه بینی را ایجاد می کند.Illus a ed A a omy of he Head a d Neck, Feh e bach a d He i g, Elsevie , 2012, page 52خیش استخوانی نازک و پهن، و به شکل متوازی الأضلاع است که دارای دو سطح طرفی و چهار کنار فوقانی، تحتانی، قدامی، خلفی می باشد.سطوح طرفی تقریباً صاف بوده دارای شیارهایی برای گذر رگ ها و عصب ها است.خیش در خط میان پیکانی midsagi al li e قرار گرفته و با استخوان های پروانه ای sphe oid، پرویزنی e hmoid، کامی pala i e چپ و راست، و بَرواره ای maxilla y چپ و راست مفصل می شود.استخوان خیش به توسّط دو مرکز استخوان سازی که در صفحه غضروفی دیواره میانی بینی در طی هفته هشتم زندگی درون رحمی ایجاد می شود ساخته می شود، هریک از این مراکز ایجاد یک تیغه استخوانی می کند. در سنین بلوغ این دو تیغه استخوانی به هم جوش می خورند، ولی آثار دوتایی بودن آن بر روی کنار فوقانی استخوان به صورت بال های خیش مشهود است.wiki: خیش (استخوان)گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

دانشنامه آزاد فارسیرجوع شود به:گاوآهنwikijoo: خیش

جدول کلماتگاواهن

فارسی به عربیمحراث

ارتباط محتواییمترادفبشکار، شخم ، گاوآهن، پارچه کتانی، کیشمتضاددرولغت نامه دهخداخیش. [ خی / خ َ ] ( ع اِ ) جامه رقیق باف ستبرتار از بدترین کتان و یا از ستبرتر عصب. ( منتهی الارب ) ( ...فرهنگ فارسیکیش:نوعی پارچه خشن کتانی که از آن فرش وپرده و، گاو آهن، آلتی که سر آن رابگردن گاومیبندند، وبا آن زمی ...فرهنگ معین[ په . ] ( اِ. ) گاوآهن . ( اِ. ) ۱ - پارچه ای خشن از کتان . ۲ - پرده ای از کتان که آن را در اتا ق می ...فرهنگ عمید۱. ( کشاورزی ) آلتی برای شخم زدن زمین که به تراکتور یا گردن گاو بسته می شود، گاوآهن. ۲. ( اسم مصدر ) ...دانشنامه عمومیخیش ( استخوان ) . استخوان خیش ( Vome ) یکی از استخوان های یک دانه ای جمجمه است. خیش بخش پشتی ( خلفی ) ...دانشنامه آزادرجوع شود به:گاوآهن wikijoo: خیشحل جدولگاواهن {"@co ex ":"h ps://schema.o g","@ ype":"FAQPage","mai E i y":[{"@ ype":"Ques io "," ame":"مترادف","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"بشکار، شخم ، گاوآهن، پارچه کتانی، کیش"}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"متضاد","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"درو"}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"لغت نامه دهخدا","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"خیش. [ خی / خ َ ] ( ع اِ ) جامه رقیق باف ستبرتار از بدترین کتان و یا از ستبرتر عصب. ( منتهی الارب ) ( ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"فرهنگ فارسی","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"کیش:نوعی پارچه خشن کتانی که از آن فرش وپرده و، گاو آهن، آلتی که سر آن رابگردن گاومیبندند، وبا آن زمی ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"فرهنگ معین","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"[ په . ] ( اِ. ) گاوآهن . ( اِ. ) ۱ - پارچه ای خشن از کتان . ۲ - پرده ای از کتان که آن را در اتا ق می ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"فرهنگ عمید","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"۱. ( کشاورزی ) آلتی برای شخم زدن زمین که به تراکتور یا گردن گاو بسته می شود، گاوآهن. ۲. ( اسم مصدر ) ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"دانشنامه عمومی","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"خیش ( استخوان ) . استخوان خیش ( Vome ) یکی از استخوان های یک دانه ای جمجمه است. خیش بخش پشتی ( خلفی ) ..."}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"دانشنامه آزاد","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"رجوع شود به:گاوآهن wikijoo: خیش"}},{"@ ype":"Ques io "," ame":"حل جدول","accep edA swe ":{"@ ype":"A swe "," ex ":"گاواهن"}}]} معنی خیش، مفهوم خیش، تعریف خیش، معرفی خیش، خیش چیست، خیش یعنی چی، خیش یعنی چه، بَرواره ای:استخوان برواره ای، خیش درجدول، معنی کلمه صواب، جمله با خیش، معني كلمه خويش، معنی خویش، مترادف ثواب، معنی کلمه ثواب، خیش در جدولبرچسب ها: لغت نامه دهخدا، لغت نامه دهخدا با حرف خ، فرهنگ فارسی، فرهنگ فارسی با حرف خ، فرهنگ معین، فرهنگ معین با حرف خ، فرهنگ عمید، فرهنگ عمید با حرف خ، گویش ها و لهجه ها، گویش ها و لهجه ها با حرف خ، دانشنامه عمومی، دانشنامه عمومی با حرف خ، دانشنامه آزاد فارسی، دانشنامه آزاد فارسی با حرف خ، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف خکلمه: خیشکلمه بعدی: خیش اتش براشتباه تایپی: odaآوا: /xiS/نقش: اسمعکس خیش : در گوگل

پیشنهاد کاربرانخیش زدن به معنای چنگ زدن هم هستگاوآهنخیش : تحریف خش فارسی یا خش انداختن بر زمین می باشدبشکار، شخم، گاوآهن، پارچه کتانی، کیشخیش . ( اِ ) افزاری بجهت زراعت . ( ناظم الاطباء ) . ابزار بجهت شخم کردن . ( یادداشت مؤلف ) . || چوبی که بر گردن گاو نهند و آهن قلبه . || قلبه ران . ( ناظم الاطباء ) . || شغا. تیردان . ( یادداشت مؤلف ) . || قلبه رانی . ( ناظم الاطباء ) .ابزار شخم و زراعت ( گاو آهن ) - در شعر به معنی نوعی پارچه است .مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شمامعنی یا پیشنهاد شما+ افزودن عکس و لینک

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.اکنون کاربر ویژه شوید!

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب