دسته‌بندی‌ها

توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

خسرو و شیرین اثر کیست

خسرو و شیرین اثر کیست

(fu c io (){va ode=docume .ge Eleme ById("mw-dismissable o ice-a o place");if( ode){ ode.ou e HTML="\u003Cdiv class=\"mw-dismissable- o ice\"\u003E\u003Cdiv class=\"mw-dismissable- o ice-close\"\u003E[\u003Ca abi dex=\"0\" ole=\"bu o \"\u003Eپنهان&zw j;سازی\u003C/a\u003E]\u003C/div\u003E\u003Cdiv class=\"mw-dismissable- o ice-body\"\u003E\u003Cdiv id=\"localNo ice\" la g=\"fa\" di =\" l\"\u003E\u003C able s yle=\"wid h:100%; bo de :2px solid #B22222; backg ou d-colo :#ffffffff; bo de - adius:10px;\"\u003E\ \u003C body\u003E\u003C \u003E\ \u003C d s yle=\"wid h:40px; heigh :40px; ex -alig :ce e ; ve ical-alig :middle;\"\u003E\u003Ca h ef=\"/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Shah(Emam_)_Mosque_,_Isfaha .jpg\" class=\"image\"\u003E\u003Cimg al =\"Shah(Emam ) Mosque , Isfaha .jpg\" s c=\"//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/5/5a/Shah%28Emam_%29_Mosque_%2C_Isfaha .jpg/220px-Shah%28Emam_%29_Mosque_%2C_Isfaha .jpg\" decodi g=\"asy c\" wid h=\"220\" heigh =\"157\" da a-file-wid h=\"1920\" da a-file-heigh =\"1371\" /\u003E\u003C/a\u003E\ \u003C/ d\u003E\ \u003C d s yle=\" ex -alig :ce e ;\"\u003E\u003Ca h ef=\"/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86\" i le=\"ویکی&zw j;پدیا:ویکی دوستدار یادمان&zw j;ها ۲۰۲۱ ایران\"\u003E \u003Cb\u003Eتا ۱۶ آبان وقت دارید تا با اهدای عکس&zw j;های خود از یادمان&zw j;های ایران به ویکی&zw j;پدیا کمک کنید و در بزرگترین مسابقه عکاسی دنیا شرکت کنید.\u003C/b\u003E\u003C/a\u003E\u003Cb /\u003E\ \u003Cp\u003E\u003Cb /\u003E\ ایران بیش از ۲۶هزار یادمان ثبت&zw j;شدهٔ ملی دارد. فهرست یادمان&zw j;های واجد شرایط را از \u003Ca h ef=\"/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7\" i le=\"ویکی&zw j;پدیا:ویکی دوستدار یادمان&zw j;ها ۲۰۲۱ ایران/فهرست یادمان&zw j;ها\"\u003Eاینجا\u003C/a\u003E پیدا کنید. \u003Cb /\u003E\ \u003C/p\u003E\ \u003C/ d\u003E\ \u003C d s yle=\"wid h:40px; heigh :40px; ex -alig :ce e ; ve ical-alig :middle; paddi g-lef :10px;\"\u003E\u003Cdiv class=\"floa lef \"\u003E\u003Ca h ef=\"h ps://fa.wikipedia.o g/wiki/ویکی&zw j;پدیا:ویکی_دوستدار_یادمان&zw j;ها_۲۰۲۱_ایران\"\u003E\u003Cimg al =\"Wlm logo i a .p g\" s c=\"//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/a/a8/Wlm_logo_i a .p g/150px-Wlm_logo_i a .p g\" decodi g=\"asy c\" wid h=\"150\" heigh =\"188\" da a-file-wid h=\"2272\" da a-file-heigh =\"2847\" /\u003E\u003C/a\u003E\u003C/div\u003E\ \u003C/ d\u003E\u003C/ \u003E\u003C/ body\u003E\u003C/ able\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E";}}());

.mw-pa se -ou pu .ha o e{fo -s yle:i alic}.mw-pa se -ou pu div.ha o e{paddi g- igh :1.6em;ma gi -bo om:0.5em}.mw-pa se -ou pu .ha o e i{fo -s yle: o mal}.mw-pa se -ou pu .ha o e+li k+.ha o e{ma gi - op:-0.5em}با داستان خسرو با شیرین اشتباه نشود. خسرو و شیرینسرودهٔ نظامی گنجویقرن ۷ هجریخسرو برای بار اول شیرین را در چشمه‌ای هنگام شنا می‌بیند. صحنه‌ای مشهور در ادبیات فارسی.معشوقنامشیرینمنصبشاهزاده ارمنستانعاشقنامخسرومنصبپادشاه ایرانتخت‌گاهتیسفونعاشق ناکامنامفرهادمنصبمهندسپیشهکوهکنمشخصات اثر ادبی .mw-pa se -ou pu .sideba {wid h:22em;floa :lef ;clea :lef ;ma gi :0.5em 1em 1em 0;backg ou d:#f8f9fa;bo de :1px solid #aaa;paddi g:0.2em;bo de -spaci g:0.4em 0; ex -alig :ce e ;li e-heigh :1.4em;fo -size:88%;display: able}body.ski -mi e va .mw-pa se -ou pu .sideba {display: able!impo a ;floa :lef !impo a ;ma gi :0.5em 0 1em 1em!impo a }.mw-pa se -ou pu .sideba a{whi e-space: ow ap}.mw-pa se -ou pu .sideba -w apli ks a{whi e-space: o mal}.mw-pa se -ou pu .sideba -subg oup{wid h:100%;ma gi :0;bo de -spaci g:0}.mw-pa se -ou pu .sideba -lef {floa : igh ;clea : igh ;ma gi :0.5em 1em 1em 0}.mw-pa se -ou pu .sideba - o e{floa : o e;clea :bo h;ma gi :0.5em 1em 1em 0}.mw-pa se -ou pu .sideba -ou e - i le{paddi g-bo om:0.2em;fo -size:125%;li e-heigh :1.2em;fo -weigh :bold}.mw-pa se -ou pu .sideba - op-image{paddi g:0.4em 0}.mw-pa se -ou pu .sideba - op-cap io ,.mw-pa se -ou pu .sideba -p e i le-wi h- op-image,.mw-pa se -ou pu .sideba -cap io {paddi g- op:0.2em;li e-heigh :1.2em}.mw-pa se -ou pu .sideba -p e i le{paddi g- op:0.4em;li e-heigh :1.2em}.mw-pa se -ou pu .sideba - i le,.mw-pa se -ou pu .sideba - i le-wi h-p e i le{paddi g:0.2em 0.4em;fo -size:145%;li e-heigh :1.2em}.mw-pa se -ou pu .sideba - i le-wi h-p e i le{paddi g- op:0}.mw-pa se -ou pu .sideba -image{paddi g:0.2em 0 0.4em}.mw-pa se -ou pu .sideba -headi g{paddi g:0.1em}.mw-pa se -ou pu .sideba -co e {paddi g:0 0.1em 0.4em}.mw-pa se -ou pu .sideba -co e -wi h-subg oup{paddi g:0.1em 0 0.2em}.mw-pa se -ou pu .sideba -above,.mw-pa se -ou pu .sideba -below{paddi g:0.3em 0.4em;fo -weigh :bold}.mw-pa se -ou pu .sideba -collapse .sideba -above,.mw-pa se -ou pu .sideba -collapse .sideba -below{bo de - op:1px solid #aaa;bo de -bo om:1px solid #aaa}.mw-pa se -ou pu .sideba - avba { ex -alig :lef ;fo -size:115%}.mw-pa se -ou pu .sideba -collapse .sideba - avba {paddi g- op:0.6em}.mw-pa se -ou pu .sideba -collapse .mw-collapsible- oggle{ma gi - op:0.2em}.mw-pa se -ou pu .sideba -lis - i le{ ex -alig : igh ;fo -weigh :bold;li e-heigh :1.6em;fo -size:105%}@media(max-wid h:720px){body.mediawiki .mw-pa se -ou pu .sideba {wid h:100%!impo a ;clea :bo h;floa : o e!impo a ;ma gi -lef :0!impo a ;ma gi - igh :0!impo a }}از سلسله مقالات دربارهٔنظامی گنجوی(۵۳۵ تا ۶۱۲ ق) خمسه مخزن‌الاسرار (۵۶۹) خسرو و شیرین (۵۷۱) لیلی و مجنون (۵۸۴) هفت‌پیکر (۵۹۳) اسکندرنامه (شرف‌نامه، اقبال‌نامه) (۵۹۹) حاکمان مرتبط اَخسِتان یکم شروان‌شاه اتابک شمس‌الدین محمد جهان پهلوان طغرل بن ارسلان سلجوقی علاءالدین کرپ ارسلان فخرالدین بهرامشاه قزل‌ارسلان بن ایلدگز نظامی‌پژوهان برات زنجانی بهروز ثروتیان وحید دستگردی سعید نفیسی یادمان‌ها آرامگاه نظامی گنجوی تقلید از آثار نظامی کارزار نمایاندن نظامی به عنوان شاعر ملی آذربایجان موزه ادبیات نظامی گنجوی سخنان درگاه شعر.mw-pa se -ou pu . avba {display:i li e;fo -size:88%;fo -weigh : o mal}.mw-pa se -ou pu . avba -collapse{floa : igh ; ex -alig : igh }.mw-pa se -ou pu . avba -box ex {wo d-spaci g:0}.mw-pa se -ou pu . avba ul{display:i li e-block;whi e-space: ow ap;li e-heigh :i he i }.mw-pa se -ou pu . avba -b acke s::befo e{ma gi -lef :-0.125em;co e :"[ "}.mw-pa se -ou pu . avba -b acke s::af e {ma gi - igh :-0.125em;co e :" ]"}.mw-pa se -ou pu . avba li{wo d-spaci g:-0.125em}.mw-pa se -ou pu . avba -mi i abb {fo -va ia :small-caps;bo de -bo om: o e; ex -deco a io : o e;cu so :i he i }.mw-pa se -ou pu . avba -c -full{fo -size:114%;ma gi :0 7em}.mw-pa se -ou pu . avba -c -mi i{fo -size:114%;ma gi :0 4em}.mw-pa se -ou pu .i fobox . avba {fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu . avbox . avba {display:block;fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu . avbox- i le . avba {floa : igh ; ex -alig : igh ;ma gi -lef :0.5em}نبو محل احتمالی چشمه نخستین دیدار خسرو و شیرین عنوان اثری منظوم و عاشقانه از شاعر ایرانی، نظامی گنجوی است که همچنین منظومهٔ لیلی و مجنون را هم سروده‌است. این منظومه، داستان عشق خسرو پرویز پادشاه بزرگ شاهنشاهی ساسانی و شاهزاده ارمنی، شیرین، که بعدها ملکهٔ ارمنستان می‌شود را روایت می‌کند. محتویات ۱ ریشه‌های داستان ۱.۱ خسرو و شیرین در شاهنامه ۲ خلاصه داستان ۲.۱ شروع داستان ۲.۲ عاشق شیرین شدن ۲.۳ ورود فرهاد به داستان ۲.۴ مرگ فرهاد ۲.۵ مرگ مریم ۲.۶ ازدواج با شیرین ۲.۷ مرگ خسرو و شیرین ۳ نقد داستان ۳.۱ ارزش زن و ازدواج ۳.۲ مقایسه با داستان لیلی و مجنون ۴ سانسور توسط جمهوری اسلامی ۵ جستارهای وابسته ۶ پانویس ۷ منابع ۸ پیوند به بیرون ریشه‌های داستان داستان عاشقانهٔ خسرو و شیرین را به غیر از نظامی، فردوسی در شاهنامه و شاعران دیگر هم آورده‌اند و نسخه‌های مختلفی از آن با عنوان‌های «شیرین و فرهاد» هم موجود است. برخی معتقدند این داستان ریشه در فولکلور دارد. منصور یاقوتی معتقد است خسرو و شیرین یا شیرین و فرهاد از داستان‌های کردی منطقهٔ کرمانشاه بوده و نظامی که مادری کرد داشته با این داستان آشنا بوده و آن را بازسرایی کرده است.[۱] خسرو و شیرین در شاهنامه مقالهٔ اصلی: داستان خسرو با شیرین در شاهنامه، فردوسی بیشتر بر جنبه‌های حماسی، تاریخی و رزم‌آوری داستان تمرکز کرده، اما نظامی بیشتر بر روی جنبهٔ عاشقانه و عاطفی داستان تمرکز خود را معطوف داشته‌است.[۲] در شاهنامه تنها به موضوع بازگشت شیرین به پیش خسرو، که پس از ازدواج او با مریم و تولد شیرویه بوده، اشاره گردیده، که این موضوع با مخالفت درباریان مواجه میشود. در شاهنامه مرگ مریم به علت توطئه شیرین ذکر شده است. [۳] در روایت فردوسی او شیرین را دوست و محبوب سال‌های جوانی خسرو می‌خواند؛ اما دربارة موقعیت اجتماعی او و کنیز‌بودنش سخنی نمی‌گوید. البته واکنش و سخنان موبد و بزرگان ایران در برابر شیرین از فرودستی و موقعیت پست او حکایت می‌کند. از سوی دیگر شیرین هنگام رویارویی با خسرو بر بالای زرّین‌ستام ایستاده است و این می‌تواند نشانة کنیز‌بودن شیرین و حضور او در یکی از حرمسراهای شاهی و تلاشش برای رفتن به مشکوی زرّین و برخورداری از جایگاه نهادی بالاتر باشد. [۲] برخلاف روایت فردوسی و روایات تاریخی، شیرین در متن نظامی شاهزاده‌ای ارمنی است که پس از فوت عمّه‌اش، مهین‌بانو، به پادشاهی می‌رسد. او ازنظر موقعیت اجتماعی مرتبه‌ای همانند خسرو دارد و حتی زمانی‌که خسرو به او دل می‌بازد، جایگاهش از وی بالاتر است؛ زیرا خسرو در این زمان با کنارگذاشته‌شدن از پادشاهی، از ترس سپاهیان بهرام چوبین به ارمن پناه برده است.[۲] نظامی این داستان را به سفارش شاه سلجوقی، سلطان ارسلان سروده‌است. سلطان از نظامی خواسته بود که داستانی عاشقانه بسراید، اما موضوع آن را مشخص نکرده بود، نظامی داستان خسرو و شیرین را انتخاب کرد که در همان ناحیهٔ محل زندگی او رخ داده بود، و تا حدودی بر طبق رویدادهای تاریخی واقعی بود. نظامی خودش آن را شیرین‌ترین داستان دنیا به حساب آورده‌است. این داستان پس از نظامی توسط دیگر شاعران بارها بازگویی شده‌است. نظامی آن را با تأثیر از فردوسی و منظومه ویس و رامین اثر فخرالدین اسعد گرگانی سروده‌است. این منظومه ۶٬۱۵۰ بیت دارد و نظامی برای سرودن آن بیش از ۱۶ سال وقت صرف کرده‌است که تاریخ آن را مابین ۵۷۱ تا ۵۸۷ می‌دانند. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که امکان دارد نظامی این داستان را در سال ۵۷۱ پس از بر تخت نشستن طغرل به جای پدرش آغاز کرده‌است. همین دانشنامه از قول Be el می‌نویسد که نظامی آن را پس از مرگ همسر اول عزیزکرده خویش، آفاق سروده‌است.[۴] ساموئل ریچاردسون رمان پاملا را تألیف کرده‌است که داستان آن شباهت زیادی به داستان خسرو و شیرین دارد.[۵] خلاصه داستان خسرو در کنار قصر شیرین شروع داستان نظامی داستان را با تعریف و تفسیر عشق، زادن خسرو پرویز و آموزش و تربیت او آغاز می‌نماید.[۶] سپس به بیان عیش و نوش خسرو در خانهٔ یک دهقان می‌پردازد. خسرو با همراهان خود به شکار رفته، شبانگاه به خانهٔ دهقانی می‌رود به شادخواری چنگ و نوا مشغول می‌شود. بامدادان اسبی از آن‌ها به مزرعهٔ دهقان می‌رود و از محصول مزرعه می‌خورد و غلام خسرو نیز به مزرعه درمی‌آید و غوره‌ها را می‌خورد و تباه می‌کند. این کارها موجب خشم پدرش، هرمز چهارم گشته، دستور می‌دهد غلام را به صاحب خانه ببخشند، اسب را بکشند، چنگ را بشکنند، و خانه را به صاحب خانه ببخشند.[۷] اما با پادرمیانی بزرگان، هرمز، خسرو را می‌بخشد. همان شب خسرو در خواب، پدربزرگ خویش، خسرو انوشیروان را می‌بیند که به او مژده می‌دهد که به جای آن چهار رویداد ناگوار، چهار اتفاق خوب برای او خواهد افتاد: به جای آن غلام و غوره ترش، شیرین دلبر، به جای اسب از دست رفته، شبدیز، به جای آن تخت و خانه، تخت شاهی، و به جای آن چنگ، نواسازی و باربدی پرآوازه.[۸][۹] عاشق شیرین شدن کمی بعد، خسرو از دهان نقاش دربار که شاپور نام داشت، تعریف شیرین و شبدیز را می‌شنود و هنوز شیرین را ندیده، دلباختهٔ او می‌شود. و خسرو، شاپور را به ارمنستان می‌فرستد تا پیام دلدادگی خسرو را به شیرین برساند. شاپور در ارمنستان، چهرهٔ خسرو را می‌کشد و بر سر راه شیرین قرار می‌دهد، شیرین با دیدن نگارهٔ خسرو، دلباختهٔ او می‌شود. شاپور خودش را در نقش مغان درآورده و نزد شیرین می‌رود و داستان دلدادگی خسرو را را بیان می‌کند. شاپور انگشتر خسرو را به شیرین داده و به او می‌گوید که فردا به عزم شکار، بر شبدیز نشین، اما به تیسپون برو. روز بعد شیرین با کنیزان عزم شکار کرده، اما بی‌خبر از آن‌ها سوار شبدیز شده و به تیسپون می‌تازد. شیرین به چشمه‌ای می‌رسد، رخت‌هایش را از تن برآورده و مشغول شنا و آب‌تنی می‌شود. در آن سو خسروپرویز در تیسپون به نام خود سکه می‌زند که موجب خشم پدر می‌شود و به ناچار مجبور به ترک تیسپون می‌شود و به همان چشمه‌ای می‌رسد که شیرین در آن مشغول آب‌تنی بود. خسرو که هنوز شیرین را ندیده و نمی‌شناخت، با دیدن شیرین شور و غلغله‌ای در دلش بپا می‌شود و مخفیانه از پشت درخت نظاره‌گر او می‌شود.[۱۰] شیرین نیز از آب بیرون آمده و خسرو را می‌بیند، دلش به او نوید عشق می‌داد، ولی عقل می‌گفت که شاید او خسرو نباشد. بی‌درنگ بر اسب سوار شده و سوی تیسپون می‌رود. شیرین در تیسپون وقتی که باخبر می‌شود خسرو گریخته، اندوه‌گین می‌شود، درخواست می‌کند در مرغزاری خوش و خرم برای او قصری بسازند و او در آنجا منتظر خسرو می‌شود. خسرو پس از رسیدن به ارمنستان، شاپور را می‌بیند که خبر رفتن او به تیسپون را به خسرو می‌دهد. خسرو نزد مهین‌بانو، عمهٔ شیرین می‌رود. مهین‌بانو که نگران گم‌شدن شیرین بوده، به استقبال او رفته، و پس از اینکه می‌شنود شیرین حالش خوب است، دلش آرام می‌گیرد. مهین‌بانو اسبی تیزرو به نام «گلگون» که همتاز شبدیز است به شاپور می‌دهد تا نزد شیرین رفته و او را به ارمنستان بیاورد. در همین اوقات، خبر مرگ هرمز را برای خسرو که در ارمنستان بود می‌آورند و خسرو بی‌تاب می‌شود و سوار بر اسب سوی تیسپون می‌تازد و اینگونه می‌شود که وقتی شیرین به ارمنستان می‌رسد، خسرو را در آنجا نمی‌یابد.[۱۱] در همین اوقات بهرام چوبین شورش کرده و تخت شاهنشاهی را غصب می‌کند و جان خسرو به خطر می‌افتد. خسرو به ارمنستان گریخته[۱۲] و به‌طور اتفاقی در شکارگاهی شیرین را ملاقات می‌کند.[۱۳] از نام و نشان هم پرسیده و وقتی خود را همان عاشق و معشوق گمشده می‌بینند، سر از پا نشناخته و غرق شادی می‌شوند. مهین بانو به شیرین سفارش می‌کند که خسرو را هزاران خوبروست، تو نباید فریب خورده و گوهر خویش از دست بدهی، تا مبادا چون کام یافته، رهایت کند. شیرین با جان و دل قول می‌دهد که جز با ازدواج، با خسرو همبستر نشود.[۱۴] هر شب بزمی بود، خسرو را سرخوشی و شیرین را سرکشی، شیرین گوهر خویش را پاس می‌داشت و خسرو را به صبر دعوت می‌کرد. شیرین با خسرو عهد می‌کند که باید تخت شاهی را از بهرام پس گیرد. خسرو سوار بر اسب شده، سوی روم می‌تازد، قیصر روم سپاهی در اختیار خسرو گذاشته، دختر خود، مریم را هم به همسری او درمی‌آورد و او را راهی تیسپون می‌کند. در تیسپون، بهرام چوبینه شکست خورده، متواری می‌شود[۱۵] و خسرو بر تخت می‌نشیند.[۱۶] در همین اوقات مهین بانو از دنیا می‌رود و تخت ارمنستان به شیرین می‌رسد.[۱۷] اما مریم، مانع از رسیدن خسرو و شیرین به هم می‌شود. ورود فرهاد به داستان شیرین گله‌ای از گوسفندان، فرسنگ‌ها دورتر از قصر خویش بر فراز کوه بیستون داشت که هر روز خدمت‌کاران از آنجا برای شیرین، شیر می‌آوردند. شیرین در پی چاره برای کم کردن زحمت خدمتکاران بود، چرا که آوردن گله به نزدیکی امکان نداشت، چون گیاهی وحشی در آنجا می‌رویید که با خوردن آن توسط گوسفندان، شیر گوسفندان سمی می‌شد. شاپور، همکلاسی قدیم خویش، فرهاد را به شیرین معرفی می‌کند که یک مهندس بود. فرهاد با دیدن شیرین دلباختهٔ او می‌شود[۱۸] و جوبی از سنگ بین کوه و قصر بنا می‌کند تا شیر را از طریق آن به قصر منتقل کنند. ماجرای عشق فرهاد به گوش خسرو می‌رسد، تصمیم می‌گیرد که به زر او را از سر راه بردارد و اگر کارساز نبود، او را به سنگ‌تراشی فراوان وادارد تا از عشق شیرین دست بردارد.[۱۹] خسرو فرهاد را نزد خود می‌خواند و گفتگویی بین آن دو رخ می‌دهد:[۲۰] .mw-pa se -ou pu .b{ ex -alig :jus ify; ex -alig -las :jus ify;bo de :0}.mw-pa se -ou pu .bey {whi e-space: ow ap}.mw-pa se -ou pu . as aliq{li e-heigh :200%;fo -size:150%;fo -family:I a Nas aliq,"U du Emad Nas aleeq","No o Nas aliq U du","U du Typese i g","Jameel Noo i Nas aleeq","Nafees Nas aleeq","Nafees Nas aleeq v1.01",Nafees,"Pak Nas aleeq","PDMS_Jauha ",sa s-se if; ex -jus ify:i e -wo d;fo -weigh : o mal}.mw-pa se -ou pu . as aliq .b{ ex -jus ify:i e -wo d} نخستین بار گفتش کز کجاییبگفت از دار ملک آشنایی بگفت آنجا به صنعت در چه کوشندبگفت انده خرند و جان فروشند بگفتا جان‌فروشی از ادب نیستبگفت از عشق‌بازان این عجب نیست بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟بگفت از دل تو می‌گویی من از جان بگفتا عشق شیرین بر تو چون استبگفت از جان شیرینم فزون است بگفت از دل جدا کن عشق شیرینبگفتا چون زیم بی‌جان شیرین بگفت ار من کنم در وی نگاهیبگفت آفاق را سوزم به آهی مرگ فرهاد خسرو که می‌بیند فرهاد را با پول نتوان خرید، او را فریب داده و به دروغ به او می‌گوید که «کوهی در سر راه ماست که آمد و شد را دشوار کرده، اگر از میان آن راهی بسازی که آمد و شد را آسان کند، از عشق شیرین در خواهم گذشت». فرهاد می‌پذیرد و دست به کار می‌شود.[۲۱] ز بس سنگ وز بس گوهر که می‌ریخت دماغش سنگ با گوهر برآمیخت به گرد عالم از فرهاد رنجور حدیث کوه کندن گشت مشهور ز هر بقعه شدندی سنگ سایان به ماندندی در او انگشت خایان ز سنگ و آهنش حیران شدندی در آن سرگشته سرگردان شدندی آوازهٔ کار فرهاد به شیرین هم می‌رسد که یک شب برای او ساغری از شیر می‌برد. هنگام برگشت، اسب شیرین به حال مرگ می‌افتد و اگر فرهاد به موقع نرسیده بود، شیرین را بر زمین زده بود. فرهاد شیرین و اسبش را بدون کوچکترین آسیبی بر روی دوش خود به کاخ می‌رساند. جاسوسان خسرو خبر دیدار آن دو را برای خسرو می‌برند. خسرو خشمگین شده و پیکی نزد فرهاد می‌فرستد و به دروغ به او می‌گوید که شیرین مرده‌است. فرهاد از غم شنیدن این خبر، داغ بر دلش می‌افتد و جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند.[۲۲] شیرین با شنیدن خبر درگذشت فرهاد، به سوگ می‌نشیند و خسرو هم اگرچه نفس راحتی می‌کشد، اما از مرگ او در دل غمگین می‌شود. | خبر دادند سالار جهان را که چون فرهاد دید آن دلستان را درآمد زور دستش را شکوهی به هر زخمی ز پای افکند کوهی اگر ماند بدین قوت یکی ماه ز پشت کوه بیرون آورد راه سوی فرهاد رفت آن سنگدل مرد زبان بگشاد و خود را تنگدل کرد که‌ای نادان غافل در چکاری چرا عمری به غفلت می‌گذاری چو مرد ترش‌روی تلخ گفتار دم شیرین ز شیرین دید در کار برآورد از سر حسرت یکی باد که شیرین مرد و آگه نیست فرهاد دریغا آن چنان سرو شغبناک ز باد مرگ چون افتاد بر خاک ز خاکش عنبر افشاندند بر ماه به آب دیده شستندش همه راچو افتاد این سخن در گوش فرهاد ز طاق کوه چون کوهی درافتاد مرگ مریم در همین اثنا، مریم همسر خسرو هم به بستر بیماری می‌افتد و از دنیا می‌رود.[۲۳] خسرو پس از چهل روز سوگواری، نامه‌ای برای شیرین می‌نویسد و از او می‌خواهد تا به کاخ خسرو برود. اما شیرین جز به ازدواج با کابین سزاوار و احترام کاملی که چون ملکه به کاخ نرود، به هیچ چیز دیگری راضی نمی‌شود.[۲۴] خسرو که اصرار را بی‌فایده می‌بیند، تصمیم می‌گیرد حسادت زنانه شیرین را با عشق‌بازی با زنی دیگر به نام شکر که در اصفهان سکونت داشته، برانگیزد[۲۵] که این کار موجب دیرکرد بیشتر وصال آن دو می‌شود. درنهایت، خسرو به قصر شیرین رفته تا او را ببیند. شیرین که می‌بیند خسرو سرمست است، او را به داخل کاخ خویش راه نمی‌دهد و خصوصاً او را به خاطر دمسازی با شکر سرزنش می‌کند. خسرو غمگینانه آنجا را ترک می‌کند. ازدواج با شیرین شیرین پس از رفتن خسرو، دلش به آب و تاب می‌افتد و از کار خویش پشیمان می‌گردد[۲۶] و پس از یکسری رخدادهای عاشقانه، خسرو که می‌بیند شیرین بدون ازدواجی شکوه‌مندانه با کابین لازم، اجازه وصال نمی‌دهد، قول می‌دهد که هر چه زودتر مقدمات ازدواجی باشکوه را فراهم کند و کمی بعد ازدواجی باشکوه ترتیب داده می‌شود. با وجود اینکه خسرو به شیرین قول داده بود در شب وصال باده‌گساری نکند، اما بر پیمان خود پایدار نبود و آن شب را بیش از هر شب دیگری مشغول باده‌گساری می‌شود.[۲۷] چو شیرین گشت شیرین‌تر ز جلاب صلا در داد خسرو را که دریاب بخور کاین جام شیرین نوش بادت بجز شیرین همه فرموش بادت به خلوت بر زبان نیکنامی فرستادش به هشیاری پیامی که جام باده در باقی کن امشب مرا هم باده هم ساقی کن امشب مشو شیرین پرست ار می‌پرستی که نتوان کرد با یک دل دو مستی شیرین که این را می‌بیند، دایهٔ پیر و زشت خود را آرایش کرده و به جای خود بر بستر خسرو می‌فرستد. خسرو که مست بود، به او حمله‌ور شده و جام و باده از دست پیرزن می‌افتد و تا خسرو قصد همبستری با او را می‌کند، شیرین از پشت پرده بیرون می‌آید و دایه را نجات می‌دهد و خودش هم در کنار خسرو به خواب می‌رود. صبح خسرو به هوش می‌آید و شیرین را در کنار خود می‌بیند، دیگر وقت وصال رسیده بود. آن‌ها یک ماه را در حجله زفاف می‌مانند. خسرو که به همهٔ آرزوهایش رسیده بود، حکومت ارمنستان را به شاپور می‌بخشد. در این موقع، نظامی گفتگویی فلسفی از زبان خسرو و وزیرش را دربارهٔ موضوعات مختلف بیان می‌دارد. مرگ خسرو و شیرین خسرو از همسر پیشین خود، مریم، پسری بدگهر به نام شیرویه داشت که به چشم شهوت به شیرین می‌نگریست. شیرویه حتی وقتی نه ساله بود می‌گفت «شیرین کاشکی بودی مرا جفت». پدر همواره از پسر ناخشنود بود. پس از اتفاقاتی که موجب خلع سلطنت خسرو می‌شود، شیرویه بر تخت نشسته و قصد جان خسرو را می‌کند، پس از رشته اتفاقاتی، شیرویه بالاخره خسرو و تمام برادران خود را می‌کشد و نامه‌ای برای شیرین می‌نویسد و به او می‌گوید که یک هفتهٔ بعد باید به قصر او برود. شیرین بسیار دلگیر می‌شود. در مراسم کفن و دفن خسرو، مردم فراوان گرد می‌آیند و جنازهٔ خسرو را سوی دخمه می‌برند. همه سران کشور تا غلامان و کنیزان مشغول سوگواری بودند، جز شیرین، او چنان شاد وانمود می‌کرد که همه می‌پنداشتند انگار او را غمی نیست. شیرویه نیز شاد بود که می‌دید شیرین دیگر در اختیار اوست.[۲۸] دل شیرویه شیرین را ببایستولیکن با کسی گفتن نشایست نهانی کس فرستادش که خوش باشیکی هفته درین غم بارکش باش چو هفته بگذرد ماه دو هفتهشود در باغ من چون گل شکفته خداوندی دهم بر هر گروهش ز خسرو بیشتر دارم شکوهش چو گنجش زیر زر پوشیده دارم کلید گنج‌ها او را سپارم چو شیرین این سخنها را نیوشید چو سرکه تند شد چون می بجوشید فریبش داد تا باشد شکیبش نهاد آن کشتنی دل بر فریبش پس از اینکه تابوت را به درون گنبد می‌برند، شیرین به داخل گنبد رفته و از موبدان و دیگران می‌خواهد که همان‌جا بمانند و وارد گنبد نشوند. سپس خسرو را می‌بوسد و با فرود آوردن خنجری بر جگرگاه خویش، خودکشی می‌کند. آن‌ها را در یک گور دفن می‌کنند. نقد داستان ارزش زن و ازدواج نظامی گنجوی در داستان خسرو و شیرین، شکوه باستانی ایران و ارزش والای زن و ازدواج در ایران باستان و نقش و اهمیت پیشوایان دینی، حکیمان و هنرمندان را بیان می‌کند. در این داستان، اصالت‌های اخلاقی و انسانی ایران باستان و نقش والای فکر و کرامت‌های انسانی در آن زمان نشان داده شده‌است، مثلاً شیرین ضمن داشتن عشقی شدیدی و سوزناک به خسرو، در برابر تمایلات و خواسته‌های هوس‌انگیز خسرو از خود استقامت نشان می‌دهد و گوهر خویش را حفظ می‌کند. نظامی در این داستان که در شمال و غرب ایران رخ می‌دهد، با توصیف آبادانی‌ها، باغ‌ها و بوستان‌های زیبا، آبادانی کشور و ارزش‌دهی به کار و کوشش را در آن دوران نشان می‌دهد. در آن سو، نظامی بیان می‌دارد که چگونه عواملی همچون خیانت‌کاری سران کشور، غرور و ستمگری شاهان و شاهزادگان، موجب پریشانی کشور شده و راه را برای گشودن ایران به دست اعراب باز می‌کند. در این داستان چهار نوع عشق وجود دارد. عشق پاک و خالص فرهاد نسبت به شیرین، عشق هوس‌آلود خسرو نسبت به شیرین، عشق خردمندانهٔ شیرین نسبت به خسرو، و عشق خائنانه، هوس‌ناک و سلطه‌گرانهٔ شیرویه نسبت به شیرین.[۲۹] مقایسه با داستان لیلی و مجنون در مقایسه با داستان لیلی و مجنون، از همین شاعر، خسرو و شیرین در مکانی سرسبز و خرم اتفاق می‌افتد، اما لیلی و مجنون در صحرای خشک عربستان. ایرانیان مردمانی شاد و شادخوار، ثروتمند، اهل رزم و بزم و می‌گساری و شکار بودند، در حالی که اعراب به تعصب و خشک‌مغزی معروف بوده‌اند. در خسرو و شیرین، زن نقش اول را در انتخاب همسر و حتی حکومت دارد. زنان دوش به دوش مردان و هم‌سان با آنان به حکمرانی، بزم و شادی، شکار و سرگرمی می‌پردازند و در عین حال گوهر عفاف خود را پاس داشته و با عزت نفس و شخصیت مساوی مردان به سر می‌بردند. مثلاً در داستان خسرو و شیرین، شیرین خود به تنهایی به شکار رفته، به تنهایی سوار بر اسب سوی تیسپون می‌تازد، بر تخت سلطنت می‌نشیند، و در عین حال، در برابر کام‌خواهی خسرو مقاومت کرده و گوهر عفاف خویش را پاس می‌دارد. شیرین خسرو را به بازپس‌گیری تخت و تاج تشویق می‌کند و سرانجام هم بدون ازدواج و کابین درخور هرگز تن به ازدواج به خسرو نمی‌دهد. شیرین در نهایت در راه عشق با شجاعت و ایثار خود را فدا می‌کند. در مقابل، لیلی زنی بی‌نوا و تحت ستم است که جز آه و اشک نصیبی ندارد و حتی به او اجازهٔ دیدار مجنون هم داده نمی‌شود. لیلی از حق انتخاب همسر محروم است، چه رسد به شکار و بزم و حکومت و رقص و غیره. در داستان خسرو و شیرین، علم و حکمت و دانش و اخلاق ایرانیان باستان تشریح شده، در حالی که در لیلی و مجنون از این سخنان خبری نیست. بلکه تعصب و غیرت و گاه جوان‌مردی و مروت دیده می‌شود. داستان خسرو و شیرین سراسر امید و شور و شوق است، در حالی که داستان لیلی و مجنون سراسر درد و داغ و سوز و هجران، در جامعه‌ای که عشق در آن حرام است و جرم زن خیمه‌نشینی و خانه‌نشینی که حق انتخاب ندارد.[۳۰] سانسور توسط جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۰، زمانی که انتشارات پیدایش سفارش هشتمین چاپ مجدد منظومه خسرو و شیرین را داد، با مخالفت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مواجه شد. بنا به گفته مدیر این انتشارات، حکومت اسلامی به مواردی نظیر «تماس دست، در آغوش کشیدن، به خلوت رفتن، رقصیدن و عیش و مستی» اصلاحیه وارد ساخته است. همچنین عنوان داشته شده که مصرع «چو مست از جام می نگذاشت باقی» نیز باید از منظومه حذف گردد.[۳۱] جستارهای وابسته جمشید و خورشید زال و رودابه ناظر و منظور یوسف و زلیخا مهین بانو پانویس ↑ خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا): مروری بر فراز و نشیب‌های ادبیات کردی در عراق، ترکیه، سوریه و ایران، نوشته‌شده در ۳ اسفند ١٣۹۵؛ بازدید در ۱۴ مهر ۱۳۹۹. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «تحلیل دگرگونی شخصیت شیرین از روایت فردوسی تا روایت نظامی با‌تکیه‌بر عناصر گفتمان‌مدار شاهنامه و خسرو و شیرین». متن شناسی ادب فارسی دوره 9، شماره 4 - شماره پیاپی 36 زمستان 1396 صفحه 93-113. کاراکتر li e feed cha ac e در |تاریخ= در موقعیت 20 (کمک); تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک).mw-pa se -ou pu ci e.ci a io {fo -s yle:i he i }.mw-pa se -ou pu q{quo es:"\"""\"""'""'"}.mw-pa se -ou pu code.cs1-code{colo :i he i ;backg ou d:i he i ;bo de :i he i ;paddi g:i he i }.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-f ee a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/6/65/Lock-g ee .svg/9px-Lock-g ee .svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io : igh .1em ce e ;paddi g- igh :1em;paddi g-lef :0}.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu .cs1-lock- egis a io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/d/d6/Lock-g ay-al -2.svg/9px-Lock-g ay-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io : igh .1em ce e ;paddi g- igh :1em;paddi g-lef :0}.mw-pa se -ou pu .cs1-lock-subsc ip io a{backg ou d:u l("//upload.wikimedia.o g/wikipedia/commo s/ humb/a/aa/Lock- ed-al -2.svg/9px-Lock- ed-al -2.svg.p g") o- epea ;backg ou d-posi io : igh .1em ce e ;paddi g- igh :1em;paddi g-lef :0}.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-f ee a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-subsc ip io a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock-limi ed a,.mw-pa se -ou pu div[di =l ] .cs1-lock- egis a io a{backg ou d-posi io :lef .1em ce e ;paddi g-lef :1em;paddi g- igh :0}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io {colo :#555}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io spa ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io spa {bo de -bo om:1px do ed;cu so :help}.mw-pa se -ou pu .cs1-hidde -e o {display: o e;fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-visible-e o {fo -size:100%}.mw-pa se -ou pu .cs1-subsc ip io ,.mw-pa se -ou pu .cs1- egis a io ,.mw-pa se -ou pu .cs1-fo ma {fo -size:95%}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -lef ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl-lef {paddi g-lef :0.2em}.mw-pa se -ou pu .cs1-ke - igh ,.mw-pa se -ou pu .cs1-ke -wl- igh {paddi g- igh :0.2em} ↑ «گنجور » فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۶». ga joo . e . دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۶-۱۶. ↑ «ḴOSROW O ŠIRIN». ENCYCLOPÆDIA IRANICA. اوت ۱۵, ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۵ دسامبر ۲۰۱۵. ↑ بررسی تطبیقی«خسرو و شیرین»نظامی و«پاملا»ی ساموئل ریچاردسوون |دکتر محمد رضا نصراصفهانی، مریم حقّی |صص:061-141| ↑ «آغاز داستان خسرو و شیرین». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «به خواب دیدن خسرونیای خویش انوشیروان را». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «رسیدن خسرو به ارمن نزد مهین بانو». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «گریختن خسرو از بهرام چوبین». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «بهم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «اندرز و سوگند دادن مهین بانو شیرین را». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «جنگ خسرو با بهرام و گریختن بهرام». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «بر تخت نشستن خسرو به مدائن بار دوم». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «نشستن شیرین به پادشاهی بر جای مهین بانو». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «آغاز عشق فرهاد». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «آگاهی یافتن خسرو از عشق فرهاد». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «مناظره خسرو با فرهاد». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «کوه کندن فرهاد و زاری او». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «مردن مریم و تعزیت‌نامه شیرین به خسرو از راه باد افراه». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «رسیدن نامه شیرین به خسرو». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «زفاف خسرو و شیرین». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ «کشتن شیرویه خسرو را». گنجور. دریافت‌شده در ۲۴ مارس ۲۰۱۷. ↑ حشمت‌الله ریاضی (۱۳۸۵)، داستان‌ها و پیام‌های نظامی گنجوی، انتشارات حقیقت، ص. ۶۸–۶۹ ↑ حشمت‌الله ریاضی (۱۳۸۵)، داستان‌ها و پیام‌های نظامی گنجوی، انتشارات حقیقت، ص. ۷۳–۷۵ ↑ «با تصمیم ارشاد؛ «خسرو و شیرین» دیگر به خلوت نمی‌روند». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۷-۳۱. منابع حسین، الهی قمشه‌ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵. ستایشگر، مهدی (۱۳۸۱)، واژه نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد اوّل، تهران: اطلاعات، شابک ۹۶۴-۴۲۳-۳۰۵-۰ یادگار گنبد دوار، تألیف منصور ثروت، چاپ امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۰ فرهاد در دانشنامه ایرانیکا خسرو و شیرین در ایرانیکا پیوند به بیرون نبومنظومه‌های عاشقانهٔ ادب فارسیبرگرفته از سنت ایرانی آدم و پری آذر و سمندر ازهر و مزهر امیر و گوهر امیرارسلان و فرخ‌لقا اورنگ و گلچهر ایرج و گیتی ایرج و هوبره باقر و گل‌اندام بدر منیر و بی‌نظیر بدیع‌الجمال و سیف‌الملوک بدیع‌الزمان و قمرچهر بشر و هند بهار و ناهید بهرام و بهروز بهرام و زهره بهرام و گل‌اندام بهرام و ناهید بهرام و نرسی بهرام‌نامه بیژن و منیژه بیژن‌نامه بیمار و طبیب توبه و لیلی ثمرةالفواد و نتیجةالوداد جلالیه جم و گل جمال و جلال جمشید و خورشید جمشید و دختر گورنگ‌شاه چاه وصال حبیب و رباب حسن جهانگیر حسن گل‌سوز حسن و جان حسن و دل حسن و عشق حسن و گوهر حسن و ناز حسینا و دلارام حیدربیک و صنوبر حیدربیک‌نامه خرم و زیبا خرم و صنوبر خسرو و شیرین خمش خاتون و شاهزاده هوسران خورشید و ماه خورشید و مهپاره خورشیدآفرین و فلک‌ناز خورشیدشاه و چندا خیر و دختر کرد داود و تبشیع در مکنون دستور عشق دستور عفاف دل و جان دلبر و شیدا دلسوزنامه دلکش و پریوش راح و ریحان راز و نیاز راغب و مرغوب رستم و تهمینه رعنا و زیبا زال و رودابه زهره و خورشید زهره و منوچهر زور عشق زیب و زیور ساتن و مینا سام و بهرام سام و پری سام و پری‌دخت سحر حلال سخ‌بت رخنگ‌بت سرو و تذرو سرو و گل سعد و سعید سعد و همایون سعدی و سلمی سلیم و سلمی سودابه و سیاوش سوز و گداز سیف‌الملوک و بدیع‌الجمال شادبهر و عین‌الحیوة شاه و درویش شاه و کنیزک شاهد و عزیز شاهد و مشهود شمس و قمر شمع و پروانه شور خیال شور محمود و مرزینگان شیخ صنعان و دختر ترسا شیدوش و ناهید فرهاد و شیرین صنم و برهمن طالب و زهره طاهر و زهره عاشق و معشوق عزیز و غزال عزیز و نگار عشق‌نامه عیش‌نامه فایز و پریزاد فرخ و گل‌رخ فرخ و گل‌نار فلک‌ناز و خورشیدآفرین فیروز و حسن‌آرا فیروز و شهناز فیروز و شوخ فیروز و نسرین قاصد و مقصود کارستان گل و بلبل گل و خسرو گل و نوروز گلزار عباسی گل‌رخ و هرمز گوی و چوگان لعل و گوهر مانی و مینو محزون و محبوب محفل‌آرا محمد حنیفه و شعری محمود و ایاز معتمر و عینیه ملک‌زاد و نوش‌لب ملک‌زاده و پری‌دخت مهر و ماه مهر و محبت مهر و مشتری مهر و نگار مهر و هلال مهر و وفا میرزا و صاحبه ناز و نیاز ناظر و منظور نقاش و صورت نگارستان چین نوروز و جمشید هرمزآفرین و بهروز هشت بهشت هفت اختر هفت‌پیکر همای و گُل‌کامکار همای و همایون همایون و فلک‌ناز همایون و لعل‌پرور همایون‌فال و گل‌اندام همای‌نامه واله و سلطان ویس و رامین برگرفته از ادب هندی ارژنگ عشق جهانگیر و نورجهان چندرکرن چنیسر و لیلا خضرخان و دولرانی دولت‌خان و دختر راجه رام و سیتا رانی کیتکی و سندر رتن و پدومات سسی و پنون کامروپ و کاملتا مادهونل و کام کندلا مدهومالت و منوهر ملک‌خورشید و معشوق بنارس میگا و مینوهر نل و دمن هنس و جواهر هیر و رانجها برگرفته از ادب عربی بثیه و جمیل دعد و رباب رابعه و بکتاش زید و زینب سعد و اسماء سلیمان و بلقیس شعله و عفرا عروه و عفرا لیلی و مجنون ورقه و گلشاه یوسف و زلیخا برگرفته از ادب یونانی سلامان و آبسال وامق و عذرا برگرفته از «h ps://fa.wikipedia.o g/w/i dex.php? i le=خسرو_و_شیرین&oldid=33392596» رده‌ها: منظومه‌های عاشقانه فارسیادبیات تصوفاساطیر ایرانیافراد ضرب‌المثلیافسانه‌های قرون وسطیبیستون در ادبیات داستانیحافظه جهانی یونسکو در ایرانحماسه‌های فارسیخسرو پرویزادبیات داستانی پایه ملیتداستان‌های ایرانیداستان‌های شاهنامهداستان‌های عشقیزوج‌های ادبیزوج‌های تخیلیشعر مثنویشعرهای عاشقانهشعرهای فارسیفرهنگ عامه در کرمانشاهقصر شیرین در ادبیات داستانیکتابخانه یونسکوکتاب‌های سده ۱۲ (میلادی)کتاب‌های شعرکرمانشاه در ادبیات داستانیمنظومه‌های فارسینظامی گنجویرده‌های پنهان: خطاهای یادکرد: کاراکترهای نامرئیخطاهای یادکرد: تاریخویکی‌سازی رباتیک

 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین

 

بخش ۱ - سرآغاز

بخش ۲ - در توحید باری

بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت

بخش ۴ - آمرزش خواستن

بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم

بخش ۶ - در سابقه نظم کتاب

بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان

بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز

بخش ۹ - خطاب زمین بوس

بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان

بخش ۱۱ - در پژوهش این کتاب

بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق

بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب

بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین

بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز

بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر

بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را

بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز

بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین

بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول

بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم

بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم

بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور

بخش ۲۴ - گریختن شیرین از نزد مهین بانو به مداین

بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار

بخش ۲۶ - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین

بخش ۲۷ - ترتیب کردن کوشک برای شیرین

بخش ۲۸ - رسیدن خسرو به ارمن نزد مهین بانو

بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور

بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین

بخش ۳۱ - آگاهی خسرو از مرگ پدر

بخش ۳۲ - بر تخت نشستن خسرو بجای پدر

بخش ۳۳ - باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین بانو

بخش ۳۴ - گریختن خسرو از بهرام چوبین

بخش ۳۵ - بهم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه

بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین بانو شیرین را

بخش ۳۷ - صفت بهار و عیش خسرو و شیرین

بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزمگاه

بخش ۳۹ - افسانه گفتن خسرو و شیرین و شاپور و دختران

بخش ۴۰ - افسانه‌سرائی ده دختر

بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او

بخش ۴۲ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین و رفتن به روم و پیوند او با مریم

بخش ۴۳ - جنگ خسرو با بهرام و گریختن بهرام

بخش ۴۴ - بر تخت نشستن خسرو به مدائن بار دوم

بخش ۴۵ - نالیدن شیرین در جدائی خسرو

بخش ۴۶ - وصیت کردن مهین بانو شیرین را

بخش ۴۷ - نشستن شیرین به پادشاهی بر جای مهین بانو

بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین

بخش ۴۹ - بزم‌آرائی خسرو

بخش ۵۰ - (سی لحن باربد)

بخش ۵۱ - شفاعت کردن خسرو پیش مریم از شیرین

بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین

بخش ۵۳ - آغاز عشق فرهاد

بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین

بخش ۵۵ - آگاهی یافتن خسرو از عشق فرهاد

بخش ۵۶ - رای زدن خسرو در کار فرهاد

بخش ۵۷ - مناظره خسرو با فرهاد

بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او

بخش ۵۹ - رفتن شیرین به کوه بیستون و سقط شدن اسب وی

بخش ۶۰ - آگاهی خسرو از رفتن شیرین نزد فرهاد و کشتن فرهاد به مکر

بخش ۶۱ - تعزیت‌نامه خسرو به شیرین به افسوس

بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیت‌نامه شیرین به خسرو از راه باد افراه

بخش ۶۳ - رسیدن نامه شیرین به خسرو

بخش ۶۴ - صفت داد و دهش خسرو

بخش ۶۵ - شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را

بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی

بخش ۶۷ - رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانه شکار

بخش ۶۸ - دیدن خسرو شیرین را و سخن گفتن با شیرین

بخش ۶۹ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

بخش ۷۰ - پاسخ دادن خسرو شیرین را

بخش ۷۱ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

بخش ۷۲ - پاسخ خسرو شیرین را

بخش ۷۳ - پاسخ دادن شیرین به خسرو

بخش ۷۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را

بخش ۷۵ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

بخش ۷۶ - پاسخ خسرو شیرین را

بخش ۷۷ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

بخش ۷۸ - بازگشتن خسرو از قصر شیرین

بخش ۷۹ - پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو

بخش ۸۰ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین

بخش ۸۱ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

بخش ۸۲ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین

بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

بخش ۸۴ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین

بخش ۸۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو

بخش ۸۶ - سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین

بخش ۸۷ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

بخش ۸۸ - بیرون آمدن شیرین از خرگاه

بخش ۸۹ - آوردن خسرو شیرین را از قصر به مدائن

بخش ۹۰ - زفاف خسرو و شیرین

بخش ۹۱ - اندرز شیرین خسرو را در داد و دانش

بخش ۹۲ - سوال و جواب خسرو و بزرگ امید

بخش ۹۳ - اولین جنبش

بخش ۹۴ - چگونگی فلک

بخش ۹۵ - اجرام کواکب

بخش ۹۶ - مبداء و معاد

بخش ۹۷ - گذشتن از جهان

بخش ۹۸ - در بقای جان

بخش ۹۹ - در چگونگی دیدار کالبد در خواب

بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ

بخش ۱۰۱ - چگونگی زمین و هوا

بخش ۱۰۲ - در پاس تندرستی از راه اعتدال

بخش ۱۰۳ - چگونگی رفتن جان از جسم

بخش ۱۰۴ - تمثیل موبد اول

بخش ۱۰۵ - تمثیل موبد دوم

بخش ۱۰۶ - تمثیل موبد سوم

بخش ۱۰۷ - تمثیل موبد چهارم

بخش ۱۰۸ - در نبوت پیغمبر اکرم

بخش ۱۰۹ - گفتن چهل قصه از کلیله و دمنه با چهل نکته

بخش ۱۱۰ - حکمت و اندرز سرائی حکیم نظامی

بخش ۱۱۱ - صفت شیرویه و انجام کار خسرو

بخش ۱۱۲ - کشتن شیرویه خسرو را

بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو

بخش ۱۱۴ - نتیجه افسانه خسرو و شیرین

بخش ۱۱۵ - در نصیحت فرزند خود محمد گوید

بخش ۱۱۶ - در خواب دیدن خسرو پیغمبر اکرم را

بخش ۱۱۷ - نامه نبشتن پیغمبر به خسرو

بخش ۱۱۸ - معراج پیغمبر

بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب

بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را

بخش ۱۲۱ - تأسف بر مرگ شمس‌الدین محمد جهان پهلوان

آخرین مطالب