دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

خلاصه داستان هدهد فارسی ششم

قصه هدهد مغرور (خلاصه داستان هدهد فارسی ششم)

گوش کنید

خلاصه داستان هدهد فارسی ششم

قصه هدهد مغرور (خلاصه داستان هدهد فارسی ششم) a icle اکتبر 6, 2019 خلاصه نویسی دیدگاهتان را بنویسید مطالب مشابه خلاصه داستان گوزن و روباه دسامبر 15, 2020 خلاصه داستان آفرینش حلزون (فارسی سوم) دسامبر 26, 2019 خلاصه داستان چشم های آسمان ( درس هفدهم فارسی سوم) دسامبر 26, 2019 داستان هدهد که در کتاب فارسی ششم دبستان (صفحات 21 تا 23) درج شده است؛ در اصل برگرفته از کتاب سندبادنامه اثر محمد بن علی ظهیری سمرقندی است؛ ما ابتدا اصل این داستان را که در کتاب فارسی ششم نوشته شده را می آوریم و سپس خلاصه آن را قرار می دهیم.       فایل صوتی داستان هدهد: h p://sama gol.i /wp-co e /uploads/2019/10/4-هدهد.mp3 خلاصه داستان هدهد فارسی ششم: روزی بود و روزگاری  ،  در نزدیکی شهر هدهدی بود که بسیار باهوش بود و در باغ پیرزنی زندگی می کرد که هر روز بر بام خانه اش  ریزه های نان می ریخت و هدهد آن ها را می خورد. روزی پیرزن سر راهش هدهد را دید و به او گفت: می دانی چه خبر است؟ هدهد گفت : چندان بی خبر نیستم ،بگو ببینم چه خبر است؟ پیرزن گفت: آن بچه ها را می بینی ؟ دارند برای تو تله درست می کنند . هدهد گفت: آن قدر باهوش هستم که بچه ها و بزرگتر هایشان  نتوانند مرا بگیرند. پیرزن گفت : به هر حال مراقب خودت باش و هدهد از آن جا رفت . ظهر شد و هدهد به باغ برگشت ولی بچه ها که دام گذاشته بودند حوصله شان سر رفته بود و نا امید از افتادن پرنده ای به دام ها ،تله هایشان را جمع کردند و رفتند . ولی یکی از بچه ها که یادش رفته بود تله اش را جمع کند . هدهد به طمع دانه به زمین نشست و در دام افتاد . هر چه تلاش کرد نتواست فرار کند . وقتی پیرزن برگشت هدهدرا نجات داد و به او گفت: دیدی بلا خره به دام افتادی . هدهد گفت: این سرنوشت من بود . ولی پیرزن گفت: نه ، اگر این سرنوشت تو بود من از راه نمی رسیدم و تو را نجات نمی دادام . از آن پس هدهد دیگر مغرور نشد و بیشتر مراقب بود  . نتیجه گیری : انسان نباید هیچ وقت مغرور شود و اشتباهات خود را به سرنوشت نسبت بدهد تغییر و خلاصه نویسی از سروش سمیعی کلاس ششم شهادت منبع داستان: سندباد نامه منبع تصاویر: سایت رشد اشتراک فیس بوک Twi e Google + S umbleupo Li kedI Pi e es

خلاصه بخوان و بیندیش هدهد کلاس ششم را از سایت پست روزانه دریافت کنید.قصه هدهد مغرور (خلاصه داستان هدهد فارسی ششم) داستان هدهد که در کتاب فارسی ششم دبستان (صفحات 21 تا 23) درج شده است؛ در اصل برگرفته از کتاب سندبادنامه اثر محمد بن علی ظهیری سمرقندی است؛ ما ابتدا اصل این داستان را که در کتاب فارسی ششم نوشته شده را می آوریم و سپس خلاصه آن را قرار می دهیم.فایل صوتی داستان هدهد:خلاصه داستان هدهد فارسی ششم:روزی بود و روزگاری  ،  در نزدیکی شهر هدهدی بود که بسیار باهوش بود و در باغ پیرزنی زندگی می کرد که هر روز بر بام خانه اش  ریزه های نان می ریخت و هدهد آن ها را می خورد. روزی پیرزن سر راهش هدهد را دید و به او گفت: می دانی چه خبر است؟ هدهد گفت : چندان بی خبر نیستم ،بگو ببینم چه خبر است؟ پیرزن گفت: آن بچه ها را می بینی ؟ دارند برای تو تله درست می کنند . هدهد گفت: آن قدر باهوش هستم که بچه ها و بزرگتر هایشان  نتوانند مرا بگیرند. پیرزن گفت : به هر حال مراقب خودت باش و هدهد از آن جا رفت . ظهر شد و هدهد به باغ برگشت ولی بچه ها که دام گذاشته بودند حوصله شان سر رفته بود و نا امید از افتادن پرنده ای به دام ها ،تله هایشان را جمع کردند و رفتند . ولی یکی از بچه ها که یادش رفته بود تله اش را جمع کند . هدهد به طمع دانه به زمین نشست و در دام افتاد . هر چه تلاش کرد نتواست فرار کند . وقتی پیرزن برگشت هدهدرا نجات داد و به او گفت: دیدی بلا خره به دام افتادی . هدهد گفت: این سرنوشت من بود . ولی پیرزن گفت: نه ، اگر این سرنوشت تو بود من از راه نمی رسیدم و تو را نجات نمی دادام . از آن پس هدهد دیگر مغرور نشد و بیشتر مراقب بود  .نتیجه گیری : انسان نباید هیچ وقت مغرور شود و اشتباهات خود را به سرنوشت نسبت بدهدتغییر و خلاصه نویسی از سروش سمیعی کلاس ششم شهادتمنبع داستان: سندباد نامهمنبع تصاویر: سایت رشدمنبع مطلب : sama gol.i مدیر محترم سایت sama gol.i لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.برای دانلود آهنگ کلیک کنیدادبستاندر دل هر عاشقی عباس مأوا می کندهر کسی خواهد رود ذرمکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضا می کندشهادت علمدار کربلا حضرت اباالفضل العباس تسلیت بادمنبع مطلب : azmoo azmoo .blogfa.comمدیر محترم سایت azmoo azmoo .blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.جواب کاربران در نظرات پایین سایتمهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟ بله خیر

ناشناس 7 ماه قبل  1  منم نمیدونم اگه میشه بگید پاسخ

مهدی 1 سال قبل  1  نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن. پاسخ

ارسال پاسخ

2 پاسخ ادمین

آخرین مطالب